نگرشی نو

علمی

مقدمه

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم آخر ، ننمایی وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

                                 ( مولوی )

 

با سلام

          به وبلاگ نگرشی نو خوش آمدید .

این وبلاگ درمورد کودکان است و موضوعات مربوط به کودکان ، سخنان بزرگان دین در مورد کودکان ، معرفی کتاب و .... است .

مقدمه :

کودکان امروز بزرگسالان فردا و آینده سازان فردا و سرمایه های کشور هستند پس بیایید تا برای بهتر شدن آنها تلاش کنیم و دربارۀ کودکان و مسائل مربوط به کودکان بیشتر و بهتر بدانیم و نسلهای آینده را بهتر تربیت کنیم . بیایید تا کودکان را از تمام جوانب رشد دهیم نه فقط از یک جنبه و از دیدگاه خودمان . به کودکان بیشتر بها دهیم . به کودکان نزدیک شویم و برایشان به عنوان یک دوست باشیم فرصت را از دست ندهیم و راه را برای دیگران باز نگزاریم تا دیگران با عنوان دوست به کودکان نزدیک شوند و هرآنچه که می خواهند از کودکان ما بسازند و آن زمان دیگر دیر خواهد بود تا به فکر چاره و درمان باشیم پس در هر زمانی پیشگیری بهتر از درمان است . بیایید با دقت بیشتری به کودکانمان  و نیازهایشان توجه کنیم . نیازهای سنی کودکان را بدانیم و بگذاریم که کودکان کودکی کنند و کودکی را از کودکانمان نگیریم . فقط به فکر کودکان خود نباشیم واز دیگر کودکان بی سرپرست و نیازمند قافل نشویم . هر شخص از ابتدا بزهکار و خلافکار نیست اگر در همان کودکی کسی دست آنها را می گرفت شاید آنها نیز سرنوشت بهتری داشتند . اگر اکنون دست کودکان نیازمند را بگیریم شاید در آینده افراد خلافکار و... کمتری داشته باشیم . ما دست آنها را بگیریم قبل از آنکه کسان دیگری دست آنها را بگیرند و آنها را برای کارهای خلاف تربیت کنند و آینده و سرنوشت کودکان معصوم و پاک را به تباهی بکشند که دود آن نیز به چشم کودکان ما نیز خواهد رفت . آینده کودکان نیز در دستان ماست اگر ما انتخاب درستی بکنیم و زندگی خوبی داشته باشیم کودکانمان نیز راه درستی را پیش خواهند گرفت ولی اگر اینگونه نباشد مسئول آوارگی و به خطا رفتن کودکانمان خودمان خواهیم بود . پس به فکر کودکان پاک و معصوم باشیم و آنها را دریابیم .
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 11:16  توسط رقیه شیری  | 

فلسفه کودکی - مراحل روانی جنسی فروید - اریکسون - پیاژه - دوره های اصلی رشد - رشددر اوایل کودکی - رشد

فلسفۀ کودکی :

در اروپای قرون وسطی ( قرن ششم تا پانزدهم ) ، کودکی به صورت دوره ای مجزا از بزرگسالی در نظر گرفته می شد . نقاشان قرون وسطی اغلب کودکان را در لباسهای شل و راحت در حال بازی کردن و نگاه کردن به بزرگسالان ترسیم می کردند . کتابها حاوی اصطلاحاتی بودند که کودکان را از سایر افراد متمایز می کردند و کتابهای راهنمایی که توصیه هایی را دربارۀ مراقبت از کودک ، از جمله سلامتی ، تغذیه ، پوشاک و بازی ارایه می دادند ، در قرن چهاردهم متداول بودند ( الکساندر-بیدون و لت ، 1997) . قوانین اعلام می کردند که باید از کودکان در برابر کسانی که ممکن است با آنها بدرفتاری کنند ، محافظت شود و دادگاهها در مورد کودکان قانون شکن به خاطر سالهای حساس آنها ، نرمش نشان می دادند. با این حال ، نوشته های مذهبی ، دربارۀ ماهیت اساسی کودکان عقاید متضادی را در برداشتند و گاهی کودکان را به صورت موجوداتی که شیطان بر آنها غالب شده و باید پالایش شوند و زمانی آنها را به صورت موجودات بی گناهی که به فرشتگان نزدیک هستند ، توصیف می کردند ، ( هاناوالت ، 2003 ) . هردو عقیده از دیدگاههای بعدی دربارۀ کودکی خبر می دادند .

درقرن شانزدهم ،عقیدۀ پیوریتانها (خشکه مقدسها) به گناهکاری ذاتی به این دیدگاه منجر شد که کودکان به طور فطری شرور و لجوج هستند . برای رام کردن کودک منحرف،روشهای فرزندپروری خشن و محدودکننده ای توصیه شدند.با اینکه روش تنبیهی فلسفۀ متداول فرزند پروری بود ، اما عطوفت اغلب والدین خشکه مقدس به فرزندانشان مانع از آن می شد که از روشهای بسیار سرکوبگرانه استفاده کنند . در عوض ، آنها سعی کردند به پسرها و دخترهای خود یادبدهند برای تشخیص درست از غلط از عقل و منطق استفاده کنند(کلارک– استوارت، 1998).هنگامیکه والدین خشکه مقدس ، متکی به نفس بودن و خویشتنداری را به فرزندان خود آموختند، به تدریج بین شدت عمل به خرج دادن و آسان گیر بودن نوعی تعادل برقرار کردند.

(  برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی( جلد اول ) – تألیف : لورا برک – ترجمه : یحیی سید محمدی – صفحه 20 )

مراحل روانی – جنسی فروید :

دهانی ( تولد تا 1 سالگی ) – مقعدی ( 1 تا 3 سالگی ) : کودکان نوپا و پیش دبستانی از نگهداشتن و رها کردن ادرار و مدفوع لذت می برند . آموزش استفاده از توالت ، مسئلۀ مهمی بین والد و فرزند می شود . اگر والدین اصرار داشته باشند که کودکان قبل از اینکه آمادگی داشته باشند آموزش ببینند ، یا چنانچه آنها توقع خیلی کم داشته باشند ، تعارض های مربوط به کنترل مقعد ممکن است به شکل نظم و پاکیزگی بیش از حد یا شلختگی و بی نظمی آشکار شوند .  آلتی ( 3 تا 6 سالگی ) : هنگامی که کودکان پیش دبستانی از تحریک اندام تناسلی لذت می برند ، تعارض ادیپ در مورد پسرها و تعارض الکترا در مورد دخترها ایجاد می شود : کودکان نسبت به والد جنس مخالف احساس جنسی می کنند . آنها برای اجتناب از تنبیه، این میل را رها کرده و خصوصیات و ارزشهای والد هم جنس را می پذیرند . در نتیجه ، فراخود شکل می گیرد ، و کودکان هربار که از این معیارها تخلف کنند ، احساس گناه میکنند . نهفتگی ( 6 تا 11 سالگی ) : غرایز جنسی خفته هستند و فراخود بیشتر رشد میکند.کودک از بزرگسالان و همسالان هم جنس خارج ازخانواده ،ارزشهای اجتماعی تازه ای را کسب میکند . تناسلی (نوجوانی).

(  برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی( جلد اول ) – تألیف : لورا برک – ترجمه : یحیی سید محمدی – صفحه 26 )  

مراحل روانی– اجتماعی اریکسون همراه با مراحل روانی– جنسی متناسب باآنها :

اعتماد در برابر بی اعتمادی ( دهانی ) تولد تا 1 سالگی – خودمختاری در برابر شرم و تردید ( مقعدی ) 1 تا 3 سالگی : کودکان با به کارگیری مهارت های ذهنی و حرکتی ، می خواهند خودشان انتخاب کنند و تصمیم بگیرند . خودمختاری زمانی پرورش می یابد که والدین امکان انتخاب آزاد را فراهم کرده و به کودک فشار نیاورند یا او را شرمنده نکنند . ابتکار عمل در برابر احساس گناه ( آلتی ) 3 تا 6 سالگی : کودکان از طریق بازی وانمود کردن ، نوع آدمی را که می توانند بشوند کاوش می کنند . ابتکار عمل – احساس بلندپروازی و مسئولیت – زمانی شکل میگیرد که والدین از درک جدید هدف و مقصود در فرزند خود حمایت کنند . در صورتی که والدین زیاد توقع داشتند باشند که فرزند آنها خود را کنترل کند، موجب احساس گناه دراو میشوند.سخت کوشی دربرابر احساس حقارت ( نهفتگی ) 6 تا 11 سالگی:کودکان در مدرسه ، توانایی کارکردن و همکاری کردن با دیگران را پرورش می دهند.احساس حقارت در صورتی ایجاد میشود که تجربیات ناگوار در خانه،در مدرسه ، یا با همسالان به احساس بی کفایتی منجر شوند.هویت دربرابرسردرگمی هویت (تناسلی) نوجوانی– صمیمیت دربرابر انزوا اوایل بزرگسالی (جوانی) – زایندگی در برابر رکود ،میانسالی– انسجام خود در برابر نا امیدی اواخر بزرگسالی ( پیری ) . ( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی(جلد اول )– تألیف:لورا برک – ترجمه :یحیی سیدمحمدی– صفحه 28 )

مراحل رشد شناختی پیاژه :

حسی – حرکتی ( تولد تا 2 سالگی ) – پیش عملیاتی ( 2 تا 7 سالگی ) : کودکان پیش دبستانی برای بازنمایی کشفیات حسی – حرکتی قبلی خود از نمادها استفاده می کنند . رشد زبان و بازی وانمود کردن صورت میگیرند.با این حال ، تفکر فاقد منطق دو مرحلۀ بعدی است.عملیات عینی ( 7 تا 11 سالگی ) : استدلال کودکان منطقی میشود.کودکان دبستانی میفهمند که مقدار لیموناد یا خمیربازی حتی بعد از اینکه شکل آنها تغییر یافته است ، ثابت می ماند . آنها همچنین اشیا را در طبقات و زیر طبقات سازمان می دهند . با این حال ، تفکر آنها هنوز انتزاعی نیست . عملیات صوری(11سالگی به بعد).( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تاکودکی(جلد اول)– تألیف: لورا برک – ترجمه:یحیی سید محمدی – صفحه 33 )

دوره های اصلی رشد انسان :

پیش از تولد ( لقاح تا تولد ) – نوباوگی و نوپایی ( تولد تا 2سالگی ) –

اویل کودکی ( 2تا6سالگی ) : در طول (سالهای بازی)، مهارتهای حرکتی اصلاح میشوند ، تفکر و زبان با سرعت حیرت انگیزی گسترش می یابند ، درک اصول اخلاقی آشکار میشود ، و کودکان برقرار کردن روابط با همسالان را آغاز میکنند.

اواسط کودکی ( 6تا11سالگی ) : سالهای دبستان با پیشرفت هایی در توانایی های ورزشی؛ فرایندهای تفکر منطقی ؛مهارتهای سوادآموزی ؛ درک کردن خویشتن، اصول اخلاقی ، و روابط دوستی؛ وعضویت در گروه همسالان مشخص میشود.

نوجوانی ( 11تا18سالگی ) – اوایل بزرگسالی (جوانی)(18تا40سلگی) –

میانسالی ( 40 تا 65 سالگی )– اواخر بزرگسالی (پیری ) (65سالگی تا مرگ).

(  برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی ( جلد اول ) – تألیف : لورا برک – ترجمه : یحیی سید محمدی – صفحه 13 )

رشد در اوایل کودکی :

سن :2 سالگی . رشد جسمانی : قد و وزن کندتر از دوره نوپایی افزایش می یابند . رشد سیناپسی و میلین دار شدن سریع در مغز ، مخصوصا در قطعه های پیشانی ادامه می یابد . به صورت موزون تر راه می رود ؛ می دود . می پرد ، لی لی می کند ، پرتاب می کند ، و با قسمت بالاتنه می گیرد . لباس های ساده را بر تن می کند و در می آورد . به نحو مؤثری از قاشق استفاده می کند . رشد شناختی : بازی وانمود کردن کمتر به اسباب بازی های واقعی وابسته می شود ، کمتر خود محور شده و پیچیده تر می شود . در موقعیتهای ساده می تواند دیدگاه دیگران را درک کند . حافظۀ بازشناسی کاملا رشد کرده است . نشان می دهد که از تفاوت بین رویدادهای درونی ذهنی و رویدادهای بیرونی مادی آگاه است . رشد زبان : واژگان به سرعت افزایش می یابد . می تواند از ساختار جمله و نشانه های اجتماعی به معانی کلمات پی ببرد . جملات از ترتیب کلمۀ زبان بومی تبعیت می کنند .مهارت های محاوره ای کارآمدی را نشان میدهد. رشد هیجانی / اجتماعی : پرورش دادن خودپنداره و عزت نفس را آغاز می کند . همکاری و پرخاشگری وسیله ای پدیدار می شوند . علت ها ، پیامدها ، و علایم رفتاری هیجان های اصلی را درک می کند . همدلی افزایش می یابد . عقاید و رفتار کلیشه سازی شده جنسیتی افزایش می یابند .

سن : 3 تا 4 سالگی . رشد جسمانی : رشد سیناپسی سریع و میلین دار شدن رشته های عصبی در مغز ، مخصوصا در قطعه های پیشانی  ادامه می یابد . دویدن ، پریدن ، لی لی کردن ، پرتاب کردن ، و گرفتن بهتر هماهنگ می شوند . راه رفتن سریع و جهیدن یک پایی پدیدار می شود . سه چرخه را رکاب می زند و هدایت می کند . بدون کمک می تواند خود را تغذیه کند . از قیچی استفاده می کند و اولین تصویر انسان را نقاشی می کند . رشد شناختی : بر بازنمایی دوگانه تسلط می یابد . به دگرگونی ها توجه می کند ، می تواند تفکر را برگرداند ، و در موقعیت های آشنا از علیت آگاهی دارد .اشیای آشنا را در طبقاتی که به صورت سلسله مراتبی سازمان یافته اند دسته بندی می کند . ظاهر را از واقعیت تشخیص می دهد . از گفتار خصوصی برای هدایت کردن رفتار در تکالیف دشوار استفاده می کند . توجه ، ادامه دار و هدفمند می شود . از متن ها برای یادآوری تجربیات آشنا استفاده می کند . می فهمد که عقاید و امیال می توانند رفتار را تعیین کنند . رشد زبان : بر ساختارهای دستوری پیچیده تسلط می یابد . گاهی قواعد دستوری را به موارد مستثنی بیش از حد گسترش می دهد . گفتار را برای متناسب شدن با سن ، جنسیت ، و جایگاه اجتماعی سخنگویان و شنوندگان تنظیم می کند . رشد هیجانی / اجتماعی : خودگردانی هیجانی بهبود می یابد . هیجان های خودآگاه را بیشتر تجربه می کند . بازی تعاملی ( مشترک و ارتباطی ) افزایش می یابد . پرخاشگری وسیله ای کاهش می یابد ،در حالی که پرخاشگری خصمانه ( کلامی و رابطه ای ) افزایش مییابد. اولین روابط دوستی را برقرار میکند . راستگویی را از دروغگویی تشخیص میدهد . قواعد اخلاقی را از قراردادهای اجتماعی و مسایل انتخاب شخصی تشخیص میدهد . ترجیح دادن همبازی های هم جنس نیرومند می شود .

سن : 5 تا 6 سالگی . رشد جسمانی : مغز به 90 درصد وزن بزرگسالی آن می رسد . بدن ترکه ای تر و پاها درازتر می شوند . اولین دندانهای دایمی پدیدار می شوند . به صورت موزون تر می دود و به پریدن واقعی می پردازد . حالت های پرتاب کردن و گرفتن پخته ای را نشان میدهد . بند کفش را میبندد . تصاویر پیچیده تری را ترسیم میکند،برخی اعداد و کلمات ساده را کپی میکند. رشد شناختی : توانایی تشخیص دادن ظاهر از واقعیت بهبود می یابد . توجه بازهم بهتر می شود . بازشناسی ، یادآوری ، و حافظه زندگینامه ای بهبود می یابند . آگاهی از عقیده غلط بهبود مییابد. شمارش و شمارش معکوس میکند ، جمع و تفریق ساده را انجام میدهد . رشد زبان : واژگان به تقریبا 10000کلمه میرسد . از قواعد دستوری پیچیده استفاده میکند . میفهمد که حروف و صداها به صورت منظم با هم ارتباط دارند.ازهجی کردن ابداعی استفاده میکند. رشد هیجانی / اجتماعی : توانایی تعبیر کردن و پیش بینی کردن واکنش های هیجانی دیگران بهبود می یابد . برای ابراز همدلی بیشتر به زبان اتکا میکند . قواعد و مقررات اخلاقی زیادی را اکتساب میکند. عقاید و رفتار کلیشه سازی شده جنسیتی کماکان افزایش می یابند . از ثبات جنسیت آگاه است .( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی(جلد اول)– تألیف: لورا برک– ترجمه:یحیی سید محمدی– صفحه 492-493-494 )

رشد در اواسط کودکی :   

سن : 6 تا 8 سالگی . رشد جسمانی : افزایش آهسته قد و وزن تا جهش رشد نوجوانی ادامه می یابد . جانبی شدن قشر مخ تقویت می شود ؛ انعطاف پذیری مغز کاهش می یابد . دندانهای دایمی به تدریج جایگزین دندانهای شیری می شوند . نگارش کوچکتر و خواناتر می شود . نقاشی ها سازمان یافته تر و مشروح تر می شوند و نشانه های عمق را در بر می گیرند . بازی طبق مقررات و بازی جنگ و دعوا متداول می شوند . سلسله مراتب سلطه ، مخصوصا در پسرها ، باثبات تر می شود . رشد شناختی : تفکر منطقی تر می شود ، به طوری که توانایی انجام دادن مسئله های پیاژه ای نگهداری ذهنی ، گنجاندن در طبقات ، و ردیف کردن آن را نشان می دهند . آگاهی از مفاهیم فضایی بهبود می یابد ،به طوری که توانایی آدرس دادن منظم و روشن و کشیدن و خواندن نقشه آن را نشان می دهند . توجه انتخابی تر ، سازگارانه تر و برنامه دار می شود . از راهبردهای حافظه مرور ذهنی و سازمان دهی استفاده می کند . ذهن را به صورت عامل فعال و سازنده در نظر می گیرد که می تواند اطلاعات را تغییر شکل دهد . آگاهی از راهبردهای حافظه و تأثیر عوامل روان شناختی ( مانند متمرکز کردن توجه ) بر انجام دادن تکالیف بهبود می یابد . رشد زبان : واژگان در طول اواسط کودکی به سرعت افزایش می یابد و سرانجام به 40000کلمه می رسد . تعریف کلمات دقیق می شود و به کارکردها و ظاهر اشاره دارند . آگاهی از زبان بهبود می یابد . رشد هیجانی / اجتماعی : خودپنداره ، صفات شخصیت و مقایسه های اجتماعی را شامل می شود . عزت نفس متمایز می شود ، به صورت سلسله مراتبی سازمان می یابد و به سطح واقع بینانه تری کاهش مییابد . هیجان های خود آگاه غرور و گناه تحت تأثیر مسئولیت شخصی قرار میگیرند . تشخیص میدهد که افراد میتوانند در هر لحظه بیش از یک هیجان را تجربه کنند.هنگام تعبیر کردن احساس های دیگران به نشانه های صورت و موقعیتی توجه دارد . می فهمد که افراد ممکن است دیدگاههای متفاوتی داشته باشند زیراکه به اطلاعات متفاوتی دسترسی دارند . مسئول تر و مستقل تر میشود . استدلال عدالت توزیعی از برابری به احسان و نیکوکاری تغییر می یابد . تعامل همسالان نوعدوستانه تر شده و پرخاشگری کاهش می یابد .

سن : 9 تا 11 سالگی . رشد جسمانی : جهش رشد نوجوانی در دخترها دو سال زودتر از پسرها آغاز می شود . مهارت های حرکتی درشت دویدن ، پریدن ، پرتاب کردن ، گرفتن ، لگد زدن ، ضربه زدن ، و دریبل کردن سریع تر و هماهنگ تر می شوند . زمان واکنش بهتر می شود و به رشد مهارت حرکتی کمک می کند . نشان دادن عمق در نقاشی ها گسترش می یابد . رشد شناختی : تفکر منطقی کماکان به موقعیت های عینی وابسته است . به تسلط یافتن بر تکالیف پیاژه به صورت گام به گام ادامه می دهد . راهبردهای حافظه مرور ذهنی و سازمان دهی کارآمدتر میشوند ؛ استفاده از گسترش را آغاز میکند . در یک زمان می تواند از چند راهبرد حافظه استفاده کند. خودگردانی شناختی بهبود می یابد . رشد زبان : تعریف کلمات بر مترادف ها و روابط طبقاتی تأکید دارند . استفاده از ساختارهای دستور زبان دشوار بهبود می یابد . پیام ها را با نیازهای شنوندگان در موقعیتهای ارتباطی چالش انگیز ، هماهنگ میکند . نقل داستان از لحاظ ساختار، جزدیات ، و بیانگری افزایش مییابد. رشد هیجانی / اجتماعی : عزت نفس بالا میرود. توانایی ، تلاش ،و شانس را در انتسابهای مربوط به موفقیت و شکست تشخیص میدهد.برای تنظیم کردن هیجان ، یک رشته راهبردهای سازگارانه دارد . میتواند ( پا تو کفش دیگری بگذارد ) و خود را از دیدگاه آن فرد در نظر بگیرد . بعدا میتواند رابطه بین خود و دیگری را از دیدگاه شخص ثالث درنظربگیرد.قواعد اخلاقی و میثاق های اجتماعی را مرتبط میکند.آگاهی از حقوق فردی گسترش مییابد.گروه های همسال نمایان میشوند.روابط دوستی بر اعتماد متقابل استوار هستند.از کلیشه های جنسی بیشتری آگاه می شود ولی در مورد اینکه مردان و زنان چه کارهایی میتوانند انجام دهند ، درک انعطاف پذیری دارد. رقابت خواهر – برادرها افزایش مییابد. ( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد– از لقاح تا کودکی(جلد اول)– تألیف: لورا برک – ترجمه:یحیی سید محمدی – صفحه 598-599 )
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 11:14  توسط رقیه شیری  | 

ویژگیهای فیریولوزیک و ارتباط آن با نیازهای تغذیه . سنین پیش دبستان و دبستان .

ویژگیهای فیزیولوژیک و ارتباط آن با نیازهای تغذیه :

سنین پیش دبستانی ( 5-3سال) :

رشد و تکلم : الگوی رشد کودکان در این سنین بسیار متفاوتند بعضی بچه ها کوتاه قد و چاق اند و بعضی از کودکان لاغر و بلند هستند . با پیگیری ماه به ماه ، سال به سال اندازه های بدنی هرچه می توان رضایت بخش بودن رشد او را تعیین کرد . ( با توسط از منحنی رشد جسمی ) . افزایش وزن کودکان در خلال سالهای 3-4-5 در هر سال 2 کیلو گرم خواهد بود بنابراین اکثر کودکان در این سنین نسبت به سالهای اول و دوم تولد لاغر و باریک اند ، بزرگی شکم و فرورفتگی ناحیۀ کمر که در سال دوم وجود داشت در این سنین از بین می رود ، صورت کودک در خلال 3 سال قبل از مدرسه بیشتر از جمجمۀ او رشد می کند و چانۀ کودک برای رشد و درآمدن دندانهای همیشگی پهن می شود . افزایش وزن کودک در سالهای بعد تا سنین 10 سالگی نا منظم و به طور متوسط  هر سال 2 تا 2/2 کیلوگرم خواهد بود . تغییر نسبت های بدنی ، هماهنگی بدنی و تکامل مغزی در هر کودک سالم با نظم خاصی پیش می رود و سن وقوع این تغییرات از کودکی تا کودک دیگر متفاوت است .

تأمین نیازهای تغذیه ای : ( میزان توصیه شدۀ غذایی ) : نیازهای تغذیه ای در این سنین در کودکان بسیار متفاوت است و به تفاوتهای فردی بستگی دارد کودکان نسبت به بزرگسالان به مواد مغذی بیشتری به اضای هر کیلوگرم وزن بدن دارند .

( انتخاب مواد غذایی ) : کودکان برای برآورد کردن نیازهای نسبتا بالای خود به انرژی و جلوگیری از گرسنگی به وعده های غذایی و میان وعده هایی در طول روز نیاز دارند الگوی غذایی شامل وعده های کوچک غذایی و میان وعده های متنوع و متعادل می باشد کودکان خردسال غذاهای ساده یا طعم ملایم که چاشنی کمتری داشته باشند را ترجیح می دهند . وقتی بچه بزرگتر می شود غذاهای مخلوط را می پذیرد مثل انواع خورشت ها ، میرزا قاسمی و.. غذاهایی که به جویدن نیاز دارند برای تکامل استخوانها ، دندانها و عضلات دهانی ضروری است . این بخش بدن برای پیشرفت قدرت صحبت کردن حیاتی می باشد برای بچه ها در سنین قبل از مدرسه که دندانهای آنها در حال نمو است غذاهایی مانند گوشت که جویدن آنها برای دندانهای شیری مشکل است باید خرد شوند . غذاهای ولرم نسبت به غذاهای داغ ارجعیت دارند .

مشکلات و مسائل تغذیه ای در کودکان پیش دبستانی : کم خوردن غذا یکی از شایعترین مسائلی است که در کودکان این ردۀ سنی مشاهده می شود . و اکثر والدین از بی اشتهایی کودک خود شکایت می کنند . بی اشتهایی به سرعت در کودکان ایجاد می شود و به طور آسان و ساده می توان از آن جلوگیری کرد و قابل درمان است . مادر کودک ابراز نگرانی می کند و فکر می کند کودک در معرض خطر مرگ ناشی از گرسنگی است مادر می گوید همه نوع کوشش کردم که کودک غذا بخورد ولی فایده ای نداشته است در حالی که مشکل کودک همین کوششهای مادر بوده است از غذا نخوردن کودک هیچ مشکلی بوجود نخواهد آمد بلکه خوردن غذا به زور و اصرار باعث می شود که مشکلات تغذیه ای در کودک بوجود آید این کوششها و روشهای بی نتیجه عبارتند از : 1-تشویق کردن : مادر دائما بشقاب کودک را نگاه می کند از کودک می خواهد غذای بیشتری بخورد 2-منحرف کردن توجه کودک : بعضی مادران سعی می کنند توجه کودک را به جای دیگر جلب کنند مثل تلویزیون – تعریف داستان و..زیر چشمی غذا خوردن کودک را بررسی می کنند و تا کودک دهان خود را باز کرد مادر از این فرصت برای دادن غذا به کودک استفاده می کند . 3-جایزه دادن : اکثر مادران از غذا نخوردن کودک خود رنج می برند با دادن جایزه از کودک می خواهند که غذا بخورد . کودک نیز پی برده است که با نخوردن غذا توجه والدین و اطرافیان را به خود جلب کرده است و با نخوردن غذا برای دیگران اهمیت پیدا کرده است و از این موضوع لذت می برد .  4-تهدید کردن : بعضی مادران کودک خود را تهدید می کنند که اگر غذا نخوری بزرگ نمی شوی و.. ولی چون این عمل انجام نمی گیرد کوچکترین تأثیری نخواهد داشت . 5-زور وفشار : مادری که همیشه در همۀ کارهایش موفق بوده است حالا در مقابل کودک احساس شکست می کند در اینجاست که مادر شدت عمل پیدا می کند و قاشق غذا را به دهان کودک فرو می برد کودک مقاومت می کند قاشق غذا را پرت می کند یا غذا را بیرون می ریزد و نمی بلعد و یا اگر بلعید استفراغ می کند . در این موقع ممکن است مادر کودک را کتک می زند ولی اکثر مادران درک خواهند کرد که این روش نیز تأثیری نخواهد داشت . نتیجه گیری : مشکلات تغذیه ای و نخوردن غذا اکثرا در خانواده های مرفه و تک فرزند دیده می شود که مادر فرصت کافی دارد که در مورد تغذیۀ کودک خود فکر کند و حساس شود در خانواده های کم درامد و مادرانی که فرصت زیاد ندارند مشکلات تغذیه ای وجود ندارد .

علل اصلی کم اشتهایی : 1-کم شدن مقدار کالری لازم 2-ادامه دادن غذاهایی که در دوران شیرخواری مصرف می شد 3-زیاد خوردن شیر 4-کم شدن اشتها با خوردن مواد غذایی مختلف 5-دوست داشتن و نداشتن و خودداری از خوردن یک نوع غذا 6-انتخاب غذا بوسیلۀ کودک 7-رمان غذا خوردن و وقت گذرانی در موقع غذا خوردن 8- استقلال یافتن در سال دوم ظاهر می شود 9-شرکت در غذا خوردن 10-تفاوت و اختلاف اشتها در کودکان 11-توجه نکردن والدین به روند افزایش وزن کودک

درمان بی اشتهایی و اصلاح کردن مشکلات تغذیه ای کودکان :

1-کم کردن مقدار شیر مصرفی 2-قطع و ندادن غذاهای دوران شیرخواری و جانشین کردن غذای معمول خانواده 3-آزاد گذاشتن کودک در انتخاب غذا 4-توجه کردن به دوست داشتن یا نداشتن یک نوع غذا و لذت بخش کردن زمان غذا خوردن .

دورۀ دبستان ( 10-6سال ) :

رشدو تکامل : در این گروه سنی در هر سال 2-3 کیلوگرم به وزن و 6-8 سانتیمتر به قد افزوده می شود . در این دوره کاهش سرعت رشد که در سنین پیش دبستانی مشاهده می شود بتدریج به افزایش سرعت رشد تبدیل می شود . منتهی این تبدیل تدریجی است . در این گروه مشکل کاهش اشتها که در اطفال پیش دبستانی شایع است کمتر می شود . از لحاظ رشد روانی کودک مفاهیم مرتبط با تغذیه را متوجه شده مفهوم غذای خوب یا بد را می داند و حتی می تواند مطالبی را در مورد مواد مغذی فرابگیرد با توجه به این تغییرات گفته می شود که این دوره دوره ای است که باید صعی شود عادات و الگوهای غذایی صحیح در کودک شکل بگیرد و حتی در این دوره می شود برخی عادات غذایی غلط را تغغیر داد .

اهمیت صبحانه در این گروه :

صبحانه باید تأمین کنندۀ 20تا 25% کل انرژی مورد نیازها باشد با توجه به این که ثابت شده مصرف صبحانه باعث افزایش عملکرد تحصیلی کودک می شود حتما باید مصرف شود . و ترکیب آن باید به نحوی باشد که مواد مغذی به بدن کودک برسد در دستگاه گوارش بتدریج آزاد شود این ترکیب باید شامل 3 گروه چربی ، پروتئین و کربوهیدرات باشد . عدم دریافت صبحانه خطر چاقی را در کودکان افزایش می دهد .

میان وعده ها : تا 10% انرژی مورد نیاز را باید تأمین کند و می توانند از لحاظ اثر بر حفظ قندخون مؤثر باشد .

ناهار : تا یک سوم نیاز انرژی روزانه را باید تأمین کند و اصل تنوع در مورد آن باید تا حد امکان رعایت شود .

برخی مشکلات تغذیه ای شایع در این گروه :

چاقی – مسمومیت با سرب – کم خونی فقر آهن – رشد ناکافی ، نارسایی رشد – پرفعالیتی ( برگرفته از جزوه تغذیه )

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 11:3  توسط رقیه شیری  | 

حقوق کودکان - آشنایی با پیمان جهانی کودک .

حقوق کودکان :

زمانی که فرزندان به دنیا می آیند والدین بدهکار آنانند و کودکان طلبکار ، والدین وظیفه دارند موجبات خیر و صلاح فرزندان رافراهم آورند وبا ایجاد کانونی گرم ، محبت ، گذشت و ایثار و دیگر صفت های انسان را به کودکان آموزش دهند و در تربیت طفل که عبارت از آموختن طفل به آداب اجتماعی ، اخلاق متناسب با محیط خانوادگی و همچنین در فراگرفتن طفل به علم یا صنعت یا حرفه ای متناسب با زمان و وضعیت اجتماعی و خانوادگی که بعدا بتواند شغل مناسبی برگزیند ، کوشش نماید . از جمله حقوق وسیع کودکان موارد زیر می باشد :

1-پذیرش کودک : کودک را به هر وضع و صورتی که هست باید پذیرا بود ، پسر یا دختر ، زشت یا زیبا . در فرهنگ اسلام آمده است که مستحب است قبل از شش ماهگی یعنی قبل از تولد نوزاد نام او انتخاب گردد .

2-احترام به کودک : رسول خدا می فرماید : فرزندان خود را گرامی دارید ، چراکه خداوند بنی آدم را تکریم کرده است . احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وی یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت مطلوب در کودک است . پیامبر فرموده اند : وقتی نام فرزندتان را می برید ، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای او توسعه دهید و نسبت به او ترش رو نباشید . یکی از طرق احترام به شخصیت افراد ، سلام کردن است . امام صادق از رسول خدا نقل کرده است که می فرمود پنج چیز است که تا لحظۀ مرگ آن ها را ترک نمی کنم ، یکی سلام گفتن به کودکان است . در انجام این اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتی بین مسلمین بماند و معمول شود .

3-نام گذاری کودک : والدین کودک موظفند نام خوبی برای کودک خود معین کنند و توصیه شده است اسم کودک از انواع اسمهایی باشد که وابستگی و علاقه کودک را به خدا و اولیا نشان دهد . اسم کودک باید متناسب با فرهنگ جامعه باشد . رسول اکرم می فرماید : از حقوق فرزندان بر عهدۀ والدین این است که نام خوبی برای او تعیین کنند و به خوبی ادبش نمایند . کودکانی که به واسطۀ اسم نامناسب یا نام خانوادگی بد مورد استهزا و تمسخر قرار می گیرند ، روحیۀ خود را می بازند و همواره منزوی و افسرده خاطرند .

4-تغذیه کودک : پیامبر اکرم ( ص ) فرمود : (هیچ شیری برای کودک بهتر از شیر مادر نیست .) شیر مهمترین غذایی است که هر کودکی پس از تولد و بخشی از دوران کودکی احتیاج به آن دارد . شیر مادر هم از نظر جسمی و هم روانی و اقتصادی دارای مزایایی است . از نظر روانی نیز عامل تبادل عاطفی بین مادر و نوزاد است . هنگام مکیدن سینه ، صدای مادر را می شنود و آرامش می یابد . تغذیه با شیر مادر باید بلافاصله بعد از تولد شروع شود و هرموقع نوزاد احساس گرسنگی کرد باید به او شیر داد . براساس مطالعات انجام شده،نوزادانی که بنا به نیاز و به طوردلخواه شیر میخورند آرامترازنوزادی است که طبق برنامۀ منظم تغذیه میشود.ازنظراسلام مدت شیردادن به کودک 21 الی 24 ماه است.

5-پوشاک کودک : کودک را باید پوشاند و لباسی برای او تهیه کرد که در ضمن حفظ زیبایی و سلامت بدن ، موجبات ارضای سلیقه و رشد او فراهم آید .

6-مسکن کودک : فرزندان در همان خانه ای زندگی می کنند که پدران و مادرانشان در آن سکونت دارند و لیکن کودک به تناسب رشد نیاز به محلی دارد که آن را از خود بشناسد و اشیاء مورد علاقه اش را در آن قرار دهد .

7-بهداشت کودک : والدین وظیفه دارند به تأمین سلامت جسمی کودک پرداخته و محیط مناسبی برای رشد او فراهم کنند . حق بهداشت کودک تنها در زمینۀ بدن و سلامت جسم نیست بلکه روان هم مطرح است . 

8-حمایت کودک : از کودک باید حمایت کرد تا او بتواند با اطمینان خاطر به پشتگرمی والدین به پیشرود و ازدشواریها ومشکلاتیکه بر سر راه اوست نهراسد.

9-امنیت کودک : کودک نیازمند به امنیت است ، هم امنیت جسمانی و هم روانی .

10-محبت به کودک : کودکان نیاز به محبت دارند و رفع این نیاز یک ضرورت است . آنچه مهم است این است که محبت به میزان و اندازه ، دور از افراط و تفریط، برکنار از تبعیض در بین فرزندان ، به مورد و به موقع ، واقعی و دور از ریا و تصنع باشد .

11-رعایت آزادی و استقلال :پدرومادر درهفت سال نخست بادیدۀ رأفت و رحمت به کودک به کودک مینگرند و به خواسته اش جامۀ عمل می پوشانند و خانه را مأمنی برای رشد همه جانبۀ ابعاد وجودی کودک درسایۀ رعایت آزادی و استقلال کودک میسازند. البته آزادی کودک نباید موجب بی بند و باری او گردد. کودک حق دارد درمواردی که به زندگی اش مربوط میشود،آزادانه عقیدۀ خودرا بیان نماید . 

12-آموزش :از وظایف والدین ، دادن آموزش های اساسی به کودکان است . آموزشی که موجب سازندگی و خیر و رفاه حال و آیندۀ کودک باشد . 

13-پرورش : هدف تعلیم و تربیت باید رشد فکری کودک ، پرورش استعدادهای او ، پرورش قوۀ قضاوت او ، پرورش حس مسئولیت اخلاقی و اجتماعی او و بار آوردن او به عنوان یک عضو مفید جامعه ، تحت شرایط مساوی با دیگران. باید دانست که در پرورش استعدادها،نه استعدادی بایدنادیده گرفته شودونه نیمه کاره وناتمام درنیمۀ راه متوقف بماند. 

14-بازی و تفریح : یکی از طرف پرورش شخصیت در کودکان ، شرکت بزرگسالان در بازی آنهاست . در این موقع روح طقل از مسرت و شادی لبریز میشود و از خوشحالی به هیجان میآید و در باطن خویش احساس میکند که کارهای او آنقدر ارزنده ومورد توجه است که اولیایش باوی همکاری میکنند و خود را هم سطح او قرار میدهند.چنین احساسی شخصیت را درطفل زنده میکند وحس استقلال و اعتماد را در باطن او شکوفا میسازد . پیشوایان گرامی اسلام ( ع ) به بازی با کودکان توجه خاصی داشته اند ودربارۀ آن به مسلمین،سفارشات لازم را نموده اند.

15-نظارت و کنترل : کودک نیاز به کنترل دارد . کنترلی که او را از خطرات گوناگون حفظ نماید و راه را برای سعادتمندی او باز نماید . در هیچ لحظه ای نباید نسبت به کودک بی توجه وغافل بود.غفلت از کودک به معنای حذف یا نادیده گرفتن کودک است.غفلت به منزلۀ الگوی پایدار است که بیانگر رابطۀ متقابل اندک والدین و کودک ، حذف و برآورده نساختن نیازهای اولیۀ کودک از لحاظ جسمانی یا هیجانی ، از جمله در زمینۀ تغذیه ، سلامت، پوشاک ،نظافت ، تربیت ، مراقبت پزشکی ، حمایت ، ابراز عشق و علاقه است. ( برگرفته از کتاب حقوق کودک – زهرا عطایی – انتشارات سامان دانش – صفحه 62) 

آشنایی با پیمان جهانی حقوق کودک :

پیمان جهانی حقوق کودک یک پیمان نامۀ بین المللی است که برای دفاع و حمایت از حقوق کودکان تهیه شده است . این پیمان پس از ده سال گفتگو بین کشورهای عضو سازمان ملل در سال 1989 میلادی تدوین گردید و در سال 1990 به مرحله اجرا درآمد.در حال حاضر از 193 کشور جهان ، 191 کشور به این پیمان ملحق شده و خود را ملزم به اجرای مفاد آن نموده اند . جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 به صورت مشروط به پیمان حقوق کودک ملحق گردیده است . آشنایی با پیمان حقوق کودک برای تمام کسانی که با کودک سرو کار دارند ، امری ضروری است . این ضرورت برای والدین ، مربیان ، معلمان و خود کودکان از اهمیت بیشتری برخوردار است . پیمان جهانی حقوق کودک دارای یک مقدمه و 54 ماده است که 41 مادۀ آن دربارۀ چگونگی اجرای آن در هر کشور است .

این پیمان به طول کلی چهار زمینۀ اصلی را در ارتباط با کودکان مورد توجه قرار می دهد که عبارتند از : بقاء ، رشد،حمایت و مشارکت . اینک به اختصار به مواد پیمان حقوق کودک اشاره می شود : مادۀ 1. تعریف کودک : مادۀ 2.منع تبعیض: مادۀ 3.منافع کودک : مادۀ4. تحقق حقوق کودک : مادۀ 5. سرپرستی والدین : مادۀ6. بقاء و پیشرفت : مادۀ7. نام و ملیت : مادۀ8. هویت کودک : مادۀ9. جدایی از والدین : مادۀ 10. پیوستن به خانواده : مادۀ11. منع انتقال غیرقانونی کودک : مادۀ12. آزادی عقیدۀ کودک : مادۀ 13. آزادی بیان کودک : مادۀ14. آزادی اندیشه و مذهب : مادۀ 15. آزادی اجتماعی : مادۀ 16. حفظ حریم کودک : مادۀ 17. دسترسی به اطلاعات مناسب : مادۀ 18. مسئولیت والدین : مادۀ 19. منع بدرفتاری با کودک : مادۀ 20. کودکان بی سرپرست : مادۀ 21. فرزند خواندگی : مادۀ 22. کودکان پناهنده : مادۀ 23. کودکان معلول : مادۀ 24. خدمات بهداشتی : مادۀ 25. بررسی موقعیت کودک : مادۀ 26. تأمین اجتماعی : مادۀ 27. سطح زندگی : مادۀ 28. آموزش و پرورش : مادۀ 29. آموزش ارزش ها : مادۀ 30. کودکان اقلیت های قومی و مذهبی : مادۀ 31. بازی و فعالیت های فرهنگی : مادۀ 32. کار کودکان : مادۀ 33. مواد مخدر : مادۀ 34. سوء استفادۀ جنسی : مادۀ 35. خرید و فروش کودک : مادۀ 36. دیگر شکل های استثمار: مادۀ 37. منع شکنجه : مادۀ 38. درگیری های مسلحانه : مادۀ 39. توان بخشی کودکان : مادۀ 40. دادرسی ویژۀ کودکان :مادۀ41. رجحان قوانین مؤثرتر: مواد 42 تا 54 : درمورد چگونگی اجرای پیمان وعملکرددولتها درارتباط با آن است:**فقط تیترها بیان شد.( برگرفته ازکتاب حقوق کودک– زهراعطایی– انتشارات سامان دانش– صفحه148)

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:57  توسط رقیه شیری  | 

از دیدگاه اسلام لازم است در رفتار با کودکان به نکات زیر توجه شود - سخنان بزرگان دین درمورد کودکان .

از دیدگاه اسلام لازم است در رفتار با کودکان به نکات زیر توجه شود :

1- توقعات والدین از فرزندان ، باید در حد توانایی آنها باشد .

2-باید ، از سرزنش نمودن و حقیر شمردن آنها پرهیز کنند .

3-از ستیزه جویی با فرزندان اجتناب ورزند .

4-از افراط و تفریط در امورمختلف پرهیز کنند و جانب تعادل رفتاری را مراعات نمایند.

*** پیشوایان اسلام به رعایت مساوی حقوق کودکان در خانواده و پرهیز از تبعیض و رفتار پرخاشگرانه و خصمانه تأکید نموده اند . زیرا تبعیض بین کودکان باعث بروز حالات حسادت و کینه خواهد شد و حس انتقام جویی را در آنها تقویت می نماید . ***در دستورات اسلامی آمده است که هیچگاه به فرزندان دروغ گفته نشود و بزرگسالان در صحبتهای خود توجه به سخنان خود داشته باشند زیرا فرزندان رفتاروکردار والدین را یادگرفته،ازآنها تبعیت مینمایند.درمورد وعده هایی که والدین به فرزندان خود میدهند تأکید شده است که حتما به وعده های خود عمل نمایند.( برگرفته ازکتاب بهداشت روانی – رشته کودکیاری –سال سوم دبیرستان)

سخنان بزرگان دین در مورد کودکان :

رسول اکرم ( ص ) فرمود : پدران باید برای فرزندان خود نام نیکو و خوب انتخاب نموده ، به آنها قرآن بیاموزند و آنها را به پاکی و پاکدلی پرورش دهند.

پیامبر اکرم ( ص ) فرمود : آن کس که فرزند خود را ببوسد ، حسنه ای در نامه عمل او ثبت خواهد شد و آنکس که فرزند خود را شاد کند خداوند در قیامت او را مسرور مینماید.

پیامبر اسلام ( ص ) فرمود : فرزندان را گرامی دارید و با آنها مؤدبانه رفتار نمایید که این امر خود باعث شخصیت کودک می گردد .

امام سجاد ( ع ) فرمود :حق فرزند این است که بدانی او قسمتی ازوجود تواست ، وجزیی ازدرخت هستی تواست.دراین جهان خوبی وبدی اوبا توارتباط پیدا میکند . تودربارۀ آنچه نسبت به اومسئولیت پذیرشده ای موردسؤال قرارخواهی گرفت.

امام سجاد ( ع ) فرمود : حقوق فرزند بر پدرعبارتند از: 1- تربیت و آداب آموزی او 2- دلالت او برخداشناسی 3- یاری کردن به اودرراه اطاعت از خداوند.

پیامبر اسلام ( ص ) فرمود : مراقب کودکان خود باشید و آنها را خوب تربیت کنید، چون آنها هدیه ای هستند از جانب خداوند برای شما .

امام علی ( ع ) فرمود : پسرم ! قلب فرزند نورس مانند زمین خالی است ، خالی از بذر و گیاه ، هر تخمی که در آن بیفشانی ، همان می روید .

پیامبر اکرم (ص) فرمود : فرزندان خود راعزیزبدارید و آنها راخوب تربیت کنید.

امام صادق (ع ) فرمود : خداوندبه مردی که به فرزندش وکودکش محبت کند،رحم میکند.

امام سجاد ( ع ) فرمود : تو در مقابل کسی که ولایت او را به عهده گرفته ای ، مسئول هستی ، اینکه او را خوب تربیت کنی و به سوی خدایش راهنمایی کنی .

امام سجاد ( ع ) فرمود : در امر کودک مانند کسی عمل کن که کار خود را برای بهتر کردن و با ارزش جلوه دادن تزیین می کند .

امام صادق ( ع ) فرمود : اولین قدم خوبی که انسان بر می دارد این است که نام نیک به فرزند خود بگذارد ، پس در این کار نیک کوتاهی نکنید .

امام صادق ( ع ) فرمود : پیامبر خدا ( ص ) فرمود : هرکس چهار فرزند داشته باشد و نام مرا بر یکی از آنها نگذارد بر من ستم کرده است .

پیامبراسلام(ص)فرمود:کسی که کودک داردبایددرپرورش وی،کودکانه رفتارکند .

امام صادق ( ع )  فرمود : بگذار فرزندت تا هفت سالگی بازی کند .

رسول اکرم ( ص ) فرمود : به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آنان معاشرت کنید .

امام صادق (ع) فرمود:بدترین پدران– والدین– کسانی هستند که نسبت به فرزند درمحبت افراط کنندو بدترین فرزندکسی است که کوتاهی اونسبت به والدین به عاق شدن منجرشود. 

امام رضا ( ع ) فرمود : معاشرت خود را با کودکان و بزرگان زیبا بکن .

امام صادق ( ع ) فرمود : بگذار فرزند تا هفت سالگی بازی کند ، و در هفت سال دوم او را پرورش و تأدیب کن ، و در هفت سال سوم خود را بیشتر به او ملزم کن – یعنی بیشتر مواظبش باش – اگر اصلاح و رستگار شد چه بهتر، وگرنه پس ازآن هیچ فایده ای ندارد .

پیامبر اسلام ( ص ) فرمود : فرزند هفت سال سرور و آقا است ، و هفت سال نوکر است و هفت سال وزیر است . و در حدیث دیگری می فرماید : و هفت سال حلال و حرام یاد می گیرد . و در حدیثی می فرماید : فرزند هفت سال کتاب بخواند و هفت سال حلال و حرام یاد بگیرد .

امام صادق ( ع ) فرمود : فرزند هفت سال آقا است و هفت سال برده است و هفت سال وزیر و هفت سال نیز حلال و حرام یاد بگیرد .

امام علی (ع) فرمود: بهترین ارثی که پدران برای فرزندان به جای میگذارند، ادب است.

پیامبر اکرم (ص) فرمود : فرزندان خودراعزیز بدارید،وآنها را خوب تربیت کنید.

امام رضا ( ع ) فرمود : مردی در حضور حضرت از فرزند خود شکایت کرد ، حضرت فرمود : فرزندت را نزن ، برای ادب کردنش ، از او قهر کن ، ولی مواظب باش ، قهرت طول نکشد و هرچه زودتر آشتی کن .

امام علی ( ع ) فرمود : پندپذیری انسان عاقل به وسیله ی ادب و تربیت است ، چارپایان و حیوانات اند که تنها با ضرب و زدن ، تربیت می شوند .

پیامبر ( ص ) فرمود : ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب دایه ی امام حسین ( ع ) بود . می گوید : پیامبر ( ص ) حسین ( ع ) را که کودک بود از من گرفت و بغل کرد . حسین ( ع ) لباس او را آلوده کرد ، و آن گاه شروع به گریه کرد . من ناراحت شدم . حضرت فرمود : ام الفضل آرام ، این رطوبت با اندکی آب پاک می شود ، و اما اگر کدورتی از این ناراحتی به دل حسین بنشیند ، آن وقت چه چیزی این غبار را از دل او می زداید .

امام صادق (ع)فرمود:خداوند رحمت کندکسی را که درکارنیک فرزندش اقدام کند.

پیامبر اسلام ( ص ) فرمود : از نصیحت فرزند در حضور دیگران خودداری کنید ، که نه تنها نتیجه بخش نیست ، بلکه موجب لجاجت فرزند می شود .

پیامبراکرم (ص) فرمود : خدا بیامرزد آنکسرا که یاری فرزندش کند وازخطایش بگذرد.

امام علی ( ع ) فرمود : کسی که در کودکی درس نخواند ، در بزرگی رهبر و پیشوای مردم نمی شود .

رسول خدا ( ص ) فرمود : وای بر پدران فرزندان آخرالزمان گفتند : ای پیامبر ! از پدران مشرکان ؟ فرمود : نه ! از پدران مؤمن که چیزی از واجبات دینی به آنها یاد نمی دهند و اگر اولادشان بخواهند چیزی یاد بگیرند ، مانع آنها می شوند و به اندک چیزی از دنیا از آنها راضی می شوند و ما از آنها بیزاریم و آنها از من . و در جای دیگر می فرماید : زمانی که کودکانتان زبان می گشایند لااله الاالله را به آنها یاد بدهید . **( برگرفته از کتاب تربیت مذهبی کودک .سید مجتبی موسوی زنجانرودی . و کتاب بهداشت روانی- رشته کودکیاری )** 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:48  توسط رقیه شیری  | 

بازی کردن چه فایده هایی دارد ؟ نقش بازی در یادگیری - و....

بازی کردن چه فایده هایی دارد ؟

1-بازی می تواند الهام بخش شما باشد تا متفاوت فکر کنید . 2-بازی کردن می تواند شادی بیشتری به زندگی شما بیاورد . 3-بازی کردن استرس را کاهش می دهد . 4-بازی کردن به طور پیوسته موجب افزایش طول عمر می شود . 5-بازی کردن می تواند مشاجره ، کشمکش و نگرانی را کاهش دهد . 6-بازی کردن می تواند به شما احساس سبکی بدهد . 7-بازی می تواند تخیل ، کنجکاوی و خلاقیت را تحریک کند . 8-بازی کردن ، قلب را نرم می کند . 9-بازی می تواند میزان انرژی شما را به طور عمده افزایش دهد . 10-بازی کردن به شما فرصت خطر کردن می دهد . ( برگرفته از مجله موفقیت – شماره172- صفحه58)

نقش بازی در یادگیری کودکان :

**دانش آموزی بر در مدرسه ای نوشته بود : ای کاش همیشه تعطیل بود .

چه چیزی برای این دانش آموزتا این حدرنج آوراست که آرزو دارد مدرسه تعطیل شود؟اگرروزی مدیریاناظم مدرسه به این دانش آموزان بگویدکه مدرسه چندروزی تعطیل است،میتوانیدتصورکنید که آنهاچه قدرخوشحال میشوند؟چرابایدچنین باشد ؟

آموزگار کلاس اول دبستانی تعریف می کرد : به یاد می آورم روزهایی را که دانش آموزان از من می پرسیدند : آقا چند زنگ دیگر باقی مانده ؟ و یا کی می رویم خانه ؟ آیا به راستی کلاس و مدرسه برای دانش آموزان مانند زندانی است که پس از زنگ آخر از آن فرار می کنند و آزاد می شوند ؟ چه باید کرد ؟!

یکی از راه هایی که صاحب نظران جهت ایجاد انگیزه در دانش آموزان توصیه می کنند بازی های با قاعدهاست . می توان از طریق بازی محیط آموزشی را برای دانش آموزان شاد و لذت بخش کرد چرا که آثار بازی های باقاعده که مربوط به 7 الی 11 سالگی است برای همه عمر باقی می ماند .

نقش بازی در یادگیری :

بازی می تواند پشتیبانی قوی برای فعالیت باشد که دانش آموزان را در موقعیت های مختلفی قرار داده و به آنها فرصت می دهد تا با رویدادها آشنا شوند . بازی می تواند محرکی برای یادگیری اجتماعی باشد . مساله مهمی که وجود دارد ساختمند کردن بازی دانش آموزان توسط معلم است . یعنی تا چه اندازه باید الگوی معمولی در راهنمایی بازی کردن به کودکان ارایه شود که به طور مشخص برای آشنا کردن آنها با مهارت ها و روش های ذهنی قابل طراحی باشد . وقتی کودک از کودکستان به آمادگی می رود درجه و میزان رسمیت برنامه زمان بندی شده ، آشکارتر و تاکید بر روی بازی کاهش می یابد و در این زمان اوضاع و شرایط یادگیری در سطح گسترده انجام می شود حال آن که با تدبیر می توان بازی را هدفمند طراحی کرد تا سرعت  یادگیری بالا رود .

آموزش لذت بخش ، رویکردی است که در آن دانش آموزان بازی می کنند و آموزش با فعالیت های لذت بخش صورت می گیرد . در اصل این بذر قرن ها پیش پاشیده شده اما افسوس که از آن خوب باغبانی نشده  است . افلاطون بر این عقیده است که پس از تولد ، باید زندگانی کودک همراه با حرکت و جنبش باشد و نیز شرایط زندگانی اش چنان باشد که از یک سو دست خوش درد ، ترس و تشویق نباشد و از سوی دیگر نازپرورده بار نیاید . سقراط بازی را نه تنها در رشد و پرورش کودکان و نیز در تحول منش آنها موثر می داند ؛ بلکه آن را زمینه ای می داند برای شناخت توانایی های شان : برای آموزش کودکان زور به کار مبر ، بگذار آموختن برای آنان به شکل بازی درآید .

گوتین و دیجنار ( 1968) به این نتیجه رسیدند که فعالیت بدنی ملایم در یادگیری عمل جمع در ریاضی موثر است . ماتسودا و همکارش سوگی هارا(1969) در تحقیق به این نتیجه  رسیدندکه  بعد از بازی سبک با دوچرخه ، در یادگیری تفریق و انجام تمرین های بعدی مربوط به آن پیشرفت قابل توجهی مشاهده شده است .

دیلو و ایگن در دو مطالعه در سال های ( 1967-1960) به این نتیجه  رسید که ساکت نشاندن طولانی مدت دانش آموزان باهوش و شایسته در کلاس درس ، فشار منفی بر آنها وارد می کند . وقتی کودکان شایسته برای مدت طولانی بدون تحرک در کلاس بنشینند از آزمون های مربوط به هوش نمره کمتری خواهند گرفت . پژوهش دیگری به کوشش سالتز و انوورث( 1981) در مورد یادگیری هم زمان با ورزش و بازی انجام گرفته که نشان می دهد به خاطر سپردن جملاتی در مورد موضوعات گوناگون ، همراه و هم زمان با بازی و جنب و جوش به مراتب بهتر از زمانی بوده که کودکان بی تحرک مجبور به حفظ آنها بوده اند . در مطالعه دیگری که توسط همفری انجام شد به این نتیجه رسید که هرگاه مفاهیم دستور زبان را از طریق بازی های آموزشی به کودکان بیاموزیم نسبت به گروهی که همین مفاهیم را از طریق آموزش سنتی و رسمی می آموزند به طریق معناداری پیشرفت بیشتری نشان می دهند . شرکت دانش آموزان در بازی ها ، سبب انگیزش آنها در یادگیری مفاهیم خواندن و دستور زبان خواهد شد و بازی ، یادگیری زبان را به نحو مطلوبی تسریع میکند . از طریق بازی ، دانش آموزان فرصت  مییابند مهارت های حرکتی ظریف و سخت را توسعه دهند و سلامت جسمانی را حفظ نمایند. بازی به دانش آموزان کمک میکند حس خلاقیت و تصویر سازی را افزایش دهند و زمینه ای را برای تمرین مهارت های اجتماعی و ابزار احساس و درک سیستم های ارزش گذاری ایجاد میکند . فراهم ساختن محیط و زمینه بازی برای کودکان از طریق ایجاد فرصتها ، منابع و زمان متناسب با دو دوره رشدی تضمین میشود.

نقش بازی در رشد دانش آموزان :

1-رشد اجتماعی : موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می دهد . موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می شود . همکاری ، همیاری و مشارکت کودک  توسعه می یابد . با رعایت اصول و مقررات آشنا می شود . رقابت را می آموزند . شکست را به طور واقعی تجربه می کند . قدرت ابراز وجود پیدا می کند و از ترس ، کم رویی و خجالت بیهوده رها می شود . حمایت از دانش آموزان ضعیف تر را می آموزند .

2-رشد عاطفی : نیاز به برتری جویی را ارضا می کند . موجب ابراز احساسات ، عواطف ، ترس ها ، محبت ، خشم و کینه و نگرانی ها می شود . تمایل به جنگ جویی و ستیزه گری را کم می کند . برون نگری کودک را افزایش می دهد .

3-رشد جسمی : موجب رشد هماهنگ دستگاه ها و اعضای مختلف بدن می شود . باعث تقویت  حواس پنج گانه می شود . باعث هماهنگی و همراهی چند حس می گردد . نیرو و انرژی بدن را به بهترین شکل مصرف می کند . کودک به توانمندی های فکری و بدنی خود ، آگاهی پیدا می کند .

4- رشد ذهنی : در یادگیری زبان نقش بسزایی دارد . در رشد هوش کودک  بسیار موثر است . با مفاهیم ساخت ، فضا و شکل آشنا می شود . موقعیت استفاده از قوه تخیل در کودک به وجود می آید . زمینه بهتری برای تفکر فراهم می کند .

5- رشد اخلاقی : کودک در می یابد اگر بخواهد در بازی پذیرفته شود باید درستکار ، حقیقت طلب ، مسلط برخود ، عادل ، صادق ، وفادار ، مسئولیت پذیر و دارای رفتاری پذیرفتنی باشد . اصول اخلاقی را به هنگام بازی نسبت به محیط خانه و مدرسه رعایت می کند . با احترام به هم بازی ، قوانین را تجربه می کند .

( پریسا ابوالحسنی فروغی – برگرفته از مجله موفقیت شماره 156 صفحه67)

تأثیر بازی بر روی قسمت های مختلف نظام ارگانیکی بدن :

1-تأثیر بازی بر روی رشد عضلات بزرگ 2-تأثیر بازی روی رشد سلسله اعصاب 3-تأثیر بازی بر روی دستگاه گردش خون 4-تأثیر بازی روی دستگاه تنفس 5-تأثیر بازی در پرورش حواس ( برگرفته از کتاب روان شناسی بازی – تألیف : دکتر سیامک رضا مهجور – صفحه146)

طبقه بندی و سیر بازی ها :

از نظر پیاژه بازی سه مرحله دارد : 1-مرحلۀ تمرینی از بدو تولد تا 24-18ماهگی ( حسی و حرکتی ) 2-مرحله تخیلی از 2سالگی تا 6 سالگی ( سنبلیک) 3-مرحله بازی های با قاعده از 6 سالگی تا پایان عمر ( بازیهای با قاعده ) .

مرحلۀ تمرینی : در این مرحله بازیها جسمانی است و کمتر تفکر در آنها به کار گرفته می شود . زیر مرحله ها شامل : 1-بازی با اعضای بدن خودش مثل بازی با دستها ، مکیدن انگشت 2-بازی با اعضای بدن و اشیاء و محیط کار می کند . مثل اشیاء را به دهان بردن لمس کردن 3-پرتاب و کوبیدن اشیاء به اطراف 4-بازی با محتوایات اشیاء مثل سوار کردن مکعبها روی هم 5-گروه بندی اشیاء .

مرحلۀ تخیلی : کودک واقعیت اشیاء را در ذهن خودش تغغیر می دهد یعنی شی که وجود ندارد بوسیلۀ شی دیگر نمایش می دهد . زیر مجموعه ها شامل : کودک روی اندام های خودش کار می کند مثل شستن دستها ، شانه زدن و .. 2-روی دیگران کار می کند . مثل شانه زدن موی دیگری 3-اشیاء مشابه را به جای اشیاء حقیقی به کار می برد . روی صندلی می نشیند فکر می کند توی ماشین نشسته است . 4-همانند سازی با دیگران مثل اینکه خودش را مامان جا میکند و..5-همانند سازی با اشیاء. مثلا من ماشینم . 6-همانند سازی با حیوانات مثل اسب می پرد و صدای سگ درمی آورد و.. 7-کاربرد یک شی به جای وسیلۀ دیگر.مثلا چوب به جای جاروو اسب و.. 8-انجام بازیهای تخیلی به شکل کامل.مثل مامان میشود و...

مرحلۀ بازیهای باقاعده : به صورت فردی یا گروهی است . بازیها قانونمند می شود . و کم کم توجه به مفهوم برنده شدن مشخص می شود . رقابت وجود دارد .

( برگرفته از جزوه بازیها و اسباب بازیها )   

چه نوع اسباب بازیهایی برای کودکان مناسب است :

1-اسباب بازیهایی باشد که قابل  استفاده برای بازیهای مختلف باشد . 2-مناسب سن کودک و باعث رشد آنها شود . 3-کودک بتواند بدون کمک بزرگسالان با آنها بازی کند . 4-بی خطر باشد . 5-مورد استفاده همۀ کودکان باشد . 6-از نظر رنگ و شکل مورد علاقۀ کودک باشد . 7-محرک تمایلات کودک باشد در نهایت محرک خلاقیت و ابتکار کودک باشد . ( برگرفته از جزوه بازیها و اسباب بازیها )   

وسایل محرک رشد کودکان خردسال 6-2 سال :

رشد جسمانی : رشد مثل بازی با دوچرخه – جابه جا کردن اشیاء – تاب خوردن – سرسره بازی کردن . هماهنگی عضلات بزرگ : باغ بانی کردن – دویدن – شن بازی کردن . هماهنگی عضلات کوچک : توپ بازی کردن – رنگ آمیزی – میخ کوبیدن . رشد ذهنی : تشریح تصاویر کتاب – داستانها را بیان کند – فیلمی که دیده توضیح دهد – رادیو گوش دادن . رشد قوۀ ابتکار و ابداع : مثل اظهار نظر در مورد لباسها – ظرفها . رشد تکلم : بیان داستان – گفتگو کردن – جمله سازی – خواب خود را تعریف کند کاری که انجام داده تعریف کند . رشد اجتماعی : که با همکاری کودکان دیگر انجام میشود .( برگرفته از جزوه بازیها و اسباب بازیها )   
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:36  توسط رقیه شیری  | 

کودکان سرامد یا ممتاز - خصوصیات - خلاقیت - عوامل موثر - پدران و مادران کودکان بسیار خلاق - شناخت خلا

کودکان سرامد یا ممتاز : ( باهوش یا پراستعداد )

در تقسیم بندی وکسلر کودکانی که هوشبهرشان بالای 130 باشد باهوش یا پر استعدا می گویند که حدود 2/2 درصد افراد را به خود اختصاص می دهند . افرادی که هوششان 140 به بالا است 2 درصد افراد جامعه را به خود اختصاص می دهند . باید برخوردمان با افراد تیزهوش نیز درست باشد مانند کودکان عقب مانده که نیاز به برخورد درست دارند . مثلا افراد تیز هوش می توانند دست به دزدی ، قتل و .. بزنند و پلیس نیز نتواند آنها را دستگیر کند پس باید رفتار درستی داشته باشیم تا بتوانند مخترع و.. باشند . ومفید واقع شوند . کودکان تیز هوش نابغه نیز جزء استثنایی ها هستند . اگر کودکان جزء خانواده های سطح پایین باشد نمی شود آنها را مشخص کرد و نبوغشان سرکوب می شود . ولی اگر در خانواده های سطح بالا باشند می شود آنها را نبوغشان را پرورش داد . کودکان نسبت به افراد پایین تر از خود تیزهوش و نسبت به افراد باهوش تر ازخود کم هوش است . افرادی که هوششان از 140 بالا است افراد سرامد هستند . افرادی که 140 تا 170 هوش دارند به آنها سرامد گفته می شود در بعضی از کتاب ها 170 به بالا را نابغه گفته می شود . کودک تیز هوش به کودکی گفته می شود که با کمک فکر و استدلال فرایندهای عالی ذهن بتواند قضاوت صحیح کند دارای استعداد خاص در کارهای خلاقه باشد . با بچه ها باید مثل بزرگترها رفتار کنیم . آزمون وکسلر از 3 سال به بالا می توان این بچه ها را تشخیص داد . تعریف اسمیت و همکارانش : تیزهوش فردی است با قوای ذهنی عالی نیروی خلاق و دارای انگیزه های خاص و با ارزش که کودک را کاملا از همسالان متمایز می کند . و او توانایی این را دارد که سهم و ارزش قابل قبولی در اجتماع خود داشته باشد .

از تیزهوش تعاریف مختلفی است جون ابزاری که هوش را اندازه گیری می کند مختلف است : 1-از چه آزمونی برای اندازه گیری هوش استفاده کرده اند . 2-کدام ملاک ها دلیل بر تیزهوشی تلقی شده 3-یا افراد از کدام نژاد ، سن و جنس بوده اند 4-جند درصد این ملاکها باشند که بگوییم فرد تیزهوش است . ( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی– دکتر بهروز میلانی فر – صفحه133)

خصوصیات کودکان ممتاز : داشتن خصوصیاتی جسمانی ، عاطفی ، هوشی ، اجتماعی و سوابق خانوادگی کودکان تیزهوش باعث می شود که اولا علت تیزهوشی شان مشخص شود . ثانیا نگهداری ، آموزششان ، پرورششان مشخص شود . اکثر بررسی ها و تحقیقاتی که درمورد کودکان تیزهوش انجام گرفته پیشرفت تحصیلی و خصوصیات جسمانی و هوشی آنها را مورد بررسی قرار داده است در مورد مشخصات اجتماعی و عاطفی شان تحقیقاتی صورت نگرفته یا حداقل کم صورت گرفته استاما بعضی از یافته ها توسط دانشمندان مورد توافق اکثریت است که آنها به قرار زیر است :

عوامل تأثیر گذار در تیزهوشی : 1-منشأ قومی و نژادی 2-نسبت و جنسیت 3-سابقۀ خانوادگی 4-سلامتی جسم و روان 5-پیشرفت در امور تحصیلی 6-خصوصیات عاطفی ، شخصیت ، منش و رفتار اجتماعی ( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی – دکتر بهروز میلانی فر– صفحه135)

کودکان نابغه : هوششان بالای 170 است . نابغه به فردی اطلاق می شود که با ابتکار و توانایی خود بتواند از عهدۀ کارهای ابداعی و اختراعات و برنامه ریزیهای مهم که افراد دیگر از آن عاجزند برآمده و نظریات و کشفیات او از لحاظ کیفی و کمی قابل ارزش و خارق العاده باشد و جامعه برای آن ارزش قائل شود . لزوما یک نابغه مخترع عالی و دانشمندی برجسته نیست یک رهبر سیاسی و اقتصادی به سهم خود نابغه است . استعداد سرشار ، علاقه شدید و دائمی ، خستگی ناپذیری برای کارهای ابتکاری ، فکری و مهم تقسیم کار در زمینۀ خاص از ویژگیهای نبوغ به شمار می آید . گالتون هوشبهرش 200 بود . در5/2 سالگی قادر به خواندن بود . 5/1 درصد نابغه ها قبل از 3 سالگی 10% قبل از 4 سالگی و 20% قبل از 5 سالگی قادر به خواندن کتاب بودند . ( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی – دکتر بهروز میلانی فر– صفحه145)

انواع تیزهوشها : 1-تیزهوشهای خلاق : علاوه بر هوش سرشارشان در مسائل هنری ، علمی ، فرهنگی ، صنعتی و ابداعات و اختراعاتی دارند . این کودکان برای اینکه آثار هنری خلق کنند باید مراحل زیر را طی کنند : 1-مرحلۀ آمادگی و تهیه 2-مرحلۀ پنهانی یا نهفتگی 3-جرقۀ فکری ( اشراق ) 4-مرور و تکرار     2-تیزهوشهای درس خوان : این کودکان به مطالب مجرد ( انتزاعی ، ذهنی ) علاقه دارند . بهتر ، بیشتر و سریعتر از دیگران مطالب را یاد می گیرند خیلی کتاب می خوانند موقعی که خسته می شوند خستگیشان را با کتاب رفع می کنند از خواندن کتاب و حل مسائل لذت می برند از نظر نگارش و نوشتن قوی تر از بقیه هستند .  3-تیزهوشهای حرفه ای یا مکانیکی : در این کودکان یادگیری اعداد و ارقام بیشتر است جون عدد یک مفهوم انتزاعی است هرکی نمی تواند آن را خوب یادبگیرد این کودکان علاقۀ زیادی به ساختن اشیاء دستی دارند از ریاضیات ، اندازه گیری ، وزن کردن ، مثلثات اشکال هندسی خوششان می آید . ممکن است به مسائل فنی علاقه نشان بدهند در کارهای حرفه ای پیشرفت خارق العاده ای دارند بعضی از اینها ممکن است به علت بی علاقه ای به درس از مدرسه هم اخراج شوند و بروند دنبال صنعت اگر این چنین باشد اینها صنعتگران قابلی می شوند . 4-تیزهوشهای کم پیشرفت : این کودکان باوجود هوش زیاد در یادگیری موفق نیستند خودشان با خودشان لج می کنند هوششان را به کار نمی گیرند اکثر معلمان می گویند این بچه ها هوش دارند ولی نمی دانم چرا هوششان پایین می شود . علتش می تواند دو مطلب باشد : بعضی از اینها کتاب ها را قبل از اینکه بیایند کلاس بلدند و معلم قدم به قدم به جلو می رود و بچه ها حوصله شان سر می رود و لذا ارتباط بین معلم و دانش آموز بریده می شود بعضی شاید جدا از درس کارهم بکنند بنابراین خستگی کار باعث میشود پیشرفت نداشته باشند ویاممکن است آسیب خفیف مغزی داشته باشند که این آسیب اختلال در خواندن ایجاد کرده باشد . کم نیستندنوابغی که درکودکی مشکل داشتند مثلا انیشتین دیربه حرف آمد پدرومادرش نگران بودند چون دیربه حرف آمد به مدرسه راه ندادند.چرچی همیشه مشکل زبان داشت به همین دلیل نتوانست به دانشگاه برود.ادیسون شاگرد تنبل کلاس بود.آدلر و یونگ دوروانپزشک معروف دردرس ریاضی ضعف داشتند.( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی– دکتر بهروزمیلانی فر– صفحه151)

خلاقیت چیست ؟

خلاقیت  ، توانایی شخص در ایجاد ایده ها ، نظریه ها ، بینش ها یا اشیای جدید و نو و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که از نظر متخصصان به عنوان پدیده های ابتکاری قلمداد شده ، از لحاظ زیباشناسی ، فن آوری و اجتماعی با ارزش است . محور اصلی این تعریف تازگی و ارزش است . بنابراین خلاقیت در کودکان کم سال ، روشی برای اندیشیدن ، اقدام کردن یا ساختن چیزی که برای کودک بکر و بدیع بوده ، خود او و دیگران از آن استفاده کنند . خلاقیت خصوصیتی نیست که در انحصار عده ای خاص باشد و وقتی صحبت از آن می شود تنها مبتکران و مخترعان بزرگ را انسانهای خلاقی بدانیم و یا اینکه خلاقیت را جزو خصیصه های شخصی افراد بدانیم که عده ای از آن برخوردارند و عده ای فاقد آن هستند . تمامی افراد به درجاتی در زمینه های مختلف دارای قدرت خلاقه هستند و اگر زمینه های لازم برای شکوفایی و رشد آن فراهم شود می توانند آن را ظاهر سازند .( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه 3 ) 

اهمیت و ضرورت پرورش خلاقیت چیست ؟

پیدا کردن راه حل های نو در همۀ عرصه ها نیاز به انسان های خوش فکری دارد که آمادگی برخورد با این مسایل را داشته باشند و قبلا آن را فراگرفته باشند . اگر فردی بخواهد شنا کردن را در زمانی فراگیرد که در یک دریای طوفانی یا رودخانۀ خروشان گرفتار شده است احتمالا می خواهد کاری بسیار سخت یا ناممکن را انجام دهد . اگر داشتن خلاقیت برای ادامۀ زندگی ضروری ست و از طرفی راه و روش آن آموختنی نیز هست بهتر است زمینه های آن فراهم گردد و مهارت های لازم آن در زمان مناسب به افراد آموزش داده شود و چه زمانی مناسب تر از دوران کودکی که ذهن افراد در حال شکل گرفتن است و سنگ بنای اولیۀ تفکر در آن گذاشته می شود . .( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه 4 ) 

تفکر و تجسم ابزار خلاقیت :

تفکر چیست ؟ تفکر فعالیت هدفدار ذهنی ست که ما تا حدودی بر آن کنترل داریم . بعضی از محققان تفکر را فرایندی می دانند که تجربه های گذشتۀ فرد را سازمان می دهد . ویناک در کتاب روان شناسی تفکر ، را چنین تعریف می کند : تفکر سازمان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته ، برای استفاده در موقعیت فعلی است . از نظر گیلفورد تفکر به دو گونه انجام می شود که وی آن ها را تفکر همگرا و تفکر واگرا نامیده است . تفکر همگرا ، همان تفکر منطقی یا استدلال است که به دنبال یک جواب صحیح می گردد در حالی که در تفکر خلاق یا واگرا ، فرد به راه حل های مختلف و تازه ای برای یک مسئله توجه می کند .

تجسم چیست ؟ به قول ژول ورن نویسندۀ داستان های تخیلی ( آنچه یک فرد قادر به تصور آن باشد فرد دیگری قادر به ساختن آن است ) . در واقع تجسم عبارت است از یک فعالیت ذهنی که ما طی آن قادر هستیم موقعیت ها یا اشکالی که در حال حاضر با حواس خود قادر به درک آن نیستیم را به تصویر کشیده یا بازآفرینی کنیم . تجسم ، گاه به صورت  فعال انجام می شود و گاه به صورت غیر فعال . در حالت غیر فعال تصاویر یا احساسات ، بدون انتخاب ما خود به خود به سراغمان می آیند . در حالت فعال ما آگاهانه آنچه را می خواهیم ببینیم یا تصویر کنیم برمی گزینیم و می آفرینیم . در هر دو حالت ، تجسم بخش مهمی از فرآیندهای ذهنی ما هستند و با تعامل با تفکر منطقی می توانند موجب خلاقیت در افراد شوند . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت درکودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان– صفحه5 )

عوامل مؤثر بر خلاقیت :

به طور کلی ، عوامل مؤثر برخلاقیت را به دو دسته زیر تقسیم می کنیم :

 عوامل فردی یا درونی – عوامل بیرونی یا محیطی .

منظور از عوامل درونی ، آن دسته از عواملی است که از ویژگی های فردی و شخصیتی سرچشمه می گیرد مانند هوش ، ساختار شخصیتی فرد ، وراثت ، خود پندار ، مثبت یا منفی توانایی های شناختی و مهارت های حرکتی عواملی بیرونی ، مربوط به موقعیت های فرد در ارتباط با دیگران و محیط است و شامل خاونده ، تعلیم ، تربیت ، فضا و ساختار آموزشی ، و عوامل اجتماعی و اقتصادی می باشد. ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه25 )

هوش و خلاقیت : 

هوش ، خصوصیتی است که با آزمون های هوش سنجیده می شود و به توانایی فرد برای شناخت ، ادراک ، حافظه و ارزیابی و قضاوت گفته می شود . در برخی از کتاب های روان شناسی ، هوش توانایی سازگاری با محیط تعریف می شود . مطالعات نشان داده است به تناسبی که هوش افراد بالاتر می رود خلاقیت آنها نیز زیاد تر می شود . اما افزایش هوش به میزان معینی می رسد و لزوما خلاقیت افزایش پیدا نمی کند آن میزان ، بهره هوشی 120 است و بعد از آن خلاقیت در صورتی افزایش می یابد که عوامل دیگر مانند محیط خلاق و تربیت مناسب و یا سایر عوامل وجود داشته باشد . استعداد ، در حقیقت قسمتی از هوش فرد است که ما از آن با عنوان هوش خاص نام می بریم و آن ، توانایی ذهنی خاص در یک زمینه مشخص . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه25 )

برخی از خصوصیات شخصیتی که برای افراد خلاق قائل هستند عبارتند از :

1-خود نظمی در کار 2-پشتکار در مواجهه با شکست 3-تمایل برای پذیرفتن خطر و ریسک کردن 4-تحمل ابهام و گرایش به امور پیچیده 5-استقلال 6-اعتماد به نفس 7-علاقه مندی و لذت بردن از تجربه و آزمایش 8-احساس امنیت 9-حساسیت مثبت و خودپنداره مثبت 10-کنجکاوی زیاد 11-کنترل خود 12-شجاعت فردی 13-قدرت تجسم بالا ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه26 )

خلاقیت و هیجان :

هیجانات می توانند فرایندهای شناختی نظیر ، یادآوری ، ادراک ، تفکر و خلاقیت را مختل کنند و درست مانند پارازیت های رادیویی باعث شوند پیام هایی که مغز دریافت یا ارسال می کند ، نامفهوم باشند . در اینجا باید جنبۀ مثبت تأثیر هیجانات بر عملکرد ذهن و به ویژه برخلاقیت را بازگو کنیم و آن این که سطح پایین هیجان و برانگیختگی نیز باعث افت خلاقیت می شود . چراکه اگر فرد هیچ هیجان و تنشی نداشته باشد دچار ( اضطرار خلاق ) نمی شود و ضرورتی برای تغغیر شرایط موجودش نمی یابد . پس یک محیط کاملا آرام و بدون هیچ عامل تنش زا به شکلی که همه چیز موافق میل فرد باشد ، محیط ایده آل برای خلاقیت نیست.آنچه موجب کاهش خلاقیت و همچنین دیگر فعالیتهای شناختی نظیر ادراک و تفکر میشود ، نه خود هیجان ، بلکه هیجان بیش از حد است. ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت درکودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان– صفحه28 )

والدین چگونه می توانند خلاقیت را در کودکان خود برانگیزند :

1-آزادی 2-احترام 3-اعتدال در روابط عاطفی 4-بایدها و نبایدها 5-نقش الگویی خانواده 6-توجه به خلاقیت کودکان و قدردانی از آن 7-تصویر ذهنی از آینده 8-شوخ طبعی در خانواده 9-محیط فیزیکی خانه . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان – صفحه30 )

پدران و مادران کودکان بسیار خلاق :

روش هایی که این پدران و مادران به کار می برند : آنها برای عقاید فرزند خود احترام قائل اند و او را به بیان آنها تشویق می کنند – آنها احساس می کنند یک کودک باید برای فکر کردن ، رؤیا دیدن و وقت خود را به دلخواه گذراندن فرصت داشته باشد – آنها اجازه می دهند فرزندشان بسیاری از تصمیم ها را خودش اتخاذ کند – این والدین با فرزندشان اوقات صمیمانه و گرمی را می گذرانند – آنها فرزندشان را تشویق می کنند کنجکاو باشد و دربارۀ چیزها کاوش و سؤال کند – اطمینان حاصل می کنند که فرزندشان می داند آنچه او آزمایش نموده و یا  انجام می دهد مورد تأیید پدر و مادر است .

آنچه این پدران و مادران برای آموختن کاری به فرزندشان انجام می دهند :

کودک را تشویق می کنند – رفتاری گرم و حمایت کننده دارند – عکس العمل آنها نسبت به کودک ، رفتاری برای بالا بردن روحیه اوست – از بودن با کودک خود خوشحال هستند – حامی و مشوق کودک هستند – کودک را تحسین می کنند – قادر به برقراری روابط خوب کاری با کودک هستند – کودک را تشویق به انجام کار به طور مستقل می کنند . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان – صفحه32 )

پدران و مادران کودکان کمتر خلاق :

روش هایی که این پدران و مادران به کار می برند : آنها به فرزند خود می آموزند که وقتی رفتار بدی داشته باشد به طریقی تنبیه خواهد شد – آنها به فرزندشان اجازه نمی دهند نسبت به والدین عصبانی شود – سعی می کنند فرزندشان را از کودکان یا افراد فامیل که دارای عقاید یا ارزش های متفاوتی هستند دور نگاه دارند – آنها معتقدند که یک کودک باید فقط دیده شود ولی صدایش شنیده نشود – احساس می کنند فرزندشان موجب نا امیدی آنهاست – اجازه نمی دهند کودکشان تصمیمات آنها را مورد سؤال قرار دهد .

آنچه این پدران و مادران برای آموختن کاری به فرزندشان انجام می دهند :

مایل هستند به کارها بیش از حد نظم بدهند – مایل به کنترل کار هستند – مایل به ایجاد راه حل های خاصی برای هر کار هستند – از کودک انتقاد کرده عقاید و پیشنهادهای او را رد میکنند – به نظر میرسد از کارهای کودک خجالت می کشند و به او افتخار نمی کنند – در یک مبارزه قدرت با کودک وارد میشوند و در واقع بین کودک و پدر و مادر رقابت وجود دارد – در مقابل مشکلات تسلیم می شوند و عقب نشینی می کنند و از کنار آمدن با مشکلات سرباز میزنند – به کودک فشار میآورند برای انجام کارها اقدام نماید – با کودک ناشکیبا هستند. ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان– صفحه33 )

موانع خلاقیت : 

1-قضاوت و ارزیابی 2-عادات 3-خودپنداره منفی 4-ترس از شکست 5-رویگردانی از ابهامات 6-مطابقت

( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان – صفحه34 )

خلاقیت و استعداد :

خلاقیت عبارت است از توانایی آفریدن اثری که اصیل ولی مناسب باشد – چیزی که دیگران تصور نمیکنند به طریقی میتواند سودمند باشد ( لوبارت ، 2003؛ استنبرگ، 2003).کودکیکه استعداد زیادی برای خلاقیت داردمیتواند سرآمد نامیده شود . آزمون های توانایی خلاقیت ، تفکر واگرا را بررسی می کنند – تولید راه حل های غیر عادی هنگام روبه رو شدن با یک تکلیف یا مسئله . تفکر واگرا با تفکر همگرا تفاوت دارد . تفکر همگرا رسیدن به فقط یک جواب درست است که درآزمونهای هوش روی آن تأکید میشود.چون کودکان بسیار خلاق (مانند کودکانی که هوشبهر بالایی دارند)اغلب در برخی تکالیف بهتر از دیگران هستند ، انواع آزمون های هوش تفکر واگرا وجود دارد . مقیاس کلامی ممکن است از کودکان بخواهد مصارف چیزهای رایج را نام ببرند(مثل روزنامه ) . مقیاس تصویری ممکن است از آنها بخواهد براساس یک نقش دایره ای ، شکل هایی را ترسیم کنند . مقیاس ( مسئله دنیای عملی ) از دانش آموزان می خواهد راه حل هایی را برای مسایل روزمره توصیه کنند . پاسخ ها را می توان براساس تعدا افکار تولید شده و خلاقیت آنها نمره گذاری کرد . با این حال منتقدان خاطر نشان می سازند که این مقیاس ها دستاوردهای خلاق را در زندگی روزمره به طور نامناسب پیش بینی می کنند زیرا فقط یکی از مشارکت های شناختی پیچیده در خلاقیت را بررسی می کنند . تعریف کردن مسئله های جدید و مهم ، ارزیابی افکار واگرا ، انتخاب کردن نوید بخش ترین آنها ، و اتکا کردن بر دانش مربوط برای درک و حل کردن مسایل نیز در خلاقیت دخالت دارند( استرنبرگ،2003؛استرنبرگ و لوبارت، 1996).

وقتی که این اجزای تشکیل دهنده را در نظر بگیریم ، متوجه می شویم که چرا افراد معمولا فقط در یک یا چند زمینه مربوط ، خلاقیت نشان می دهند . حتی افرادی که به خاطر هوشبهر بالا سرآمد شناخته شده اند ، در موضوعات تحصیلی توانایی نا مناسبی را نشان می دهند . تا اندازه ای به همین دلیل ، تعریف سرآمدی گسترش یافته است تا استعداد را دربرگیرد– عملکرد برجسته در رشته ای خاص . مورد پژوهی ها نشان می دهند که عملکرد های برجسته در نگارش ، ریاضیات ، علوم ، موسیقی ، هنرهای تجسمی ، ورزش ها ، یا رهبری ، در علاقۀ تخصصی ریشه دارند که ابتدا در کودکی نمایان شده اند ( وینر ، 2003 ) . کودکان بسیار با استعداد از لحاظ زیستی برای تسلط یافتن بر زمینۀ مورد علاقۀ خود آمادگی دارند و برای انجام دادن آن علاقه نشان می دهند . اما استعداد باید پرورش یابد . بررسی پیشینۀ کودکان با استعداد و بزرگسالان بسیار موفق نشان می دهد که والدینی که صمیمی و دلسوز هستند،زندگی خانوادگی تحریک کننده ای را تأمین میکنند ، خود را نسبت به پرورش دادن توانایی های فرزند خویش متعهد میدانند ، و الگویی از سخت کوشی برای فرزندخود هستند.( برگرفته ازکتاب روانشناسی رشد – از لقاح تاکودکی (جلداول)– تألیف: لورابرک– ترجمه:یحیی سیدمحمدی– صفحه 548 )   

شناخت خلاقیت کودکان :

رفتار کودک ، خلاق است ، اگر نو و مناسب باشد .

هر انسان طبیعی قادر است در زمینه ها و زمان های مختلف کارهای خلاقانه ای انجام دهد. اکثر ما فکر می کنیم خلاقیت چیزی است که در یک شخص وجود دارد و مثلا میگوییم این کودک خیلی خلاق است.اغلب اوقات به اشتباه مردم کلمه خلاق را مترادف کلمه پراستعداد به کارمیبرند. کودکی که در نواختن یک وسیله موسیقی مهارت کافی داردو به همین ترتیب کودکی که در یک آزمایش ضریب هوشی نمره فوق العاده بالایی به دست می آورد ، در حقیقت پراستعداد است ، اما خلاقیت همان استعداد یا هوش نیست.محققان خلاقیت ،متوجه شدند که هم خلاقیت سطح بالا و هم خلاقیت سطح پایین درکودکانی که ضریب هوشی بالا ومتوسط دارند،دیده میشود .

***پس خلاقیت همان هوش و یا پراستعدادی نیست ، صرفا تقلید و یا از حفظ کردن مطالب هم نیست .***

هرکاری را که کودک انجام می دهد و یا می گوید می تواند خلاقیت به حساب آید البته اگر این دو فاکتور را داشته باشد .

1-باید با کارهایی که کودک قبلا انجام داده و تمام چیزهایی را قبلا دیده و یا شنیده است ، متفاوت باشد .

2-فقط نباید متفاوت باشد بلکه باید صحیح و جذاب بوده و در جهت رسیدن به یک هدف باشد .بعضی از عناصر خلاقیت فطری است. بعضی به یادگیری و تجربه بستگی دارد . وبعضی به محیط اجتماعی مربوط می شود .

قلمرو مهارت ها : قلمرو مهارت ها به منزله مواد اولیه استعداد ، آموزش و تجربه در یک موضوع خاص است . قلمرو مهارت ها تا حدودی ذاتی است . کودکان مطمئنا با درجات متفاوتی از استعداد به دنیا می آیند اما آموزش و تجربه می تواند حتی در سطوح نسبتا کمی از استعداد راه بلندی را به سوی پیشرفت طی کند . هم چنین در مواردی که سطح استعداد بالا است نیاز به پیشرفت و رشد وجود دارد . پس کاملا واضح است که انسان قبل از آنکه بتواند در یک زمینه خلاق شود باید دارای مهارت باشد که اکثر ما آن را نادیده می گیریم . هیچ کودکی قادر به انجام کارهای خلاق در زمینه نقاشی نخواهد بود مگر آنکه به دست گرفتن قلم مو ، ترکیب رنگ ها و کشیدن خطوطی را بیاموزد .

انگیزه درونی : انگیزه درونی ممکن است تا اندازه ای فطری باشد ؛ اما تا حد بسیار زیادی به محیط اجتماعی بستگی دارد . این انگیزه برای خلاق بودن آن قدر نادیده گرفته شده که می توان آن را حلقه مفقود خلاقیت نامید.

 ( ثریا بهاری – منبع: شکوفایی خلاقیت کودکان . دکتر ترزاآمابلی/دکتر حسن قاسم زاده،پروین عظیمی– برگرفته از مجله موفقیت شماره 168 – صفحه 35 )

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:29  توسط رقیه شیری  | 

نقاشی کودکان و مفاهیم آن .

نقاشی کودکان و مفاهیم آن :

موضوع نقاشی و شخصیت کودک : کودک با تمام وجود و شخصیت مغزی و عاطفی خود نقاشی می کشد این شخصیت در خطها در طرز استفاده از فضا در فقدان بعضی از قسمتهای نقاشی در انتخاب رنگها و در خود موضوع اگر به او تحمیل نشده باشد نمایان میشود . کودک وقتی نقاشی می کشد چیزها را چنان که در حقیقت بیرونی وجود دارد نشان نمیدهد . بلکه به گونه ای که آنها را در ذهن می بیند و به نظرش میرسد بیان میکند اگر زبان نقاشیهای کودکان را بدانیم متوجه می شویم که ازورای شکل و ساختمان نقاشیها چیزهایی ازشخصیت کودک نهفته است.

1-شکل آدم : کودک وقتی که شکل آدمی را می کشد قبل از هرچیز شکل خود و یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می کند . در واقع بین بعضی خطوط آدمک نقاشی شده و خصوصیات روانی و جسمی کودکی که آن را کشیده ارتباطهای مشخصی وجود دارد . اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد . اگر برعکس آدمک مثلا در اندازۀ خیلی کوچک و یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد به معنای این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایینتر می داند . اگر این کم بها دادن به خود در چندین نقاشی کودک ادامه کرده باشد نشانگر خجالتی بودن او است که ممکن است تا حد تمایل به ناپدید شدن نیز پیش برود . در نقاشی فقدان دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنیت است زیرا دست و بازو که در نقاشی کشیده نشده اند همان وسایلی هستند که امکان عمل در محیط پیرامون کودک را فراهم می آورد . کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می دانند آدمک هایی به اندازه های بزرگ رسم می کنند این نوع نقاشی مخصوص کودکانی است که زود رنج و حساس هستند و همیشه فکر می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند . وجود این نوع آدمکهای بزرگ در نقاشی کودکان آنها را آشتی ناپذیر و سخت جلوه میدهند .

2-سر : سر معرف مرکز شخصیت و قدرت فکری و هوشی و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است کودکان همیشه سرهای بزرگ ترسیم می کنند ولی اگر سر زیاد بزرگ باشد نشانگر آن است که من کودک بیش از حد طبیعی است .

3-صورت : بسیار با اهمیت است چون بسیار با اهمیت است اغلب تنها کشیده می شودکودکان پرخاشگر جزئیات آن به حد اقرارآمیزی بزرگ ترسیم میکنند در حالی که کودکان خجالتی جزئیات راازنظر میاندازند وفقط دایره صورت راترسیم میکند.

4-دهان و دندانها : ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی نمایان سازد لب های بسته نشانۀ تنش و فشار است .

5-چشم ها : چشمها دنیای درون نقاش و اجتماعی بودن آن را نشان میدهد کودکان خودستا چشمها را با حالتی درنده و وحشی میکشند چون چشم ها ارزش زیبایی نیز دارند بنابراین دختران دوستاران هم جنس خود را باچشمهای خیلی بزرگ میکشند.

6-دست ها و بازو ها : دست ها و بازو ها که در دوران اولیه زندگی کودک برای شناخت محیط اطراف زیاد به کارمیرود در مرحلۀ بعدی به عنوان پیشرفت ( من ) و سازگاری اجتماعی به کار می آید کودکان ضعیف النفس و درون گرا اغلب برای آدمک پا نمی گذارند و یا او را به حالت نشسته نقاشی می کند .

7-بالاتنه : اگر باریک و لاغر کشیده شود مشخص کنندۀ این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاق شدن می ترسد در موارد دیگر بالاتنه لاغر ممکن است نشان دهندۀ ضعف جسمانی واقعی باشد .

8-سایه زدن : سایه زدن در بعضی قسمتهای بدن همیشه نشاندهندۀ آن است که مسایل و مشکلاتی در قسمت های سایه زده وجود دارد .

خانه : در نقاشی های کودکان خانه بیش از هر چیز دیگری کشیده می شود . معمولا کودک خانۀ معمولی و پیش پا افتاده را ترسیم می کند ولی ضمن بالا رفتن سن کودک ساختمان خانه نیز تکامل پیدا می کند در شروع کار معمولا خانه به صورت یک مربع که بر بالای آن یک مثلث قرار دارد و سپس دیوارهای اطراف خانه کشیده میشود . کم کم پرسپکتیو نیز رعایت میشود . ( چشم انداز ، مناظر و..) هر چیزیکی که به چشم انسان نزدیکتر است بزرگتر ، پررنگتر و واضحتر کشیده میشود . و هر چیز که به چشم انسان دورتر است کوچکتر ، کمرنگتر و ناواضحتر کشیده میشود.مثال هواپیمایی که روی بانداست بزرگ است ولی وقتی که به آسمان رفت کوچکتر به نظر میرسد . خانه نماد پناهگاه و هستۀ اصلی و گرمی خانوادگی است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد . خانه هایی که کودکان ترسیم میکنند ممکن است دارای باغچه و درهای بزرگ ، پنجره و پرده های رنگی و دودکش بخاری باشد که نشانۀ زندگی سعادتمند کودک است . ولی برعکس ممکن است خانه ای بدون در ورودی که ازبقیۀ خانه ها نیز جدامانده وبا دیوارهای بلندی به صورت تنها ومنزوی کشیده شود درهرحال کشیدن این نوع خانه معانی گوناگونی درسنین مختلف کودک پیدامیکند درسنین8-5 سالگی نشانگر خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید او به مادر بعد از 8 سالگی نشانگر احساس خود کوچکبینی و تنهایی کودک و در نوجوانی نشانگر شرم و حیای زیاد ازحد و داشتن احساسات رقیق است. هنگامی که پدرو مادر از هم جدا شده باشندخانه به دو قسمت تقسیم میشود و اغلب دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و در دیگر نشانگر زندگی تحمیل شده بر کودک اگر خانه به جای اینکه به صورت عادی ومعمولی کشیده شود به صورت قصر نشانداده شود درواقع به منزلۀ پناهگاهی مطلوب است که به این ترتیب شکل ورنگ جذابی خواهدداشت.

کوچه : امتداد و ادامه خانه کوچه است برای کودک کوچه امکان خارج شدن از خانه و محیط محدود خانواده و بالاخره از خود بیرون آمدن را فراهم می کند اگر کودک مشکلاتی برای برقرار کردن ارتباط با دیگران را داشته باشد کوچه و جاده بصورت پیچ و خم دار کشیده میشود . و مواقعی هم پدید می آید که چنین کوچه ای نماد فرار و گریز است . خیابانهای عریض و باز نشانگر شادی و صداقت و کوچه های تنگ و بسته نشانگرکمبودهای عاطفی کودک است کودکانی که درخانواده از هم گسسته و ناهماهنگ زندگی میکنند ودارای ثبات نیستند معمولا درنقاشی  هایشان کوچه های متعددی که درنقاط مختلف باهم طلاقی میکنند ترسیم می نماید.

درخت : برای تجزیه و تحلیل نقاشی درخت باید 3 قسمت آن را مشخص کنیم . که عبارتند از ریشه ، تنه و شاخ و برگ ها . ریشه که در زمین فرورفته و درخت از آن غذا دریافت می کند نماد ناخودآگاه و فشارهای غریزی است . تنه پر ثبات ترین و مشابه ترین عامل به خود کودک است . بنابراین بیانگر مشخصات دائمی و عمیق شخصیت اوست . شاخ و برگ ها بیانگر طریق ارتباطی او با دنیای خارج است اگر برای ترسیم ریشۀ درخت کودک کار زیادی انجام داده باشد نشانگر محافظه کاری کودک است . تنه درخت ممکن است کوتاه و یا بلند کشیده شود . بچه ها در سنین قبل از مدرسه تنه درخت را بلند ترسیم می کنند . ولی بعد از این سن بلند بودن درخت اغلب نشانگر عقب افتادگی فکری و یا بیماریهای عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای کوچکی و قبل از مدرسه است . تنه درخت اگر کوتاه کشیده شود . نشانگر جاه طلبی و بلندپرواز بودن کودک است . تنه درخت ممکن است مستقیم و صاف و یا کج کشیده شود که در حالت دوم نشانگر عدم ثبات کودک است . شکل شاخ و برگها و یا قسمت بالای درخت نیز دارای معانی مختلفی است . به عنوان مثال درختی که دارای برگهای زیاد و درهم باشد با درختی که شاخه های مختلف آن هر کدام به سویی کشیده شده اند از لحاظ معنی فرق دارد . حالت اول بیانگر شخصیت درخود فرورفته کودکی است ولی حالت دوم نماینگر حساسیت شدید کودکی است که مسائل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است و در عین حال به راحتی می تواند خود را با محیط سازگار سازد .

خورشید و ماه : در اغلب نقاشی های کودکان خورشید دیده می شود . زیرا در زندگی نقش مهمی به عهدۀ خورشید است . تصویر خورشید بیانگر امنیت ، خوشحالی ، گرما قدرت و به نظر بعضی ها نماد پدر مطلوب است . وقتی رابطۀ پدر و مادر خوب است همیشه خورشید در نقاشی های کودک به طور کامل در حال درخشیدن نمایش داده می شود . هنگامی که این ارتباط مطلوب نیست خورشید در پشت کوه ناپدید است و یا به صورت قوسی در افق دیده می شود . اگر کودک از پدرش بترسد خورشید رنگ قرمز تند و یا سیاه که مضطرب کننده است کشیده می شود . با وجود این نحوۀ نمایش خورشید مانند سایر موضوعهای نقاشی ممکن است به حال و حوصلۀ لحظه ای کودک و نه به تفاهم و عدم تفاهم بین کودک و پدر بستگی داشته باشد . بنابراین قبل از هر قضاوت و تفسیری در این مورد بهتر است چندین نقاشی یک کودک را مورد بررسی قرار داده تا معلوم شود که آیا این پدیده مرتب تکرار می شود و یا نه و آنگاه به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم . ماه اغلب نشانگر نیستی است زیرا او در زمانی که خورشید یعنی نماد زندگی ناپدید می شودظهور میکند به همین دلیل بسیاری از کودکان آنرا در نقاشیهایی که از قبر و قبرستان میکشند به کار میبرند ماه به معنی شاعرانه و مرموز آن بعد از پیاده شدن انسان در ماه و استفاده از موشک و فضانوردی کمتر به کار گرفته میشود.

آسمان و زمین:آسمان ذاتا وبه خاطر اینکه میتواند ستاره ها،پرندگان و...رادر خود جای دهد نماد الهام و پاکی است ولی زمین برعکس نشانگر ثبات و امنیت است. کودکان خیلی کوچک هیچ وقت خطی برای نشاندادن زمین ترسیم نمیکندولی در سن 5 یا 6سالگی که آغازبه درک دلایل منطقی میکندبه کشیدن زمین نیزمیپردازد.

حیوانات : اگر در نقاشی کودکان تصاویر حیوانات مختلف ظاهر شود ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد که هنگام صحبت کردن با کودک می توان از علل آن آگاه شد اگر کودک در کوه و سحرا زندگی می کند و یا خودش در خانه حیوانی داشته باشد ویا اصولا خیلی حیوانات را دوست داشته باشد طبیعی است که در نقاشی هایش تصاویر آنها را عرضه نماید ولی در صورتی که حیوانی در جوار یا محیط زندگی او وجود نداشته باشد در این حال وجود حیوان در نقاشی کودکان اهمیت خاصی پیدا می کند ممکن است به دلیل احساس گناه و تقصیری باشد که کودک در موقعیت های خاص حس کرده  و چون جرأت آن را ندارد که گناه خود را ترسیم کند ترجیح می دهد احساسات و تمایلات خود را در قالب تصویر حیوانی نشان دهد و آن حیوان را وادار به حرکات و رفتاری کند که خود شجاعت و قدرت ابراز آن را ندارد . نحوۀ عملکرد این رفتار کودک به رفتار وی به هنگام بازی با عروسکهایش که برایش بسیار جذاب است شباهت دارد . زیرا او می تواند آزادانه هرچه دلش می خواهد از زبان عروسکهایش بیان کند بی آنکه خود تقصیر و گناهی کرده باشد . اصولا گرایشهای پرخاشگرانه غالبا به سوی شخص یا شی دیگری معطوف می شود و کودک نیز همیشه راهی پیدا می کند تا نقشهای بد را به دیگران منتقل کند در دوران کودکی این جابه جایی پرخاشگرانه غالبا در مورد یک حیوان درنده انجام می گیرد که نماد فشارهای درونی مخفی کودک است به طور مثال کودکی که ناخودآگاه نسبت به برادر کوچکش که تازه به دنیا آمده احساس حسادت می کند همین موضوع باعث کشیدن گرگی می شود که در حالی که برادر نوزاد او را در تختخوابش مورد تحدید قرار میدهد آن هم در حالی که پدر و مادر برای کشتن گرگ درنده به طرف تختخواب میدوند .

اتومبیل : در جوامع امروزی ماشین نماد قدرت است به همین دلیل در نقاشی های کودکان مخصوصا پسرها تصویر ماشین زیاد دیده می شود وقتی که یکی از اعضای خانواده که اغلب پدر رانندگی می کند از دیدگاه برون فکنی اهمیت خاصی پیدا می کند . نوجوانان در سن بلوغ از کشیدن تصویر انسان خودداری می کنند بدین بهانه که کشیدن تصویر انسان برای آنها مشکل است و یا حوصلۀ آنها را سر می برد در حقیقت خودداری از کشیدن تصاویر انسانی و ترجیح دادن ماشین خود به خود نشاندهندۀ وابسته بودن شخص به دنیای خارج و ترجیح دادن دنیای سرد ماشینی بر دنیای انسانهاست البته این موضوع بستگی به عوامل ذهنی و یا سن و سال وفرهنگ نوجوان دارد.( برگرفته از جزوه آموزش هنر، نقاشی و کاردستی )

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:16  توسط رقیه شیری  | 

وقتی کودکانمان باهم دعوامی کنند - چه کنیم که فرزندانمان یکدیگر را دوست داشته باشند - تک فرزندان

وقتی کودکانمان با هم دعوا می کنند ، چه کنیم ؟

توصیه هایی برای رفع مشاجره و برقراری آرامش :

دعوا را شدیدتر نکنید : دنیایی کاملا آرام و زیبا که همه در آن به بهترین نحو با هم سازگاری و تفاهم دارند وجود ندارد . مشاجرات کودکان امری طبیعی است و منع کردن آنها از این کار نه تنها معنا و مفهومی ندارد بلکه این خطر را نیز در پی دارد که ناگهان دعواهای شدیدتری آغاز شوند . به یاد داشته باشید که مشاجره بین خواهرها و برادرها این اجازه را می دهد که برای خود حریمی تعیین کرده و به یکدیگر احترام بگذارید.

ارتباط غیر کلامی را به کار بگیرید : هربار که کودکان با یکدیگر نزاع می کنند ، دخالت نکنید فقط وقتی که شروع به کتک زدن یکدیگر کرده و یا وقتی یکی از کودکان دچار مشکل است این کار را انجام دهید . نفس عمیقی بکشید و به جای فریاد زدن در حالی که به چشمان کودک نگاه می کنید او را لمس کنید (با این کار) شما بدون اینکه واردجزییات دعواومشاجره شوید قدرتتان رابه آنهانشان می دهید .

عادلانه تنبیه کنید : اغلب فهمیدن اینکه چه کسی دعوا را آغاز کرده مشکل است . به جای تنبیه یکی از کودکان تنبیه کوچکی را برای هر یک از آنها در نظر بگیرید . این کار اجازه نخواهد داد که یکی کینه دیگری را به دل بگیرد .

قوانین را یادآوری کنید : بعد از مشاجره باید به علل دعوا رجوع  کرده و چند قانون کلی را یادآوری کرد: به عنوان مثال آنها نباید یکدیگر را کتک بزنند . نباید به سر یا صورت یکدیگر ضربه بزنند . 

آنها را سرگرم کنید : کودکان هرچه بیشتر کسل شوند بیشتر در معرض خطر دعوا و مشاجره برای پر کردن اوقاتشان قرار دارند ، به طور مرتب با پیشنهاد فعالیت هایی که به طور معمول آنها را انجام نمی دهند یا همراه بردن آنها به پارک یا استخر یا اماکن عمومی فعالیت های تازه را وارد برنامه روزانه آنها کنید .

توجه کودک را به کار دیگری معطوف کنید :بین کوچولوهایتان غوغایی برپاست؟ یک حرکت جمعی مثل درست کردن کیک یا نگاه کردن به آلبوم عکس را پیشنهاد کنید . این کارها آنها را آرام نمی کند ؟ برای آنها تعریف کنید که هنگامی که کودک بودید چه طور با برادرها و خواهرهایتان دعوا می کردید .

یک دوست را دعوت کنید : وقتی که یکی از کودکان با یکی از دوستانش مشغول بازی است شما نیز می توانید زمان بیشتری را به فرزند دیگرتان اختصاص دهید ولی الزاما دوستان هریک از فرزندانتان را همزمان دعوت نکنید .

درحضور فرزندانتان با یکدیگر مشاجره و دعوا نکنید : تقلید از همه خیلی زود شروع می شود کودکانی که بزرگترها را در حال بحث و نزاع می بینند معمولا به تقلید از بزرگترها خودشان به نزاع و دعوا می پردازند . این کار می تواند فقط برای دور کردن شبح یک جدایی احتمالی باشد . بنابراین شما می توانید با تفهیم بعضی نکات به کودکان با همسرتان تنش و مشاجره داشته باشید . به آنها بگویید : این مساله بزرگترهاست و به شما ارتباط پیدا نمی کند .

مثبت اندیش باشید : هنگامی که کودکان با هم دعوا و مشاجره نمی کنند این موضوع را به آنها خاطر نشان کنید .اشاره این موضوع به آنها بسیاراهمیت دارد . اگر سکوت در اتاق حکمفرماست با بی قیدی جمله ای مانند این عبارت را بگویید:خوشحالم که می بینم شما با هم هستید .وقتی کسی از شما می پرسد : آنها خیلی با هم مشاجره و دعوا نمی کنند؟اینگونه جواب ندهید:چرا همیشه درحال دعوا هستند.

باخودصادق باشید:اگرمشاجرات فرزندان شماراعصبی میکنداحتمالانشانه موضوع یااحساسی دردوران کودکی شماست که ازنظرروان شناسی مورد بررسی قرار نگرفته ورفع نشده است.ازارتباط وصمیمیت بیش ازاندازه مانندارتباط مادرو دختر پدروپسریاموقعیت هایی که شایدشمادرآنها ناخودآگاه ازفرزند بزرگترتان طرفداری میکنیدبه این دلیل که خوددرخانواده تان فرزندبزرگتربوده اید، بپرهیزید.

( مهرانه سنبلی – برگرفته از مجله موفقیت شماره 168 صفحه 34 )

چه کنیم که فرزندان مان یکدیگر را دوست داشته باشند ؟

همه والدین امیدوارند که فرزندانشان به یکدیگر عشق ورزیده و احترام بگذارند ، یا حداقل از آنها انتظار دارند که هم بازی خوبی برای یکدیگر باشند و رفاقت و سازگاری داشته باشند . با وجود این ، سرو صداها و برخوردهای بین فرزندان ، تنش های زیادی در خانه ایجاد می کند و پدر و مادر را درمانده می سازد . اما چه کنیم تا فرزندان مان یکدیگر را دوست بدارند ، همان قدر که ما دوست شان داریم؟ و چگونه می توان کمی صلح و آرامش به فضای خانه هدیه کرد ؟

نکات مهمی درباره روابط بین خواهرها و برادرها وجود دارد ، از جمله :

1-هریک از فرزندان به طور طبیعی به خواهر یا برادر خود عشق می ورزند . آنها می خواهند که دوست بدارند و دوست داشته شوند .

2-همه فرزندان نیازمند توجه و آغوش گرم والدین خود هستند . توجه مستقیم و اندیشیدن به نیازها و خواسته های آنها و در دسترس بودن والدین از مهم ترین نیازهای کودکان به شمار می آیند .

3-زمانی که والدین به نیازهای مهم کودکان توجه نکنند ، آنها به آسیب دیدگی روحی دچار می شوند که به صورت ناامیدی و بی اعتنایی بروز می کند .

4-در بیشترموارد،فرزندان،احساسات خودرا پنهان میکنند؛زیرا کسی در اطراف و نزدیکی آنهاوجودنداردتا شنونده گفته هایشان باشدوازاحساسات نهفته آنهاباخبرشود.

5-زمانی که والدین به فرزند دیگرتوجه میکنندیا اینکه با دوست خود به گفت و گو مشغولند،احساسات کودک آسیب دیده تحریک میشود.او بیش از پیش نسبت به توجه والدین احساس نیاز میکند،نیازی فوری و اضطراری که باید به آن پاسخ داد.

6-کودکی که نسبت به توجه والدین خود احساس نیاز میکند،به طورطبیعی ولی در شرایطی دورازانتظاروالدین،احساس درونی ونهفته خودراآشکارمیسازد.احساساتی که به شکل گریه کردن،خندیدن،بدخلقی،عرق کردن،لرزیدن،دعواکردن بروزمیکند و به منظور جلب توجه و رضایت پدر و مادر آشکار میشود . این رفتارها ادامه می یابد تاعملکرد والدین متوقف شده وتوجه آنها به سوی فرزندشان معطوف شود.

7-شنیدن حرف های فرزندان بدون قضاوت کردن راه مناسبی است که به فرزندان کمک می کند بتوانند فشار روانی موجود را بر طرف سازند .

8-پس از یک گریه طولانی ، کودک می داند که جایگاه مطمئنی برای عشق ورزیدن در انتظار اوست و همه اطرافیان از اضطراب و نگرانی حاصل از فشار روانی ای که او را آزار می دهد ، باخبر شده اند .

9-مداخله کردن دردرگیری های کودکان ممکن است آسیب دیدگی رابیشترکند.در این هنگام به فرصت کافی نیاز داریم تا گفته های آنهارا بشنویم ودرفرصتی مناسب احساسات خود را بیان کنیم . توجه به این مطالب به والدین کمک می کند تا هنگام درگیری فرزندان، برخوردمناسبی داشته باشند.بیشتر کودکان نسبت به فرزند دیگر ، احساس حسادت و خشم دارند . اما هرگز احساسات کودک به این دو محدود نمی شود . اگر چه از نظر پدر و مادر ، شاخص ترین احساسات کودک به حساب می آیند . فرزندان ما زمان زیادی را برای بازی کردن و همکاری با یکدیگر صرف می کنند ، در حالی که در همین زمان که آنها رفتاری دوستانه با یکدیگر دارند ، ما مشغول شستن ، پختن ، نظافت کردن و پرداختن به کارهای روزانه هستیم .

بهترین توصیه ها هنگام درگیری خواهران و برادران :

اگر برای هر یک از فرزندان زمانی مناسب صرف کنیم و شنونده اظهارات و احساسات آنها باشیم ، احساس شان درباره توجه ما به آنها بدون خدشه می ماند و مطمئن هستند که برای والدین خود اهمیت دارند . با دقت و هوشیاری مداخله کنید یا حداقل پس از 5 دقیقه اول در صحنه حاضر شوید . حضور به موقع شما در صحنه درگیری ، کمک می کند تا بتوانید به مساله پی ببرید و مانع عصبانیت فرزندان و صدمه زدن یا اهانت کردن آنها به هم بشوید. پیش از شروع و ادامه یافتن درگیری ، راحت تر می توان اضطراب و ناراحتی موجود را برطرف ساخت . اگر نتوانستید به موقع حاضر شوید از فرزندتان عذر خواهی کنید : متاسفم از این که نتوانستم به موقع حاضر شوم و از بروز حوادث ناراحت کننده جلوگیری کنم . به من بگویید چه اتفاقی افتاده است ؟خود را تغییر دهید ؛ به طور مثال بار اول وقت بیشتری با کودک آسیب دیده یا مجروح صرف کنید و سپس به سوی فرد دیگر بروید . بار دوم فقط به کودک آسیب دیده توجه کنید . هردو کودک به کمک شما نیازمندند . کودکی که ضربه را وارد کرده احساس پشیمانی می کند ، او فرد بی مسئولیتی نیست بلکه نتوانسته احساس خود را بیان کند و کنترل خود را از دست داده است . اغلب کودکان یکدیگر را دوست دارند و به طور طبیعی به سوی هم کشیده می شوند . اگر والدین به موضوع هایی که دوستی فرزندان شان را پایدار و مستحکم تر می کند توجه داشته باشند ، روابط دوستانه فرزندان ما پس از درگیری می توانند به راحتی رفتاری دوستانه با یکدیگر داشته باشند ، البته در صورتی که مورد سرزنش قرار نگیرند . اگر والدین بتوانند در خانواده به طور منصفانه رفتار کنند ومسئولیتها را برعهده بگیرند،فرزندان میتوانند احساسات درونی خود را بهتر ابراز کنند و از آسیب دیدگی های روحی در امان بمانند . به آرامی و نرمی با آنها گفت و گو کنید. به نوبت از هر یک از آنها بپرسید که چه اتفاقی افتاده و به سخنان هردوبا دقت گوش دهید.بیان کردن احساسات درونی مهمترین بخش درگیری است. به آنها فرصت کافی بدهید؛زیرا برقراری پیوند دوباره نیاز به زمان کافی دارد. گاهی یکی از کودکان به دیگری ضربه وارد کرده و فرار می کند . در این گونه موارد ، واکنش های بین فرزندان تداوم خواهد یافت . بچه ها همیشه به دنبال بهانه میگردندتابتواننداحساسات درونی خودرابیرون بریزند ، به طور مثال هنگامی که بستنی میخورند اگر فرزند دیگر یک قاشق دیگر بستنی بخورد،درگیری شروع میشود و از این طریق احساس حسادت ، نیاز، درماندگی و عدم پذیرش از سوی آنها ابراز میشود.زمانیکه والدین گریه،بدخلقی و خشم فرزند خودراتحمل کنندوباحوصله به حرفهای اوگوش دهند،به اشتباه خودپی می برد. گوش دادن به سخنان کودکان ، آسیب دیدگی روحی آنها را ترمیم می کند و روابط آنها را محکم تر می سازد . ( امیر حسین عدل پرور – کارشناس ارشد روان شناسی بالینی – برگرفته از مجله موفقیت شماره 143 صفحه 84)   

تک فرزندان :

با اینکه روابط خواهر – برادرها منافع زیادی را به بار می آورند ولی برای رشد سالم ضروری نیستند . برخلاف عقیدۀ رایج ، تک فرزندان نازپرورده نیستند و حتی از چند جهت امتیازاتی دارند . کودکان آمریکای شمالی که در خانواده های تک فرزند بزرگ شده اند ، عزت نفس و انگیزش پیشرفت بالایی دارند ، در مدرسه بهتر عمل میکنند، و به سطوح تحصیلات عالیتر میرسند (فلابو، 1992).

یک دلیل آن شاید این باشد که تک فرزندان روابط نزدیکتری با والدین دارند که ممکن است برای تسلط و موفقیت فشار بیشتری وارد آورند . با این حال ، تک فرزندان در گروههای همسال چندان خوب پذیرفته نمی شود ، شاید به این علت که مانند خواهر – برادرها فرصت آن را نداشته اند که مهارت های حل تعارض را تمرین کنند ( کیزمن ، کوهن ، و لاک وود ، 2002) . تک فرزندان در چین نیز از رشد مطلوبی برخوردارند ، جایی که بیش از بیست سال است که برای کنترل کردن ازدیاد جمعیت ، خط مشی خانوادۀ تک فرزندی شدیدا اجرا می شود . تک فرزندان چینی در مقایسه با همسالانی که خواهر – برادر دارند ، از لحاظ رشد شناختی و پیشرفت تحصیلی وضعیت مطلوب تری دارند . آنها از لحاظ هیجانی نیز احساس امنیت بیشتری می کنند ، شاید به این علت که عدم تأیید حکومت در خانواده هایی که بیشتر از یک فرزند دارند ، موجب تنش می شود ( یانگ و همکاران ، 1995) . مادران چینی معمولا ترتیبی می دهند تا فرزندان آنها با پسرعمو ( دختر عمو ) های خود ( که خواهر– برادر محسوب میشوند ) ، تماس منظم داشته باشند . شاید در نتیجۀ اینکار ، تک فرزندان چینی با همسالانی که خواهر– برادر دارند از لحاظ مهارتهای اجتماعی و پذیرش همسالان تفاوتی ندارند (هارت و همکاران ، 2003 ).( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی (جلد اول)– تألیف: لورا برک– ترجمه:یحیی سید محمدی– صفحه 583 )
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:11  توسط رقیه شیری  | 

هفت پنجره برای درمان لجبازی - با کودکان بیش فعال چه طور رفتار کنیم ؟

هفت پنجره برای درمان لجبازی :

لجبازی یعنی پافشاری روی نظرات وعقیده های خود و مخالفت با نظرات وعقیده

های دیگران که این مخالفت گاهی آگاهانه و گاهی ناآگاهانه است .

اصولا لجبازی یک نوع رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خودرا نشان میدهدازجمله آسیب رساندن به دیگران،ناسزاگفتن،گریه کردن و فریاد کشیدن،شکستن وسایل،آسیب رساندن به خودودیگران و... درافرادلجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خودباوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است.

هفت پنجره برای درمان لجبازی :

پنجره اول : مستقل بار آوردن کودک : در برخورد کلی در زندگی باید طوری با کودک رفتار کرد که او بتواند در امور روزمره خود به طور مستقل و گاهی بدون نیازبه دیگران تصمیم بگیرد.البته فشارهای منفی را نباید دراین خصوص واردکرد بلکه بایدباراهنمای های بجا تذکردادوروشهای صحیح رابه موقع به او آموزش داد.

پنجره دوم : کودک را تا حد امکان وادار به عجله و شتاب زدگی نکنیم : معمولا خانواده ها در چند کار کودک را نا خواسته یا خواسته به عجله و شتابزدگی وادار می کنند که بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آنها ، دخالت مستقیم دارد از جمله چیزهایی که می توان در این رابطه یادآور شد :

الف . حمام کردن : در دوران طفولیت عدم آشنایی والدین به خصوص مادر از مسایل تربیتی باعث می شود به جای فراهم آوردن محیطی شاد و مفرح هنگام استفاده از حمام ، آن را به محیطی درد آور و وحشتناک برای او تبدیل کند . برای اینکاربهتراست اجازه بدهیم کودک ابتداخوب آب بازی کند ودرهمان حال با شعرها و قصه های کودکانه شروع به شستن او کنیم و ضمنا اجازه بدهیم تا کودک حتی برخی ازاسباب بازی های خود رابه حمام بیاورد وبا آنها مشغول بازی شود . مثلا یک دختربچه علاوه براین که خودش حمام میکند میتواند عروسکش راهم بشوید .

ب . میهمانی رفتن : همان طور که ما بزرگ ترها قبل از رفتن به میهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده کنیم فرزندان ما هم نیاز دارند که آماده شوند . البته نیاز بچه ها با نیاز ما اندکی تفاوت دارد . در این راستا بهتر است زمان رفتن به میهمانی ، گردش و یا سمینار را یک ساعت قبل از حرکت به کودک یادآور شویم تا بتواند با کمک بزرگ ترها آماده شود . متاسفانه بعضی والدین کمی قبل از حرکت به کودک میگویند آماده شود واینکارباعث لجبازی ومخالفت آنها میشود. چون دایم به اوتذکرمیدهیم که زود باش،سریع تر،دیر شد و.. به جای اینکه سرعت کودک رابرای آماده شدن بیشترکنیم،باعث میشویم گریه کندیا بارفتن مخالف باشد .

ج . غذا خوردن ، خوابیدن و.... : به هر حال کودک مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفکر و حرکت در یک زمان استفاده کند و والدین باید بدانند زمان تفکر و انجام کارها در کودکان به سعه صدری بیشتری نیاز دارد .

پنجره سوم :رشوه ندادن و حذف پاداش کودک لجباز : اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند و از این راه به خواسته خود برسد و والدینی که به اصطلاح حوصله ندارند با دادن امتیاز ( رشوه ) به کودک ، او را ساکت می کنند ، باعث پرورش لجبازی در او میشوند.پس باید پدر و به خصوص مادر از دادن هرگونه رشوه و پاداش به کودک خودداری کنند . البته تشویق برای کارهای مثبت و خوب کودک با رشوه دادن فرق دارد . تشویق باعث رشد اعمال نیک و حرکت به سوی ترقی می شود . اما باید توجه داشت که تشویق و پاداش ، باید به اندازه و در خور کار او باشد .

پنجره چهارم : عدم توجه و نادیده گرفتن رفتار کودک لجباز : گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می کند خیلی سرد و بی توجه از کنار مساله عبور کنیم به طوری که یا متوجه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمیت ندارد.

پنجره پنجم : برقراری آرامش و امنیت در خانواده : به هر حال در هر خانواده ای مسایل و مشکلاتی به وجود می آید که منجر به بحث و گفت و گو می شود . والدین باید بدانند که تمام مسایل گره هایی هستند که به وسیله دست باز می شوند یعنی به جای بحث و متهم کردن دیگران ، آرام و بدون بر هم زدن امنیت افراد خانواده به خصوص کودکان ، مشکلات و مسایل را می توان به راحتی حل کرد ، به طوری که هم خود و هم دیگران از این نوع گفت و گوها لذت ببرند .

پنجره ششم : راهنمایی آری اما دخالت نه : هیچ کس از دخالت کردن دیگران در امور زندگی خود احساس رضایت و خشنودی نمی کند . پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حرکت صعودی خود را بر پایه راهنمایی قرار دهند تا کودک بتواند کم کم راه صحیح زیستن را تشخیص بدهد . دیگر قابل پذیرش نیست که : من می گویم این طور باش من می گویم اینجا نرو و... بلکه ارشاد و راهنمایی های خردمندانه وکمک گرفتن ازخود کودک در مشکلات می تواند کمک بزرگی باشد .

پنجره هفتم : عدم لجبازی والدین : آموزش های عملی به مراتب از آموزش های تئوری ، موثرتر و آموزنده تر هستند . اگر والدین در حضور بچه ها با یکدیگر لجبازی کنند خیلی راحت و بدون دردسر لجبازی را به آنها یاد می دهند و بچه ها به طور واضح فیلمی مشاهده می کنند که در آن یکی از والدین با پافشاری دیگری را مجبور به اطاعت از خود میکند و آنان متوجه میشوند که از این راه  میتوانند به راحتی به خواسته های خود برسند .

نتیجه : پدرها و مادرها باید بدانند که با بردباری می توانند بر اکثر نابهنجاری ها چیره شوند و اجازه ندهند که کودک به تنهایی برای همه افراد یک خانواده تصمیم بگیرد . متاسفانه بعضی والدین با گفتن من حوصله ندارم یا کی حوصله این کارها را دارد ، سعی می کنند بار مسئولیت تربیت را کج به منزل برسانند . این گونه والدین باید گفته های خود را اصلاح کنند و بگویند من حوصله دارم یا بهتر است بگویند من می توانم با حوصله و بردبار باشم و از این طریق خود باوری مثبت و عزت نفس خود را بالا ببرند . اما در لجبازی از هر روشی که برای از بین بردن یا کاهش آن استفاده می کنیم ، باید مراقب باشیم تا کودکان به خود و یا دیگران آسیب نرسانند . ( حسین اژدران - منابع : خانواده و دشواری های رفتاری کودکان – نوشته دکتر علی قائمی – رفتارهای بهنجار و نابهنجار – نوشته دکتر شکوه نوابی نژاد – برگرفته از مجله موفقیت شماره 159صفحه 16 )

با کودکان بیش فعال چه طور رفتار کنیم ؟

هفت راهکار کاربردی به منظور بهبود رفتار کودک با اختلال ADHD(بیش فعال و پر جنب و جوش )

عملی کردن بعضی از اصول رفتار درمانی حتی بدون حضور درمانگر در بعضی موارد امکان پذیر است .

دکتر ویلیام پلهام رییس مرکز پژوهشکده کودک و خانواده در دانشگاه نیویورک در بافالو معتقد است : به کمک تربیت صحیح و شایسته در بسیاری از مواقع تغییر و اصلاح رفتار امکان پذیر است . وی هم چنین معتقد است : مشکل اصلی این است که هیچ کدام از ما آموزش ندیده ایم که چه طور والدین خوبی باشیم . در حالی که کودکان ، نیازمند والدینی با مهارت و صبور هستند . والدین باید قوانین مشخصی را برای برخورد و تربیت کودک در نظر بگیرند ( البته قوانین نباید مبهم و خیلی وسیع باشد ) و نکته بسیار مهم در این است که قوانین را به صورت ثابت و دایمی به اجرا درآورند . دکتر پلهام هفت راهکار عملی پیشنهاد می دهد :

1-مطمئن باشید کودک دستورات شما را کاملا درک کرده است : فقط صرف این که به کودک بگویید این کار را انجام بده و آن کار را انجام نده کافی نیست باید اطمینان حاصل کنید که وی دستورات و خواسته شما را کاملا درک کرده . بهتر است فهرستی از قوانینی را که مد نظر دارید بنویسید و آن را در جایی که بیشترین محل رفت و آمد کودک است قرار دهید . برای مثال فهرستی از کارهای حتی جزیی که کودک برای مدرسه رفتن باید انجام دهد ، تهیه کنید . دستورات باید با جملاتی روشن و واضح بیان شود . دستورات را یک بار با هم مرور کنید ، برای آنکه متوجه شوید آن را درک کرده است .

2-دستورات را به صورت واضح و روشن ارایه دهید : در ابتدا کودک را به اسم صدا کنید تا مطمئن شوید که توجه وی به شما جلب شده سپس دقیقا خواسته خود را بیان کنید . به عنوان  مثال فرض کنید در صف طولانی مغازه ای برای خرید ایستاده اید شما باید این گونه عمل کنید : استیو کنار من بایست دست به هیچ چیز نزن فقط اکتفا کردن به این جمله که پسر خوبی باش کافی نیست زیرا ممکن است کودک دقیقا متوجه نشود که چه کاری را نباید انجام دهد و در آخر پیامد عدم اطاعت را به وی تذکر دهید و همیشه نسبت به گفته خود ثبات عمل داشته باشید .

3-انتظار کامل بودن نداشته باشید : تعادلی میان تحسین و انتقاد کردن از کودک قرار دهید . انتقاد بیش از حد از کودک فقط باعث می شود که رابطه شما و کودک تان خدشه دار شود . به جای این کار می توانید از تشویق های کوچک استفاده کنید و صبور باشید تا به تدریج رفتار وی در جهت مطلوب سوق پیدا کند .

4-برای تشویق کردن رفتار خوب کودک از جمله وقتی /سپس استفاده کنید : اگر کودک  برای انجام عمل مطلوب از شما اجازه خواست ولی قبل از آن که تکالیفش را تکمیل کرده باشد ، به وی بگویید : باشه ولی وقتی اتاق را تمیز کردی ، می توانی با دوستانت بیرون بروی . برای کودک کوچک تر بسیار مهم است که پاداش را فورا بعد از تکمیل وظایف به او ارایه دهید .

5- سیستم اقتصاد ژتونی رابه منظورپاداش به کار ببرید : شیشه ای را انتخاب کنیدوهرزمان که ازکودک خواستید کاری راانجام دهدواواطاعت کردیک تیله داخل شیشه بیندازید وهر زمان که از دستورات شما سرپیچی کرد دو تیله به عنوان تنبیه ازشیشه خارج کنیدودرپایان روزبراساس تعدادتیله های داخل شیشه پاداش کوچکی به اوبدهید.این روش برای اطاعت کردن کودک ازدستورات والدین موثر است.

6-تکنیک های انضباطی را با بزرگ شدن کودک تغییر دهید : در مورد کودکان بزرگتر بهتراست درمقابل رفتارنامناسب آنهابی توجهی کنیدو به رفتار مطلوب آنها پاداش دهیدبرای مثال ممکن است فرزندشمادرخواست کندمدتی رابادوستانش باشد.

7-ازمعلمان مدرسه درخواستکنیدروش رفتاری یکسانی رادرمدرسه اعمال کنند:

بهترین وسیله برای همکاری معلم – والد گزارش روزانه است . به منظور تعیین کردن رفتارهای کلاسی مطلوب با معلم ملاقات کنید . در ساعات پایانی مدرسه معلم می تواند ارزیابی جدیدی از عملکرد رفتاری کودک در طی یک روز و ارزیابی نوشته شده را با کودک به خانه بفرستد . پاداش وی برای داشتن عملکرد خوب در مدرسه می تواند بازی کردن خارج از خانه باشد . اگر فرزند شما در مقطع راهنمایی یا دبیرستان است حتما از مشاور مدرسه راهنمایی بخواهید . بسیاری از والدین بدون کمک حرفه ای از این تکنیک ها استفاده می کنند و اگر شما برای اجرای چنین راهکارهایی به مشکل برخوردید بهتر است که در کلاس های برنامه آموزشی والدین شرکت کنید . ( نفیسه دورودیان – برگرفته از مجله موفقیت شماره 141صفحه86)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 16:42  توسط رقیه شیری  | 

تربیت خوب - ادب آموزی .

تربیت خوب :

تربیت ، اساسی ترین و ضروری ترین و ابتدایی ترین نیاز بشر است . در تمامی جوامع و ملل و فرهنگ ها روی این مسئله تکیۀ فوق العاده ای می کنند که فرزندانشان بر اساس فرهنگ و سنن ملی و میهنی و قومی پرورش یابند و سنت های گذشته خود را به آنها منتقل می کنند . در آغاز ، هرکس تلاش می کند فرزندش به خوبی تربیت شود . منتها به فرموده قرآن مجید ، هرکسی یا حزبی به نحوی به گروه و عقاید و فرهنگ خود ، دل بسته است . کودک ، روحیۀ بسیار حساس و ظریفی دارد . اطراف او پر از انسان های مختلف و با اخلاق متفاوت و گوناگون و رفتارهای ناهمگون می باشد . امکان دریافت همه نوع رفتار و کردار و گفتار از اطرافیان را دارد . طبق فرمایش امام علی ( ع ) به فرزندش امام حسن ( ع ) که می فرماید : پسرم ! قلب فرزند نورس مانند زمین خالی است ، خالی از بذر و گیاه ، هر تخمی که در آن افشانده شود ، همان رشد می کند .

مربیان با تجربه و صاحب نظران امور تربیتی به دشواری و سختی این امر ، توجه و عنایت داشته اند که از چه طریقی فرزند را تربیت کرده و از او مواظبت نمایند که راه درست و صحیح انسانیت را دنبال کند و اینکه چه چیزهایی قابل انتقال به اوست و چه چیزهایی غیر قابل انتقال و چه چیزهایی در آیندۀ او خوب است و نقش دارد . متأسفانه آنهایی که خارج و بیرون از اسلام هستند ، در طول سالیان دراز و با فعالیت های بی وقفه نتوانستند با فرهنگ های خود ساخته به یاری فرزندشان بشتابند ، لذا آنها را به بیراهه کشاندند و قدرت مهار و کنترل عصیان های روزافزون آنها را از دست داده اند . اما اسلام چهارده قرن است که با فرهنگ غنی و آسمانی خود ، فرزندانش را در حصار و حفاظ استوار و محکم حفظ کرده است . به خاطر ارایه راه درست تربیت ، پانش در خلق و خوی بشری نمونه و سرافراز جهانیان می باشند ، کسانی که   از این قوم به بیراهه و انحراف کشانده شدند ، در اثر بی توجهی خانوادۀ آنها و همین طور دوری گرفتن آنها از مرام های مذهبی و آیین اسلام و گریز از کانون های انسان ساز مذهبی بوده است و تاکنون اسلام در تربیت فرزندانش در مسیر خود با دشواری و کوتاهی مواجه نگشته است . پیروان اسلام اگر در این عصر توجهی به آداب و سنن فرهنگی بکنند از همگان ، برتر و والاترند . درست است که تربیت یک مسئله دشواری است ، ولی اگر از همان آغاز رشد کودک که قابلیت و ظرفیت پذیرش خوب و بد را دارد و در همان حال پیرو و تابع پدر و مادر است تربیت شود ، مشکلی در راه تربیت پیدا نخواهد کرد . در نهایت باید واقعا به این امر اهمیت داد چون کودک امروز ، جوان فرداست و جوان فردا ، بزرگسال پس فرداست ، تربیت او در دوران طفولیت چراغ راه آیندۀ اوست . بزرگان و خردمندان عالم از دیرزمان در سخنان و در مباحث خود به مسائل تربیتی اهمیت داده اند . (( تربیت ، بزرگترین و سخت ترین مسئله ای است که برای حل کردن به انسان داده می شود ، زیرا که بصیرت انسان بسته به تربیت اوست و این یکی هم بسته به بصیرت او )) کانت .

 ((مسئله تربیت برای نژاد کنونی مسئله زندگی و مرگ است .)) ارنست رنان .

(( هر تربیتی در درجۀ اول باید اخلاقی و در درجۀ دوم عقلی باشد . هر تربیت کامل ، عقلی است . بدون تربیت اخلاقی و یا پیش از این یکی غیرممکن است و هر تربیت ناقص ، یک بدبختی است )) جون ریسکن .

بیان نظریات سه تن از فلاسفۀ اروپایی ، فقط به خاطر اهمیت اعتراف آنها در این مورد بود ، و گرنه همان گونه که در ابتدا نیز اشاره شد تصمیم بر آن است که در این نوشتار ، صرفا از آیات الهی و روایاتی که از ائمۀ اطهار علیهم السلام وارد شده است ، استفاده شود . هدف اسلام از تربیت فرزندان ، تربیت خوب و نیک آنهاست . خوبی ها و نیکی هایی که خود اسلام بیان داشته است که در راستای مذهب و تعالی روحی و معنوی و دینی باشد نه چیز دیگر و امتیاز اسلام در میان سایر مکتب ها به همین امر تربیت معطوف است و فلسفۀ وجودی اسلام نیز طبق فرمایش پیامبر ( ص ) در همین امر خلاصه می شود که فرمود : من برای تکامل بخشیدن به اخلاق و خوی خوب بشریت مبعوث گشته ام . ( برگرفته از کتاب تربیت مذهبی کودک – سید مجتبی موسوی زنجانرودی – صفحه 67 ) 

ادب آموزی :  

دو معنی در اصطلاح برای ادب بیان داشته اند و در اذهان عامه نیز از این واژه دو برداشت به ذهن خطور می کند ، یکی داشتن خوی خوش و پسندیده ؛ دوم ، مجازات و تنبیه . منظور ما در اینجا معنی اول است ، یعنی آموختن روش و اخلاق و خصلت های نیک و پسندیده به فرزندان و انتقال فرهنگ و آداب و رسوم ملل و مذهبی به آنها . در میان ملل یک سلسله آداب و رسوم و فرهنگ رفتاری که در خور سنت های خودشان است وجود دارد که به آنها به دیدۀ احترام می نگرند و هر فردی که آن آداب و رسوم را نادیده بگیرد و از آنها تخطی کند ، به او به دیدۀ نفرت می نگرند و او را فاقد آداب و تربیت تلقی می کنند . در یک کلام هرکس از محدودۀ انسانی و قانونی خویش تجاوزکند و به حریم دیگران و اجتماع وقعی ننهد، او را سرزنش می کنند . در اسلام ، مصادیق داشتن ادب و تربیت فراوان است . به عنوان مثال بی احترامی به پدر و مادر و بی احترامی به دیگران و نادیده گرفتن حقوق آنها بی ادبی است . امروز که شبکۀ ارتباطات گسترش یافته و از طریق اینترنت راه ارتباط با ملت های دیگر به سهولت امکان پذیر شده است و بیشتر احساس درآمیختن با آنها مشاهده می شود و انسان ناگزیر است که با آنها برخورد کند و ارتباط داشته باشد ، لازم است با فرهنگ آنها آشنا گردد و بادیدۀ احترام به آنها بنگرد و این را آیین اسلام به ما سفارش کرده است که با آنها با رفتار خوب و پسندیده برخورد کنیم . مسلمانان نیز باید در چهارچوب مذهب و محدودۀ شریعت خود قدم بردارند و رفتارو کردار خود را با آن وفق دهد وآنچه که در مذهب ادب پنداشته شده است فراگیرد و همان را به فرزندان خویش انتقال دهد و از وظایف بارز و مهم والدین توجه به این امر مهم و یاد دادن آن به فرزندان است . امام علی ( ع ) فرمود : بهترین چیزی که پدران برای فرزندان به ارث می گذارند ، ادب است . امام باقر ( ع ) فرمود : پدرم مردی را دید که به همراه پسرش راه می رفتند و پسر به بازوی پدر تکیه داده بود ، گوید : تا پدرم زنده بود با آن مرد سخن نگفت.امام علی (ع) فرمود:هرکس ادبش اندک باشد، زشتکاریهایش بیشتر میشود.امام صادق (ع) فرمود:خداوند رحمت کند کسیرا که درکار نیک فرزندش اقدام کند.انسان مسلمان باید مؤدب باشد که غفلت موجب پشیمانی و ندامت میگردد. (برگرفته از کتاب تربیت مذهبی کودک– سید مجتبی موسوی زنجانرودی– صفحه 113) 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 16:36  توسط رقیه شیری  | 

چگونه در برابر خواسته های کودکمان مقاومت کنیم - به کودکانمان فرصت دهیم .

چگونه در برابر خواسته های کود کمان مقاومت کنیم ؟

نیازهای اصلی او را رفع کنید : به عنوان مثال او گرسنه یا تشنه است ، یا خوابش می آید و یا اینکه در طول روز شما را ندیده و نوازش و محبت شما را می خواهد . اگر شما در همان زمانی کودک می خواهد نیازها و خواسته های عاطفی او را رفع کنید ، کودک احساس امنیت کرده و هنگامی که شما می خواهید امیال و خواسته هایش را به تعویق بیندازد ، راحت تر به شما اعتماد خواهد کرد .

قوانین را پیشاپیش به او بگویید : قوانین از پیش بیان شده به عنوان نشانه و علامت به کودک کمک می کنند . به عنوان مثال به او بگویید : ما به سوپر مارکت می رویم . تو می توانی همه چیز را نگاه کنی اما من برایت اسباب بازی نمی خرم . یا من تو را دو بار سوار چرخ و فلک می کنم ، فقط دوبار . زمانی که او از شما چیزی می خواهد با آرامش و اطمینان قانون را یادآوری کنید .

برعقیده خود پابرجا بمانید : بیهوده است که برای تصمیمی که یک بار گرفته اید و توضیح داده اید خود را توجیه کنید . به او بگویید تصمیمی است که گرفته شده ، همین . هرچه بیشتر با کودک جروبحث کنید او بیشتر روی خواسته هایش پا فشاری می کند . تسلیم عصبانیتش نشوید . محدودیت ها و ممنوعیت هایی را که واضح و روشن هستند به او آرامش و اطمینان خاطر می دهند . اگر به سختی می توانید آرامشتان را حفظ کنید از آنجا دور شوید . همیشه نه نگویید با مرتب تکرار کردن کلمه نه یا بعدا در مخالفت افراط نکنید . با این کار از فرزند خود فردی می سازید که همیشه ناراضی و بی قرار است و محرومیت برای او نوعی شکنجه محسوب می شود . با بعضی از خواسته های کوچک او که باعث شادمانی اش می شوند موافقت کنید و از شادی او لذت ببرید . این موضوع امری طبیعی است که بسیاری از چیزهایی که اطراف کودک هستند او را وسوسه می کنند . اما به این نکته توجه داشته باشید که کودک بین سنین دو تا سه سالگی به سختی می پذیرد که کسی درخواستهایش را ردکند.و دقیقا به همین دلیل است که بایدنه گفتن را دانست و به آن عمل کرد.زیرا او درآینده نمیتواند هرچه را که مایل است به دست آورد.

او همه چیز را فورا می خواهد : آیا آنچه که کودک دیروز انجام داده ، همان چیزی است که یک ساعت بعد انجام خواهد داد ؟ این نکته هیچ معنا و مفهومی برایش ندارد او در لحظه زندگی می کند و به همین دلیل از نظر زمانی هیچ نشانه و علامتی ندارد تا براساس آن بتواند خواسته هایش را به تعویق بیندازد . اگر فورا خواسته اش را اجابت نکنیم او این طور برداشت می کند که هرگز به خواسته اش نخواهد رسید . به علاوه نمی داند که چگونه نیازهای واقعی خود را از تمایلاتش متمایز کند . گاهی اوقات کودک با طلب کردن چیزی از شما ، قصد جلب توجه تان را دارد . زیرا شما احتمالا در آن لحظه که او می خواسته در کنارش نبوده اید و برای او وقتی نگذاشته اید . در حالی که او نیاز دارد لحظاتی را در کنار شما و با شما  باشد . به عنوان مثال کودکتان در سوپر مارکت ماشین کوچکی را در دست کودک بزرگتر از خود دیده و برای او تصاحب آن ماشین حیاتی است ، چون در نظرش تصاحب آن اسباب بازی او را بزرگتر و نیرومند تر می سازد . در واقع کودک این روش را در پیش می گیرد تا محبت و عشق شما را جلب کند .

آموزش محرومیت : موکول کردن خواسته ها به زمانی دیگر و یا صرف نظر کردن و چشم پوشی از آنها هر دو در ذهن کودک به معنای محروم شدن است . هر کودکی نیاز دارد هنگامی که کوچک است ، تا اندازه ای طعم محرومیت را بچشد . فهم و پذیرش این محرومیت به او اجازه خواهد داد تا با در نظر گرفتن حقوق دیگران ، حقوق خویش را کسب کرده و خود را با قوانین اجتماعی وفق دهد تا در بزرگسالی بتواند در زندگی خانوادگی و حرفه ای خود ، در برابر شکست ها و نا امیدی ها مقاومت کند . والدین کودک باید به او کمک کنند تا این محرومیت را به آسانی بپذیرند . پذیرفتن و تسلیم شدن به همه خواسته های کودک یک معنا دارد : اینکه شما فقط برای اینکه در خانه آرامش داشته باشید طبق میل کودک رفتار کرده اید و این بدترین خدمتی است که در حق او انجام می دهید . اگر هرگز به او نه نگویید کودک شما نمی آموزد که چگونه خواسته هایش را زمان دیگری مطرح کند و ناخوشایندی و ناراحتی ناشی از این محرومیت رابپذیرد . بنابراین در بزرگسالی او هیچ گونه محدودیتی را نخواهد پذیرفت و به انسانی مستبد و خودمحور تبدیل خواهد شد که برای پذیرفته شدن در یک جمع مشکلات زیادی خواهد داشت .( مهرانه سنبلی – برگرفته از مجله موفقیت شماره160صفحه46)

به کودکان مان فرصت دهیم :

بیشتر ما سعی داریم فرزندان مان را به داشتن ارتباط کلامی با دیگران ترغیب کنیم . مادری را در نظر بگیرید که می خواهد با فرزندش ارتباط برقرار کند و شروع می کند به گفتن جملات پیاپی مثل : توی مدرسه چه کار کردی ؟ سالی هم آمده بود ، امروز هم باهم بودید ؟ اصلا از او خوشت می آید یا نه ؟

والدین بدون این که به فرزندان شان فرصت مشارکت بدهند تمام امور را به دست می گیرند اگر به نحوه برقراری ارتباط خود با فرزندمان نگاهی بیندازیم ، متوجه می شویم که چرا او تمایل زیادی به این ارتیاط ندارد . این نحوه برخورد برای کودکانی که دارای اختلالات گفتاری هستند ، بسیار خطرناک است . فرصت ندادن به فرزندان باعث می شود تا باور کنیم آنها اطلاع چندانی از آن چه انجام می دهند ندارند و به آنها نیز می آموزیم که در ارتباطات خود منفعل عمل کنند . کمی در این باره بیندیشید ، وقتی موضوع را با فرزندتان در میان می گذارید، چه می کنید؟ اغلب ما بدون این که به او اجازه دهیم تا حرف خود را بزند به سخن گفتن ادامه می دهیم ، در این صورت چه اتفاقی می افتد ؟ توجه او به ما کم و یا اصلا قطع می شود . آیا خود شما وقتی با افرادی هستید که زیاد حرف می زنند و اجازه حرف زدن به شما نمی دهند ، همین مساله را تجربه نکرده اید ؟ فرصت دادن و انتظار ، مهارت پیچیده ای است که برای والدین ، معلمان و گفتار درمانان در ارتباط با کودکان بسیار سودمند است . این مهارت برای برقراری ارتباط جمعی با کودکانی که از شما فاصله می گیرند ، کاربرد دارد . اگر چه سخن گفتن امری بدیهی است اما برای برقراری ارتباط ، چه کلامی و چه غیر کلامی ، زمان لازم است . کودکانی که دارای اختلالات گفتاری و مشکلات یادگیری هستند برای برقراری ارتباط به فرصت بیشتری نیاز دارند . بسیاری از والدین اظهار می دارند که دادن این فرصت برای شان سخت و یا غیر ممکن است ، آنها معتقدند که برای واداشتن فرزندان به ارتباط باید آنها را مورد بمباران کلمات و جمله ها قرار داد؟ مثلا یک سوال راباید بارها وبارها ازاو پرسید.آنها ازنتایج شگفت انگیز صبر ودادن فرصت به فرزندان شان بیخبرهستند.بسیاری ازما نمی دانیم که وقتی دایما حرف میزنیم عملا فرزندانمان را از برقراری ارتباط و یادگیری صحبت باسایرین بازمیداریم .اگر والدین به فرزندان فرصت کافی ندهندممکن است آنها منفعل شده و بسیاری ازفرصتهای طبیعی برقراری ارتباط با سایرین را از دست بدهند .  ( فرنازسربندی- برگرفته از مجله موفقیت شماره156صفحه47)
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 16:34  توسط رقیه شیری  | 

چگونه کودکان را به مطالعه علاقه مند کنیم - چگونه کودکان را برای مدرسه آماده کنیم .

چه طور کودکان را به مطالعه علاقه مند کنیم ؟

تحقیقات نشان داده است بیشتر کسانی که به کتاب و کتاب خوانی علاقه دارند والدینی داشته اند که در دوران کودکی لحظات شیرین و گرمی را در هنگام خواند داستان ها برای آنها ساخته و پرداخته اند .

این توصیه ها را به کار گیرید تا کودکان خود را جذب مطالعه کنید به طوری که کتاب را بهترین دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند .

1-زمان خاصی را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگیرید . این کار به خصوص برای کودکان نوپا بسیار مهم است . زمان قصه سرایی نباید طولانی باشد ، در نظر بگیرید که کیفیت از همه چیز مهم تر است ، اما سعی کنید آن را به صورت برنامه ای منظم در روز دنبال کنید .

2-کتابهایی را انتخاب کنید که خودتان از خواندن آنها لذت می برید ، زیرا عدم علاقه شما ، به خوبی در آهنگ کلام شما منعکس می شود .

3-به خاطر داشته باشید که اغلب سطح شنیداری کودکان بالاتر از سطح خواندن آنهاست ، پس فکر نکنید ممکن است کودک شما در گروه سنی پایین قرار دارد از شنیدن کتابهای گروه های سنی بالاتر لذت نبرد .

4-همیشه قبل  از خواندن ، عنوان کتاب و نام نویسنده آن را بگویید .

5-داستانی را که می خوانید در ذهن خود تجسم کنید ، مناظر را در ذهن خود ببینید ، حتی زمانی که کتاب هیچ گونه تصویری ندارد . این کار باعث می شود که داستان را به زیبایی و واضح تعریف کنید .

6-در حین خواندن از تنوع استفاده کنید . متناسب با داستان ، تن صدای خود را بالا و پایین ببرید . با دست ها و اعضای صورت خود اشارات گوناگونی پدید آورید . همه اینها در جذاب تر کردن داستان  برای شما و فرزندتان کمک می کند .

7-بسیاری از کودکان از خواندن مکرر یک داستان لذت می برند .

8-کودک تان را تشویق کنید که صفحات را  ورق بزند ، یا حتی عباراتی را که  بلد است بخواند ، هردوی شما می توانید با افزودن دیالوگ های جدید ، صداهای متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهید .

9-به آرامی بخوانید ، در حین خواندن ، سوالاتی بپرسید و به پرسش های کودک تان  پاسخ دهید . به عکس ها اشاره کنید و در مورد تصاویر کتاب بحث کنید . از فرزندتان بپرسید : فکر می کنی بعد از این چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

10-فعالیت های اضافه و متناسبی با فضای داستان ارایه کنید ، کارهایی مثل

آشپزی یا درست کردن کاردستی که با  داستان شما متناسب و هماهنگ باشند . با فعالیت هایی که خواندن را به عنوان بخشی از علوم و فنون غنی ادبیات شکوفا سازند و به پیشرفت در یادگیری مهارت های ادبی منجر شود .

11-در زمان داستان با کودک خود مدارا کنید ، اما در عین حال جدی و محکم باشید ، چنان چه کودک شما نسبت به خواندن کتاب بی میل است اجازه دهید در این حین نقاشی بکشد ، شاید حتی بتواند یک نقاشی از فضای داستان بکشد !

12-با آموزگار کودکان صحبت کنید یا به کتابخانه بروید تا از پیشنهادها و تجربیات آنها در این رابطه بهره مند شوید ، به این وسیله فهرست های گوناگونی از کتاب های مختلف خواهید یافت و شاید حتی آنها بتوانند کتاب هایی را که خواندن بلند آنها برای کودکان اثربخش بوده است ، به شما معرفی کنند .

**خواندن،یک فعالیت تفریحی است ، شما فقط روزانه 15 دقیقه برای آن وقت صرف کنید و ازنتیجه سودبخش آن برای خودوفرزندتان تا آخر عمر بهره بگیرید. (رزیتاشاهرخ.منبع: parents-برگرفته ازمجله موفقیت شماره 144صفحه 88)

چگونه کودکان خود را برای مدرسه آماده کنیم ؟ 

دنیای جدید مدرسه ، تغییرات فراوانی را به همراه دارد . حتی برای کودکانی که در مراکز مراقبت از کودکان یا پیش دبستانی بوده اند ، مدرسه دنیای جدیدی است که کاملا با آنچه تا کنون تجربه کرده اند تفاوت دارد . ممکن است قوانین مدرسه با قوانین شما فرق داشته باشند ، از این رو کودکان باید انعطاف پذیری را یاد بگیرند . آنها باید مدت زمان طولانی تری نسبت به آن مقدار که به آن عادت داشته اند ، بنشینند ، از این رو باید تسلط بر نفس و انظباط را یاد بگیرند . روش آموزش و ارتباط برقرار کردن معلم آنها احتمالا با والدین فرق داد ، از این رو کودکان باید مهارت های شنیداری وارتباطات رابه صورت موثرفرابگیرند. از آنجا که کودکان در این سن وسال،مفهوم زمان را به خوبی درک نمیکنند،یک ماه ممکن است برای آنها به اندازه یک عمربه نظربرسد.بنابراین چندهفته آخرتابستان را باید به آسودگی خاطرکودک خود– یا 10روش زیر– برای این تحول جدیداختصاص دهید :

1-در مراسم آغاز سال تحصیلی شرکت کنید : حتی اگر این ششمین فرزند شما باشد . توصیه های پیشنهادی مسئولین مدرسه را به کار بگیرید .

2-از مدرسه بازدید کنید : اجازه بدهید کودک شما داخل کلاس ها را ببیند و در آنجا احساس راحتی کند . با معلم او صحبت کنید و برای او توضیح دهید که برنامه روزانه کودک شما چگونه است .

3-اگر برای شما آماده سازی کودک برای رفتن به مدرسه به معضل بزرگ تبدیل شده است ، درباره نگرانی  خود با معلم مدرسه صحبت کنید : برای تمرین ، کودک خود را به مدت زمان معینی پیش یک دوست قابل اعتماد یا فامیل بگذارید .

4-یک گردش یا اردو برای سرویس مدرسه ترتیب دهید : با اواتوبوس سوار شدن را تمرین کنید.راننده سرویس هم میتواند درتوضیح نکات ایمنی به شما کمک کند.

5-محل پارک اتوبوس را پیدا کنید : ( یا جایی که ماشین خودتان را پارک میکنید ) و کودک را از در ورودی ، پیاده کرده تا کلاس ببرید ، تا بتواند همان روز اول با اعتماد به نفس مسیر خودش را پیدا کند .

6-کودک خود را در خرید کردن شرکت بدهید : اجازه دهید کوله پشتی یا سبد خرید را او مرتب کند .

7-مهارت های کمک کردن به خود را تمرین کنید : معلمان آن قدر وقت ندارند که به تک تک دانش آموزان کمک کنند ، بنابراین اطمینان حاصل کنید که کودک شما بستن زیپ ، دکمه و بند کفش را یاد گرفته است و به او بگویید که کدام کفش مال کدام پاست . در منزل به او این فرصت را بدهید تا اسباب بازی ها و لباس هایش را خودش مرتب کرده و از آنها مراقبت کند . مطمئن شوید که او در استفاده از سرویس بهداشتی و شستن دست هایش کاملا مستقل شده است .

8-مهارت های اجتماعی کودک خود را گسترش داده ، و به او تعلیم دهید :

مهارت هایی مثل : گوش کردن به حرف دیگران زمانی که صحبت می کنند درد دل کردن ، رعایت کردن نوبت ، نشستن در جای مخصوص خود ، کمک خواستن از یک بزرگتر در مواقع لازم و...

9-ببینید معلم از کودک شما انتظار دارد که کدام مهارت ها را بشناسد : همان مهارت ها را در فعالیت های روزانه کودک بگنجانید . مثلا بازی هایی که با شمارش و اعداد سر و کار دارند . به هنگام آشپزی ، باغبانی یا خرید کردن ، کودک را به اندازه گیری ها و شمارش مشغول کنید . برای هر روز یکی از حروف الفبا را انتخاب کرده و ببینید چند وسیله را می توان پیدا کرد که اسمشان با آن حرف شروع می شود . با هر بار اضافه کردن یک جمله به جمله قبلی ، شعر یا داستانی بچگانه درست کنید ، بدون اینکه کودک را تحت فشار قرار دهید .

10-با کودک خود درباره ترس ها یا سوالاتی که دارد بی پرده صحبت کنید : این احساسات او را بی اهمیت جلوه ندهید و کوچک نشمارید . کودک باید بتواند ترس خود را بروز داده و احساسات منفی خود را بیان کند ، زیرا این یک بخش طبیعی از تغییر ، تحول و رشد اوست . برنامه ای تدارک ببینید تا به کودک یاد بدهید چگونه به طور مستقل از پس مشکلاتی که ممکن است پیش بیایند ، برآید .

بدانید که شما کودک خودرا ازهمان روزآغاز تولد،برای مدرسه آماده میکرده اید و بدانید که تنها شما نیستید که باید برای آرامش این تحول تلاش کنید.اگر مثل یک تیم با کودک ومعلم او همکاری کنید، دنیای جدید مدرسه برای کودک یک ماجراجویی هیجان انگیز و تجربه ای مثبت خواهد بود . (جودی پاول / سولماز فروتن– منبع : www.selfgrowth.com- برگرفته از مجله موفقیت شماره 173صفحه82)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 16:31  توسط رقیه شیری  | 

تاثیر رفتار والدین - استرس والدین - فرزند پروری - بدرفتاری با کودک - راههای دیگر به جای تنبیه خشن

تأثیر رفتار والدین :

یک بُعد از معاشرت و سلوک خوب با فرزند به اعمال و رفتار خاص والدین و برخورد متقابل آنها مربوط است . نیروی تقلید و قوۀ جاذبۀ کودک بسیار قدرتمند است ، لذا هر آنچه را که در پیرامونش اتفاق میافتد سریع دریافت میکند، و چه بسا بعضی از آن رفتارها و اعمال را دقیقا انجام دهد ، بدین جهت والدین باید به این موارد دقت کنند و با بی توجهی و بی اعتنایی از کنار آن نگذرند و تصور نکنند که او بچه است و نمی فهمد ، و... که این نوع طرز تفکر از عدم درایت و سادگی والدین بچه سرچشمه می گیرد و نمی دانند همین بی توجهی و بی اعتنایی به کودک در آینده چه انعکاسی خواهد داشت و چه تأثیری در بافت و ساختار فرهنگی و اخلاقی او به وجود می آورد و حتی ممکن است منشأ بسیاری از ناهنجاری ها و بزهکاری در کودک گردد . آنچه که بیشتر قابل توجه و با اهمیت است بزرگ دانستن و مهم پنداشتن همین توهمات است که به نظر خیلی کوچک جلوه می کند . اتفاقا بسیاری از کودکان نسبت به همان چیزهایی که بزرگان قابل توجه نمی دانند خیلی هوشیارند ، پس بهتر است والدین در رفتار خود خیلی دقیق باشند اعمالی را که اسلام زشت و ناپسند شمرده ، پیروانش به آنها دقت و توجه کنند که خیر و صلاح خود و فرزندانشان در آن است . هتاکی والدین به یکدیگر و عیب گویی و ناسزاگویی و .. از شأن انسان های عاقل به دور است . پیامبر اسلام ( ص ) فرموده است یکی از حقوق فرزند به عهدۀ پدر ، احترام کردن او به مادر اوست. گذشته از مسائل فوق که مربوط به سلوک والدین در خانه است مسائل دیگری نیز هست که قابل توجه و عنایت است. البته یادآوری این نکته ضروری می نماید که اکثر خانواده ها و والدین به مسائل اخلاقی و معاشرت به خوبی و رفتار نیکو با یکدیگر توجه دارند و این صفات خوب و پسندیده را به صورت ژنتیک به فرزندانشان منتقل می کنند و تنها معدودی از افراد هستند که در رفتارهای اجتماعی و برخورد با نزدیکان خود از هنجارهای اجتماعی تبعیت نمی کنند . زن و شوهری که تحت پرچم اسلام زندگی می کنند و نور دیانت خداپرستی در قلبشان تابیده است و به اسلام عشق می ورزند و به پیامبر و خاندانش دل بسته اند ، دوست دارند زندگیشان در چهارچوب اسلام محفوظ باشد و می خواهند نسل های سالم داشته باشند ، باید محیط منزلشان را از رفتارها و اعمال گرفتار لغزش ، منزه نمایند . اسلام ظرافت کاری هایی دارد که خیلی زیبا و قابل توجه است ، آداب و معاشرتی که اسلام به پیروانش آموخته ، برای سالم نگه داشتن محیط خانه و جامعه و برای سالم رسیدن این قافلۀ بشری به سرمنزل مقصود است ، از این روست که برای سلوک در خانه و جانعه ای که در آن زندگی می کند و هم چنین جهانی که امروزه با گسترش شبکه ارتباطات در حکم دهکده است ، برنامه ریزی دقیق دارد . به همین جهت حتی آن مسائل ریز و غیر قابل توجه از نظر ما را ، مهم دانسته است .

ای کسانی که ایمان آورده اید باید آنهایی که سرپرستیشان به عهدۀ شماست و آنهایی که به سن بلوغ نرسیده اند در سه وقت هنگام ورود به منزل شما اجازه بگیرند ، پیش از نماز صبح و هنگامی که در نیمروز استراحت کرده اید ، و بعد از نماز مغرب و عشا.... .

امام صادق ( ع ) فرمود : زن و شوهر در خانه ای که کودک صدای آنها را می شنود آمیزش نکنند ، برای اینکه موجب و مورث فسق می شود .

رسول خدا ( ص ) فرمود : قسم به او که جانم در ید قدرت اوست ، اگر زن و شوهری در خانه ای که کودکی صدای آنها را می شنود و بیدار است و آنها را می بیند آمیزش کنند ريال هیچ گاه آن کودک رستگار نخواهد شد. چه پسر باشد و چه دختر، فاسق خواهند شد . ( برگرفته از کتاب تربیت مذهبی کودک– سید مجتبی موسوی زنجانرودی– صفحه 83 )

استرس والدین ، سلامت کودکان را تهدید می کند .

اگر می خواهید فرزندانی سالم داشته باشید ، استرس را از خود دور کنید . پژوهشگران اعلام کردند ، فرزندان افرادی که به استرس و اضطراب دچارند بیش از فرزندان افراد آرام ، به بیماریهای مختلف از جمله بیماریهای عفونی دچار می شوند .براساس بررسی محققان دانشگاه روچستر ، استرس والدین علاوه بر ایجاد عوارض روحی در فرزندان ، توانایی دستگاه ایمنی آنان را برای مقابله با عوامل بیماری زا کاهش می دهد . کارشناسان براساس این بررسی به همه والدین توصیه می کنند با یادگیری روش های ایجاد آرامش ، سلامت خود و کودکان شان راارتقادهند.(واحدمرکزی خبر– برگرفته ازمجله موفقیت شماره 141صفحه12 )

ویژگی های روش های فرزند پروری :

مقتدرانه : پذیرش و روابط نزدیک : صمیمی ، پذیرا ، و دلسوز و نسبت به نیازهای کودک حساس است . کنترل : توقع معقولی برای پختگی دارد و همواره آن را تقویت کرده و توضیح می دهد . استقلال دادن : به کودک اجازه می دهد مطابق با آمادگی خود تصمیم بگیرد . کودک را به ابراز کردن افکار ، احساسات ، و امیال ترغیب می کند . هنگامی که والد و فرزند اختلاف نظر دارند ، تصمیم گیری مشترک صورت می گیرد .

مستبدانه : پذیرش و روابط نزدیک : سرد و طرد کننده است و مرتبا کودک را خوار می کند . کنترل : توقعات را با استفاده از فشار و تنبیه اعمال می کند ؛ اغلب از کنترل روان شناختی استفاده می کند ، محبت را دریغ می دارد و مزاحم فردیت کودک می شود . استقلال دادن : برای کودک تصمیمگیری میکند.به ندرت به نقطه نظرکودک گوش میکند.

آسان گیرانه : پذیرش و روابط نزدیک : صمیمی ولی سهل گیر یا بی توجه است . کنترل : توقعات کمی دارد یا اصلا ندارد . استقلال دادن : به کودک اجازه می دهد قبل از اینکه آمادگی داشته باشد تصمیمات زیادی بگیرد .

بی اعتنا : پذیرش و روابط نزدیک : از لحاظ هیجانی کناره گیر و جداست.کنترل : توقعات کمی دارد یا اصلا ندارد . استقلال دادن : نسبت به تصمیم گیری و نقطه نظر کودک بی تفاوت است . ( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی(جلد اول)– تألیف: لورا برک– ترجمه:یحیی سید محمدی – صفحه 480 )

عوامل مرتبط با بدرفتاری با کودک :

خصوصیات والدین : آشفتگی روان شناختی ؛ سوء مصرف الکل و دارو ؛ سابقه بد رفتاری در کودکی ؛ اعتقاد به انضباط بدنی خشن ؛ میل به ارضا کردن نیازهای هیجانی برآورده نشده از طریق کودک ؛ انتظارات نامعقول از رفتار کودک ؛ سن پایین ( اغلب زیر 30 سال ) ؛ سطح تحصیلات پایین .

خصوصیات کودک : بچۀ نارس یا بسیار بیمار ؛ خُلق و خوی دشوار ؛ بی توجهی و بیش غعالی ؛ مشکلات دیگر مربوط به رشد .

خصوصیات خانواده : درآمد کم ؛ فقر ؛ بی خانمانی ؛ بی ثباتی زناشویی ؛ انزوای اجتماعی ؛ بدرفتاری جسمی با مادر توسط شوهر ؛ نقل مکانهای مکرر ؛ خانواده های بزرگ با فرزندانی که فاصلۀ سنی کمی از هم دارند ؛ شرایط زندگی بسیار شلوغ ؛ زندگی خانوادگی آشفته ؛ فقدان شغل ثابت ؛ علایم دیگر استرس زیاد زندگی .

جامعه : جامعه ای که مشخصۀ آن خشونت و انزوای اجتماعی است ؛ تعداد کم پارک ها ، مراکز مراقبت از کودک ، برنامه های پیش دبستانی ، مراکز تفریحی ، یا کلیسا که به خانواده کمک کند .

فرهنگ:تأییدفشارجسمانی وخشونت به عنوان روشهایی برای حل کردن مشکلات.

( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی (جلد اول)– تألیف: لورا برک – ترجمه : یحیی سید محمدی – صفحه 485 )

راههای دیگری به جای تنبیه خشن :

گزینه های دیگر به جای عیب جویی و کتک زدن می توانند عوارض جانبی ناخوشایند تنبیه را کاهش دهند . روشی به نام محروم کردن به این صورت اجرا می شود که کودکان را از موقعیت فعلی دور می کنند – برای مثال ، با فرستادن آنها به اتاقشان – تا اینکه برای عمل کردن به صورت مناسب آمادگی داشته باشند . وقتی که کودک از کنترل خارج میشود ، چند دقیقه محروم کردن برای تغییر دادن رفتار کافیست ، ضمن اینکه به والدین عصبانی نیز یک مهلت آرام شدن می دهد . روش دیگر ، حذف کردن امتیازات ، مثل تماشا کردن برنامۀ تلویزیونی دلخواه است.حذف کردن امتیازها،مانند محروم کردن،به والدین امکان میدهد تااز روشهای خشنی که به راحتی میتوانند تشدید شده و به خشونت بینجامند ، اجتناب کنند .

در صورتی که والدین تصمیم بگیرند از تنبیه استفاده کنند ، با سه روش می توانند اثربخشی آن را افزایش دهند :

استمرار : اجازه دادن به کودکان که در برخی موقعیت ها به طور نامناسب رفتار کنند ولی در موقعیت دیگر سرزنش شوند ، آنها را گیج می کند و رفتار ناخوشایند ادامه می یابد ( آکر و اولری ، 1996) .

رابطۀ صمیمانه والد – فرزند : فرزندان والدین دلسوز و با محبت ، قطع شدن محبت والدین را که با تنبیه همراه است بسیار ناخوشایند می دانند . آنها می خواهند هرچه سریع تر ، صمیمیت و تأیید والدین را بازیابند .

توضیحات : دلیل آوردن برای تنبیه ملایم به کودکان کمک می کند تا بد رفتاری را با انتظاراتی که از رفتار آینده میرود ، مرتبط کنند . این روش در مقایسه با استفاده

از تنبیه به تنهایی ، به کاهش بسیار بیشتر بدرفتاری منجر میشود (لازلر و همکاران ، 1996). ( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی (جلد اول)– تألیف: لورا برک – ترجمه : یحیی سید محمدی – صفحه 462 )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 17:47  توسط رقیه شیری  | 

روابط صمیمانه - نوازش -موسیقی - ترسها - الگوی عملی -تلویزیون و... کودکان

روابط صمیمانه در کودکی ، مانع بزرگ افسردگی :

بررسی ها نشان می دهد کودکانی که رابطه خوب و صمیمانه ای با خواهر و برادر خود دارند ، از نظر عاطفی در وضعیت بهتری بوده و احتمال ابتلای آنها به افسردگی در سال های بعد کم تر است . به گزارش ساینس دیلی با توجه به اهمیت نقش خانواده در شکل گیری شخصیت افراد چنان چه کودکان در سال های ابتدایی عمر،ارتباط خوبی با خواهر وبرادر خود برقرارکنند، میزان آسیب پذیری آنها در ارتباطات اجتماعی در سال های بعدی کاهش می یابد . بنابر همین گزارش ، افرادی که در دوران کودکی ارتباط مناسبی با خواهر و برادر نداشته اند ، به واسطه انباشتن خشم و احساسات تلافی جویانه و برتری جویی در سال های بعدی نیز از آرامش کمتری برخوردار بوده و بیشتر در معرض احساسات منفی و افسردگی هستند. البته متخصصان معتقدند که نقش والدین نیز در ارتباط فرزندان با یکدیگر ازاهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است و چنان چه به طور مکرر نقش داور و قاضی را به عهده داشته باشند و آنها را به حال خود نگذارند ، به مشکلات عاطفی دامن میزنند.تحقیقات نشان داده،افرادی که دردوران کودکی ارتباط آزادانه و راحتی با خواهر و برادر خود داشته اند در بزرگسالی نیز به راحتی با دیگران ارتباط برقرارکرده و در شکست های روحی و عاطفی نیز از آسیب پذیری کمتری برخوردارند .( خبرگزاری مهر– برگرفته ازمجله موفقیت شماره 142صفحه13)

جادوی نوازش برای سلامتی جسم و روان :

قرن هاست که مادران از قدرت معجزه آسای نوازش کودکان به منظور قطع گریه آنها آگاهی دارند . حالا دانشمندان نیز به قدرت این تماس پی برده اند و حتی از آن در درمان بیماریهای گوناگون استفاده می کنند . به همین منظور برخی از بیمارستان ها در گوشه و کنار دنیا ، ماساژ درمانی را جزو برنامه درمانی بیماران قلبی عروقی و حتی سرطان ها قرار داده اند . این لمس می تواند از یک دست در دست گرفتن ساده و بغل کردن ، تا ماساژهای اختصاصی و حرفه ای باشد . با لمس می توان درد ، اضطراب ، افسردگی ، رفتارهای تهاجمی را مهار کرد ، عملکرد سیستم ایمنی را بهبود بخشید و التیام را سرعت داد ، فشارخون و سرعت ضربان قلب را کم و جریان هوا در ریه را در بیماران آسمی ، راحت و آسان کرد . تمام این درمانها هیچ عارضه جانبی ای ندارد. بررسی های جدید نشان داده است که هرچه والدین ، فرزندان را بیشتر نوازش کنند حرکات تهاجمی در کودکان کمتر می شود . هرچه مهر و محبت این نوازش ها بیشتر باشد در خلقیات کودکان تأثیرگذارتر و مثبت تر است . همچنین دیده شده که نوازش باعث پایین آمدن سطح هورمون کورتیزول( هورمون استرس تولیدشده درغده آدرنال)میشود.وقتی دونفرباهم دست میدهند،فشار متوسطی که دودست به هم واردمیکنند،یکی ازاعصاب دوازده گانه مغزرا تحریک کرده و باعث کندشدن ضربان قلب وپایین آمدن هورمونهای استرس ازجمله کورتیزول می شود.(روزنامه آسیاشماره 205– برگرفته ازمجله موفقیت شماره143صفحه12) 

تأثیر موسیقی بر خواب کودکان :

هیچ فرمول جادویی برای این که نوزاد شما به خواب رود، یا دست از گریه کردن بردارد وجود ندارد . اما استفاده از موسیقی می تواند به شما کمک کند . آیا تا به حال برای آرام کردن خود ، موسیقی آرامش بخش گوش کرده اید ؟ همین اصل برای کودک شما می تواند به کار رود: موسیقی قدرتی برای آرامش بخشیدن دارد.نکاتی که باید به آنها توجه کنید : موسیقی و یا صدای ریتمیک می تواند در آرامش بخشیدن به نوزاد شما کمک کند . موسیقی مورد  علاقه شما برای استراحت کردن چیست ؟ شاید این موسیقی همان تأثیر را بر کودک شما داشته باشد .لالایی هایی را که در کودکی بر شما تأثیر می گذاشتند به یاد آورید و امتحان کنید . لزوما نباید ستاره آواز باشید و یا صدای بسیار زیبایی داشته باشید تا خوب لالایی بخوانید ، کودک شما با صدای شما اگر نرم و لطیف باشد آرام خواهد شد . آواز خواندن برای کودک ، بر شدت علاقه بین شما و او خواهد افزود . کودکان شنیدن آهنگ هایی را که می شناسند دوست دارند بنابراین لالایی ها را برای آنها تکرار کنید. به علاوه تکان های آرام مانند تکان دادن کودک روی دست های تان از سمتی به سمت دیگر ( به خصوص در مورد نوزادان ) در آرام کردن و آرامش بخشیدن به هردوی شما کمک خواهد کرد . اگر کودک شما در نیمه های شب بیدار شود . آرامش و امنیتی که در صدای آشنای شماست او را به خواب برمی گرداند . ( عاطفه حسینی مکارم – برگرفته از مجله موفقیت شماره144صفحه89)

کمک کردن به کودکان برای کنترل کردن ترسهای شایع در اوایل کودکی : 

هیولاها ، ارواح ، و تاریکی: تا زمانی که کودک بهتر بتواند ظاهر را از واقعیت تشخیص دهد . او را در معرض داستانهای ترسناک در کتابها و در تلویزیون قرار ندهید . اتاق کودک را دقیقا ( وارسی کنید ) تا او بفهمد که هیچ هیولایی در آن وجود ندارد . چراغ شب خواب را روشن بگذارید ، کنار تخت کودک بنشینید تا به خواب رود ، و اسباب بازی دلخواه او را کنارش قرار دهید .

کودکستان یا مهد کودک : اگر کودک در برابر رفتن به کودکستان مقاومت می کند ولی وقتی که آنجاست خوشحال است ، در این صورت احتمالا ترس او از جدایی است . در چنین شرایطی ، در حالی که به آرامی استقلال را تشویق می کنید ، محبت و دلسوزی به او نشان دهید . اگر کودک از بودن در کودکستان می ترسد ، دریابید چه چیزی برای او ترسناک است – معلم ، کودکان ، یا شاید محیط شلوغ و پر سر و صدا . با همراهی کردن کودک ، بیشتر از او حمایت کنید و به تدریج مقدار زمان حضور خود را کاهش دهید .

حیوانات : کودک را وادار نکنید با سگ،گربه ، یا حیوان دیگری که ترس برانگیز است روبه رو شود.اجازه دهید کودک خودش آنها را امتحان کند . نشان دهید که چگونه حیوانی را بغل و نوازش میکنند،و به بچه بگویید که وقتی به آرامی با حیوانات برخوردار شود، آنها مهربان هستند . اگر بچه از حیوان بزرگتر است ، به این صورت تأکید کنید : ( تو خیلی بزرگی .این بچه گربه احتمالا از تو می ترسد).

ترس های شدید : اگر ترس کودک شدید است ، برای مدت طولانی ادامه یافته ، در فعالیت های روزمره اختلال ایجاد کرده و نمی توان آن را به شیوه هایی که در فوق توصیه شد کاهش داد، به سطح فوبی رسیده است . گاهی فوبی ها با مشکلات خانوادگی ارتباط دارند و برای کاهش دادن آنها مشاوره ضرورت دارد . در مواقع دیگر ، هنگامی که توانایی خودگردانی هیجان کودک بهبود می یابد ، فوبی ها بدون درمان کاهش می یابند . ( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی(جلد اول)– تألیف: لورا برک – ترجمه:یحیی سید محمدی– صفحه 449 )

الگوهای عملی .

چند وقتی بود که شیدا دخترم به شدت به نماز اول وقت علاقه مند شده بود . با آن چادر سفید قشنگش و با آن معصومیتی که یک دختر هشت ساله می تواند داشته باشد ، عبادت می کرد . وقتی پیگیر شدم فهمیدم خانم مدیر خوب مدرسه شان هنگام نماز ظهر ، پشت سر این بچه ها و نوگل ها می ایستد و در حالی که به آن ها اقتدا می کند ، با آن ها نماز جماعت می خواند ! شیدا می گفت که با وجود سرمای شدید هوا ، همه بچه ها از وضو گرفتن با آب سرد و نماز خواندن لذت می برند . الان نماز خواندن برای دختر کوچکم ارزش خاصی دارد . یاد سخن بزرگی افتادم که می گفت بچه ها از رفتارهای ما بیشتر درس می گیرند تا گفتارمان و اگر قرار باشد بچه ها یادگیری داشته باشند بهتر است برای شان الگوهای عملی باشیم . و... سهراب سپهری چه خوب می سراید : درچراگاه نصیحت گاوی را دیدم سیر !  ( برگرفته از مجله موفقیت شماره 139 صفحه45)  

850 هزار کودک متاهل .

فرشید یزدانی ، پژوهشگر فعال در حوزه کودکان در گفت و گو با ایسنا گفت : طبق پیمان نامه جهانی حقوق کودک که افراد زیر 18 سال را کودک دانسته ، حدود هفت درصد از کودکان بین سنین 10 تا 18 ساله در کشور ازدواج کرده اند که این درصد حدود 850 هزار دختر و پسر ایرانی را شامل می شود . وی همچنین اعلام کرد که در حال حاضر 25 هزار نفر از کودکانی که ازدواج کرده بودند طلاق گرفته اند . ( برگرفته از مجله موفقیت شماره 159صفحه13 )

زنگ تفریح بیشتر = یادگیری بهتر .

افزایش وقت استراحت و بازی کردن دانش آموزان در مدارس باعث بهتر شدن رفتار آنان در کلاس های درس خواهد شد . بررسی دانشمندان دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین آمریکا نشان می دهد که کم بودن زمان آزاد برای بازی و استراحت دانش آموزان در مدارس باعث خواهد شد که در کلاس های درس شیطنت و سرپیچی دانش آموزان بیشتر شود . دکتر لیگ وینکور از دانشگاه مریلند آمریکا در این باره به فاکس نیوز گفت : بررسی ها نشان می دهد کودکان به بازی ، ورزش وتمرین کردن نیازدارند تا بتواننددرطی آن تنش های خودراکاهش و قدرت یادگیری خود را افزایش دهند .همچنین استراحت و ورزش کردن به دانش آموزان امکان تخلیه انرژی میدهد وباعث میشودهنگام بازگشتن به کلاس توان تازه ای داشته باشند.(واحد مرکزی خبر– برگرفته ازمجله موفقیت شماره 161صفحه14)   

تنظیم کردن استفاده از تلویزیون و کامپیوتر :

تماشا کردن تلویزیون و استفاده از کامپیوتر را محدود کنید : مقررات روشنی را وضع کنید که آنچه را که کودکان می توانند در تلویزیون ببینند یا روی کامپیوتر انجام دهندمحدود کنند وبه این مقررات عمل کنید.از تلویزیون یا کامپیوتر به عنوان پرستار بچه استفاده نکنید. تلویزیون یا کامپیوتر را در اتاق خواب بچه قرار ندهید؛ انجام اینکارموجب استفاده زیاد شده وکنترل کردن فعالیت کودک رادشوار میسازد.

از تلویزیون یا کامپیوتر برای تقویت کردن یا تنبیه کردن کودکان استفاده نکنید : در صورتی که از دسترسی به تلویزیون یا کامپیوتر برای تقویت کردن یا تنبیه کردن استفاده شود ، کودکان به طور فزاینده ای مجذوب آن می شوند .

همراه با کودکان تلویزیون تماشا کنید و به  آنها کمک کنید آنچه را که می بینند ، درک کنند : در صورتی که بزرگسالان رفتاری را که در تلویزیون به نمایش گذاشته می شود تأیید نکنند ، سئوال هایی را دربارۀ واقعی بودن آن مطرح کنند ، و کودکان را به بحث کردن دربارۀ آن ترغیب کنند ، به کودکان می آموزند که به جای پذیرفتن بی چون و چرای محتوای برنامۀ تلویزیونی ، آن را ارزیابی کنند .

محتوای برنامه های تلویزیونی را به تجربیات یادگیری روزمره ربط دهید : استفاده از برنامه های تلویزیونی به صورت سازنده ، به یادگیری کمک می کند زیرا کودکان را ترغیب می کند تا به محیط اطراف خود بیشتر دقت کنند . برای مثال ، برنامه ای دربارۀ حیوانات ممکن است موجب سفری به باغ وحش یا دیدار از یک کتابخانه برای یافتن کتابی دربارۀ حیوانات شود .

برنامه های تلویزیونی و کامپیوتری خوب را الگو قرار دهید : خودتان از تماشا کردن بیش ازحد تلویزیون واستفاده از کامپیوترو تماشاکردن فیلمهای خشونت آمیز خودداری کنید.الگوهای تماشای والدین برالگوهای تماشای کودکان تأثیرمیگذارند. ( برگرفته از کتاب روانشناسی رشد – از لقاح تا کودکی (جلد اول)– تألیف: لورا برک – ترجمه : یحیی سید محمدی – صفحه 469 )    

فرزندان چه انتظاراتی از ما دارند ؟

1-احساس کنند مورد علاقه هستند. 2-احساس کنند دیگران به آنان نیاز دارند .

3-احساس کنند مورد احترام هستند. 4-احساس کنند قدرتمند هستند .

 5-احساس کنند جزیی از خانواده هستند.

( برگرفته از مجله موفقیت – شماره 162 – صفحه 104 )

هفت راه برای تربیت کودکی شاد :

1-برای کودکتان از خاطرات کودکیتان بگویید . 2-با کودکتان به پیاده روی بروید. 3-با هم خندیدن را فراموش نکنید . 4-دنیای او را باور کنید هرچند که کوچک باشد . 5-به فرزندتان فرصت دهید تا خود را نشان دهد . 6-همراه با فرزندتان به سراغ کودکان بی بضاعت بروید . 7-مبارزه با مشکلات و یافتن بهترین راه حل را ، به کودکتان بیاموزید.

( برگرفته از مجله موفقیت– شماره 166 – صفحه88)

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 11:0  توسط رقیه شیری  | 

معرفی کتاب در مورد کودکان

معرفی کتاب در مورد کودکان :

** تربیت مذهبی کودک مؤلف : سید مجتبی موسوی زنجانرودی – ناشر : پرتو خورشید . قیمت : 1000تومان .

** حقوق کودک زهرا عطایی – انتشارات سامان دانش .

** روانشناسی بازی تألیف : دکتر سیامک رضا مهجور – ناشر : ساسان .

** روانشناسی رشد تألیف:لورابرک– ترجمه:یحیی سیدمحمدی– نشر :ارسباران

** دنیای اسرارآمیز کودکان لارنس شپیرو / دکتر پرویز بیرجندی ، پرویز مصلی نژاد – انتشارات : شهید مهدوی – قیمت : 4500تومان – این کتاب به مفهوم نشانه های کلامی و غیر کلامی کودکان ، شیوه های موفقیت و چگونگی شکل گیری رویاهای شان می پردازد .

** چرا بچه من نمی خوابه ؟ - شارلوت هارو / دکتر کتایون شهپرراد – انتشارات : قطره – قیمت : 1500تومان – این کتاب به بررسی مشکلات خواب ( کم خوابی ، بی خوابی ، بد خوابی ) ، کابوس و شب ادراری در کودکان میپردازد.

** نمک در جوراب – لیلیان ام . برد / سیمین موحد – انتشارات : حوض نقره – قیمت " 3500تومان – در این کتاب با درمان های خانگی برای بیش از 90 بیماری رایج در کودکان آشنا می شوید .

** چگونه با فرزندتان صحبت کنید دکتر پل کلمن / مریم ملکوتی – انتشارات : قطره – قیمت : 6300تومان – اگر برقراری ارتباط با فرزندتان کاری دشوار است ، این کتاب را حتما بخوانید ، این کتاب کمکتان می کند که درست و به حق و به موقع و بجا صحبت کنید .

** به سوی نبوغ مایکل جی . ای . هاو / مهدی مجردزاده کرمانی – انتشارات : مؤسسه فرهنگی راه بین – قیمت : 1200تومان – چرا بعضی ها تواناتر از دیگرانند ؟ چه کنیم تا کودکانمان به نوابغ بزرگی مبدل شوند یا در زمینه خاصی بدرخشند ؟ این کتاب پاسخ شایسته ای به این پرسش هاست .

** لطفا پدر و مادر خوبی باشید ! محمود نامنی ، صدیقه شجاعی نامنی – انتشارات : نامن - قیمت : 7000تومان – اگر می خواهید فرزندان خوبی داشته باشید خواندن این کتاب خالی از فایده نیست .

** کلیدهای رفتار با کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه باری ای . مک نامارا ، فرانسین جی . مک نامارا / فریبا مقدم – انتشارات : صابرین – در این کتاب خواهید آموخت چگونه با مدرسه فرزندتان همکاری کنید ، به طور موثرتری رفتار فرزندتان را مدیریت کنید و مدافع او باشید .

** کلیدهای رفتار با دوقلوها کارن کرکف گرومادا و مری سی هرلبرت / آزیتا قدسی راثی – انتشارات : کتاب های دانه – قیمت : 2700تومان – مطالب این کتاب شامل پاسخ به سوالاتی در مورد هماهنگی خانواده ، تغذیه ، فرآیندهای مختلف همبستگی درخانواده و روابط متغییر دوقلوها درطول سال های رشداست .

** 101 راه برای آنکه مادر بهتری باشید ویکی لنسکی / فیروزه داکلی – انتشارات : پیک ادبیات – قیمت : 1200تومان – مادران عزیز با خواندن این کتاب خاطراتی با فرزندان خود به وجود خواهند آورد که برای یک عمر باقی می ماند . این کتاب راهنمایی است برای مادرانی که می خواهند بهتر مادری کنند .

** 101 راه برای اینکه پدر بهتری باشید ویکی لنسکی / فیروزه داکلی و مژگان امیر فروغی – ناشر : پیک ادبیات – قیمت : 1200تومان – این کتاب به شماپدران راه هایی راپیشنهادمی کند تاباعمل کردن به آن پدربهتری برای فرزندان خودباشید.اختصاص زمانی برای فرزند،بازی کردن بااوو..جزواین راه هاهستند.

** کلیدهای تربیت کودک مبتلا به سندرم دان مارلین تارگ بریل / اکرم کرمی – انتشارات : صابرین – قیمت : 2200تومان – کتاب حاضر توصیه هایی را به والدین کودکان سندرم دان می دهد تا آن ها را در مواجهه با مشکلات جسمی ، تحصیلی ، تفریحی و ورود به جامعه یاری کنند .

**روانشناسی کودکان ونوجوانان استثنائی دکتربهروزمیلانی فر– نشر: قومس

** روانشناسی عمومی تألیف : دکتر غلامحسین انتصار فومنی ، دکتر جواد صالحی ، دکتر علیرضا کاکاوند – انتشارات : سرافراز

** 108ترانه های کودکانه حمیرا شفاوردی – ناشر: آوینا – قیمت : 900تومان

** قصه های بابا بزرگ مش باقر مؤلف : بتول سعیدی – ناشر : ساویز .   

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 11:50  توسط رقیه شیری  |