نگرشی نو

علمی

کودکان سرامد یا ممتاز - خصوصیات - خلاقیت - عوامل موثر - پدران و مادران کودکان بسیار خلاق - شناخت خلا

کودکان سرامد یا ممتاز : ( باهوش یا پراستعداد )

در تقسیم بندی وکسلر کودکانی که هوشبهرشان بالای 130 باشد باهوش یا پر استعدا می گویند که حدود 2/2 درصد افراد را به خود اختصاص می دهند . افرادی که هوششان 140 به بالا است 2 درصد افراد جامعه را به خود اختصاص می دهند . باید برخوردمان با افراد تیزهوش نیز درست باشد مانند کودکان عقب مانده که نیاز به برخورد درست دارند . مثلا افراد تیز هوش می توانند دست به دزدی ، قتل و .. بزنند و پلیس نیز نتواند آنها را دستگیر کند پس باید رفتار درستی داشته باشیم تا بتوانند مخترع و.. باشند . ومفید واقع شوند . کودکان تیز هوش نابغه نیز جزء استثنایی ها هستند . اگر کودکان جزء خانواده های سطح پایین باشد نمی شود آنها را مشخص کرد و نبوغشان سرکوب می شود . ولی اگر در خانواده های سطح بالا باشند می شود آنها را نبوغشان را پرورش داد . کودکان نسبت به افراد پایین تر از خود تیزهوش و نسبت به افراد باهوش تر ازخود کم هوش است . افرادی که هوششان از 140 بالا است افراد سرامد هستند . افرادی که 140 تا 170 هوش دارند به آنها سرامد گفته می شود در بعضی از کتاب ها 170 به بالا را نابغه گفته می شود . کودک تیز هوش به کودکی گفته می شود که با کمک فکر و استدلال فرایندهای عالی ذهن بتواند قضاوت صحیح کند دارای استعداد خاص در کارهای خلاقه باشد . با بچه ها باید مثل بزرگترها رفتار کنیم . آزمون وکسلر از 3 سال به بالا می توان این بچه ها را تشخیص داد . تعریف اسمیت و همکارانش : تیزهوش فردی است با قوای ذهنی عالی نیروی خلاق و دارای انگیزه های خاص و با ارزش که کودک را کاملا از همسالان متمایز می کند . و او توانایی این را دارد که سهم و ارزش قابل قبولی در اجتماع خود داشته باشد .

از تیزهوش تعاریف مختلفی است جون ابزاری که هوش را اندازه گیری می کند مختلف است : 1-از چه آزمونی برای اندازه گیری هوش استفاده کرده اند . 2-کدام ملاک ها دلیل بر تیزهوشی تلقی شده 3-یا افراد از کدام نژاد ، سن و جنس بوده اند 4-جند درصد این ملاکها باشند که بگوییم فرد تیزهوش است . ( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی– دکتر بهروز میلانی فر – صفحه133)

خصوصیات کودکان ممتاز : داشتن خصوصیاتی جسمانی ، عاطفی ، هوشی ، اجتماعی و سوابق خانوادگی کودکان تیزهوش باعث می شود که اولا علت تیزهوشی شان مشخص شود . ثانیا نگهداری ، آموزششان ، پرورششان مشخص شود . اکثر بررسی ها و تحقیقاتی که درمورد کودکان تیزهوش انجام گرفته پیشرفت تحصیلی و خصوصیات جسمانی و هوشی آنها را مورد بررسی قرار داده است در مورد مشخصات اجتماعی و عاطفی شان تحقیقاتی صورت نگرفته یا حداقل کم صورت گرفته استاما بعضی از یافته ها توسط دانشمندان مورد توافق اکثریت است که آنها به قرار زیر است :

عوامل تأثیر گذار در تیزهوشی : 1-منشأ قومی و نژادی 2-نسبت و جنسیت 3-سابقۀ خانوادگی 4-سلامتی جسم و روان 5-پیشرفت در امور تحصیلی 6-خصوصیات عاطفی ، شخصیت ، منش و رفتار اجتماعی ( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی – دکتر بهروز میلانی فر– صفحه135)

کودکان نابغه : هوششان بالای 170 است . نابغه به فردی اطلاق می شود که با ابتکار و توانایی خود بتواند از عهدۀ کارهای ابداعی و اختراعات و برنامه ریزیهای مهم که افراد دیگر از آن عاجزند برآمده و نظریات و کشفیات او از لحاظ کیفی و کمی قابل ارزش و خارق العاده باشد و جامعه برای آن ارزش قائل شود . لزوما یک نابغه مخترع عالی و دانشمندی برجسته نیست یک رهبر سیاسی و اقتصادی به سهم خود نابغه است . استعداد سرشار ، علاقه شدید و دائمی ، خستگی ناپذیری برای کارهای ابتکاری ، فکری و مهم تقسیم کار در زمینۀ خاص از ویژگیهای نبوغ به شمار می آید . گالتون هوشبهرش 200 بود . در5/2 سالگی قادر به خواندن بود . 5/1 درصد نابغه ها قبل از 3 سالگی 10% قبل از 4 سالگی و 20% قبل از 5 سالگی قادر به خواندن کتاب بودند . ( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی – دکتر بهروز میلانی فر– صفحه145)

انواع تیزهوشها : 1-تیزهوشهای خلاق : علاوه بر هوش سرشارشان در مسائل هنری ، علمی ، فرهنگی ، صنعتی و ابداعات و اختراعاتی دارند . این کودکان برای اینکه آثار هنری خلق کنند باید مراحل زیر را طی کنند : 1-مرحلۀ آمادگی و تهیه 2-مرحلۀ پنهانی یا نهفتگی 3-جرقۀ فکری ( اشراق ) 4-مرور و تکرار     2-تیزهوشهای درس خوان : این کودکان به مطالب مجرد ( انتزاعی ، ذهنی ) علاقه دارند . بهتر ، بیشتر و سریعتر از دیگران مطالب را یاد می گیرند خیلی کتاب می خوانند موقعی که خسته می شوند خستگیشان را با کتاب رفع می کنند از خواندن کتاب و حل مسائل لذت می برند از نظر نگارش و نوشتن قوی تر از بقیه هستند .  3-تیزهوشهای حرفه ای یا مکانیکی : در این کودکان یادگیری اعداد و ارقام بیشتر است جون عدد یک مفهوم انتزاعی است هرکی نمی تواند آن را خوب یادبگیرد این کودکان علاقۀ زیادی به ساختن اشیاء دستی دارند از ریاضیات ، اندازه گیری ، وزن کردن ، مثلثات اشکال هندسی خوششان می آید . ممکن است به مسائل فنی علاقه نشان بدهند در کارهای حرفه ای پیشرفت خارق العاده ای دارند بعضی از اینها ممکن است به علت بی علاقه ای به درس از مدرسه هم اخراج شوند و بروند دنبال صنعت اگر این چنین باشد اینها صنعتگران قابلی می شوند . 4-تیزهوشهای کم پیشرفت : این کودکان باوجود هوش زیاد در یادگیری موفق نیستند خودشان با خودشان لج می کنند هوششان را به کار نمی گیرند اکثر معلمان می گویند این بچه ها هوش دارند ولی نمی دانم چرا هوششان پایین می شود . علتش می تواند دو مطلب باشد : بعضی از اینها کتاب ها را قبل از اینکه بیایند کلاس بلدند و معلم قدم به قدم به جلو می رود و بچه ها حوصله شان سر می رود و لذا ارتباط بین معلم و دانش آموز بریده می شود بعضی شاید جدا از درس کارهم بکنند بنابراین خستگی کار باعث میشود پیشرفت نداشته باشند ویاممکن است آسیب خفیف مغزی داشته باشند که این آسیب اختلال در خواندن ایجاد کرده باشد . کم نیستندنوابغی که درکودکی مشکل داشتند مثلا انیشتین دیربه حرف آمد پدرومادرش نگران بودند چون دیربه حرف آمد به مدرسه راه ندادند.چرچی همیشه مشکل زبان داشت به همین دلیل نتوانست به دانشگاه برود.ادیسون شاگرد تنبل کلاس بود.آدلر و یونگ دوروانپزشک معروف دردرس ریاضی ضعف داشتند.( برگرفته از کتاب روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی– دکتر بهروزمیلانی فر– صفحه151)

خلاقیت چیست ؟

خلاقیت  ، توانایی شخص در ایجاد ایده ها ، نظریه ها ، بینش ها یا اشیای جدید و نو و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که از نظر متخصصان به عنوان پدیده های ابتکاری قلمداد شده ، از لحاظ زیباشناسی ، فن آوری و اجتماعی با ارزش است . محور اصلی این تعریف تازگی و ارزش است . بنابراین خلاقیت در کودکان کم سال ، روشی برای اندیشیدن ، اقدام کردن یا ساختن چیزی که برای کودک بکر و بدیع بوده ، خود او و دیگران از آن استفاده کنند . خلاقیت خصوصیتی نیست که در انحصار عده ای خاص باشد و وقتی صحبت از آن می شود تنها مبتکران و مخترعان بزرگ را انسانهای خلاقی بدانیم و یا اینکه خلاقیت را جزو خصیصه های شخصی افراد بدانیم که عده ای از آن برخوردارند و عده ای فاقد آن هستند . تمامی افراد به درجاتی در زمینه های مختلف دارای قدرت خلاقه هستند و اگر زمینه های لازم برای شکوفایی و رشد آن فراهم شود می توانند آن را ظاهر سازند .( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه 3 ) 

اهمیت و ضرورت پرورش خلاقیت چیست ؟

پیدا کردن راه حل های نو در همۀ عرصه ها نیاز به انسان های خوش فکری دارد که آمادگی برخورد با این مسایل را داشته باشند و قبلا آن را فراگرفته باشند . اگر فردی بخواهد شنا کردن را در زمانی فراگیرد که در یک دریای طوفانی یا رودخانۀ خروشان گرفتار شده است احتمالا می خواهد کاری بسیار سخت یا ناممکن را انجام دهد . اگر داشتن خلاقیت برای ادامۀ زندگی ضروری ست و از طرفی راه و روش آن آموختنی نیز هست بهتر است زمینه های آن فراهم گردد و مهارت های لازم آن در زمان مناسب به افراد آموزش داده شود و چه زمانی مناسب تر از دوران کودکی که ذهن افراد در حال شکل گرفتن است و سنگ بنای اولیۀ تفکر در آن گذاشته می شود . .( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه 4 ) 

تفکر و تجسم ابزار خلاقیت :

تفکر چیست ؟ تفکر فعالیت هدفدار ذهنی ست که ما تا حدودی بر آن کنترل داریم . بعضی از محققان تفکر را فرایندی می دانند که تجربه های گذشتۀ فرد را سازمان می دهد . ویناک در کتاب روان شناسی تفکر ، را چنین تعریف می کند : تفکر سازمان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته ، برای استفاده در موقعیت فعلی است . از نظر گیلفورد تفکر به دو گونه انجام می شود که وی آن ها را تفکر همگرا و تفکر واگرا نامیده است . تفکر همگرا ، همان تفکر منطقی یا استدلال است که به دنبال یک جواب صحیح می گردد در حالی که در تفکر خلاق یا واگرا ، فرد به راه حل های مختلف و تازه ای برای یک مسئله توجه می کند .

تجسم چیست ؟ به قول ژول ورن نویسندۀ داستان های تخیلی ( آنچه یک فرد قادر به تصور آن باشد فرد دیگری قادر به ساختن آن است ) . در واقع تجسم عبارت است از یک فعالیت ذهنی که ما طی آن قادر هستیم موقعیت ها یا اشکالی که در حال حاضر با حواس خود قادر به درک آن نیستیم را به تصویر کشیده یا بازآفرینی کنیم . تجسم ، گاه به صورت  فعال انجام می شود و گاه به صورت غیر فعال . در حالت غیر فعال تصاویر یا احساسات ، بدون انتخاب ما خود به خود به سراغمان می آیند . در حالت فعال ما آگاهانه آنچه را می خواهیم ببینیم یا تصویر کنیم برمی گزینیم و می آفرینیم . در هر دو حالت ، تجسم بخش مهمی از فرآیندهای ذهنی ما هستند و با تعامل با تفکر منطقی می توانند موجب خلاقیت در افراد شوند . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت درکودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان– صفحه5 )

عوامل مؤثر بر خلاقیت :

به طور کلی ، عوامل مؤثر برخلاقیت را به دو دسته زیر تقسیم می کنیم :

 عوامل فردی یا درونی – عوامل بیرونی یا محیطی .

منظور از عوامل درونی ، آن دسته از عواملی است که از ویژگی های فردی و شخصیتی سرچشمه می گیرد مانند هوش ، ساختار شخصیتی فرد ، وراثت ، خود پندار ، مثبت یا منفی توانایی های شناختی و مهارت های حرکتی عواملی بیرونی ، مربوط به موقعیت های فرد در ارتباط با دیگران و محیط است و شامل خاونده ، تعلیم ، تربیت ، فضا و ساختار آموزشی ، و عوامل اجتماعی و اقتصادی می باشد. ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه25 )

هوش و خلاقیت : 

هوش ، خصوصیتی است که با آزمون های هوش سنجیده می شود و به توانایی فرد برای شناخت ، ادراک ، حافظه و ارزیابی و قضاوت گفته می شود . در برخی از کتاب های روان شناسی ، هوش توانایی سازگاری با محیط تعریف می شود . مطالعات نشان داده است به تناسبی که هوش افراد بالاتر می رود خلاقیت آنها نیز زیاد تر می شود . اما افزایش هوش به میزان معینی می رسد و لزوما خلاقیت افزایش پیدا نمی کند آن میزان ، بهره هوشی 120 است و بعد از آن خلاقیت در صورتی افزایش می یابد که عوامل دیگر مانند محیط خلاق و تربیت مناسب و یا سایر عوامل وجود داشته باشد . استعداد ، در حقیقت قسمتی از هوش فرد است که ما از آن با عنوان هوش خاص نام می بریم و آن ، توانایی ذهنی خاص در یک زمینه مشخص . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه25 )

برخی از خصوصیات شخصیتی که برای افراد خلاق قائل هستند عبارتند از :

1-خود نظمی در کار 2-پشتکار در مواجهه با شکست 3-تمایل برای پذیرفتن خطر و ریسک کردن 4-تحمل ابهام و گرایش به امور پیچیده 5-استقلال 6-اعتماد به نفس 7-علاقه مندی و لذت بردن از تجربه و آزمایش 8-احساس امنیت 9-حساسیت مثبت و خودپنداره مثبت 10-کنجکاوی زیاد 11-کنترل خود 12-شجاعت فردی 13-قدرت تجسم بالا ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان – رشتۀ کودکیاری – سال سوم دبیرستان – صفحه26 )

خلاقیت و هیجان :

هیجانات می توانند فرایندهای شناختی نظیر ، یادآوری ، ادراک ، تفکر و خلاقیت را مختل کنند و درست مانند پارازیت های رادیویی باعث شوند پیام هایی که مغز دریافت یا ارسال می کند ، نامفهوم باشند . در اینجا باید جنبۀ مثبت تأثیر هیجانات بر عملکرد ذهن و به ویژه برخلاقیت را بازگو کنیم و آن این که سطح پایین هیجان و برانگیختگی نیز باعث افت خلاقیت می شود . چراکه اگر فرد هیچ هیجان و تنشی نداشته باشد دچار ( اضطرار خلاق ) نمی شود و ضرورتی برای تغغیر شرایط موجودش نمی یابد . پس یک محیط کاملا آرام و بدون هیچ عامل تنش زا به شکلی که همه چیز موافق میل فرد باشد ، محیط ایده آل برای خلاقیت نیست.آنچه موجب کاهش خلاقیت و همچنین دیگر فعالیتهای شناختی نظیر ادراک و تفکر میشود ، نه خود هیجان ، بلکه هیجان بیش از حد است. ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت درکودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان– صفحه28 )

والدین چگونه می توانند خلاقیت را در کودکان خود برانگیزند :

1-آزادی 2-احترام 3-اعتدال در روابط عاطفی 4-بایدها و نبایدها 5-نقش الگویی خانواده 6-توجه به خلاقیت کودکان و قدردانی از آن 7-تصویر ذهنی از آینده 8-شوخ طبعی در خانواده 9-محیط فیزیکی خانه . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان – صفحه30 )

پدران و مادران کودکان بسیار خلاق :

روش هایی که این پدران و مادران به کار می برند : آنها برای عقاید فرزند خود احترام قائل اند و او را به بیان آنها تشویق می کنند – آنها احساس می کنند یک کودک باید برای فکر کردن ، رؤیا دیدن و وقت خود را به دلخواه گذراندن فرصت داشته باشد – آنها اجازه می دهند فرزندشان بسیاری از تصمیم ها را خودش اتخاذ کند – این والدین با فرزندشان اوقات صمیمانه و گرمی را می گذرانند – آنها فرزندشان را تشویق می کنند کنجکاو باشد و دربارۀ چیزها کاوش و سؤال کند – اطمینان حاصل می کنند که فرزندشان می داند آنچه او آزمایش نموده و یا  انجام می دهد مورد تأیید پدر و مادر است .

آنچه این پدران و مادران برای آموختن کاری به فرزندشان انجام می دهند :

کودک را تشویق می کنند – رفتاری گرم و حمایت کننده دارند – عکس العمل آنها نسبت به کودک ، رفتاری برای بالا بردن روحیه اوست – از بودن با کودک خود خوشحال هستند – حامی و مشوق کودک هستند – کودک را تحسین می کنند – قادر به برقراری روابط خوب کاری با کودک هستند – کودک را تشویق به انجام کار به طور مستقل می کنند . ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان – صفحه32 )

پدران و مادران کودکان کمتر خلاق :

روش هایی که این پدران و مادران به کار می برند : آنها به فرزند خود می آموزند که وقتی رفتار بدی داشته باشد به طریقی تنبیه خواهد شد – آنها به فرزندشان اجازه نمی دهند نسبت به والدین عصبانی شود – سعی می کنند فرزندشان را از کودکان یا افراد فامیل که دارای عقاید یا ارزش های متفاوتی هستند دور نگاه دارند – آنها معتقدند که یک کودک باید فقط دیده شود ولی صدایش شنیده نشود – احساس می کنند فرزندشان موجب نا امیدی آنهاست – اجازه نمی دهند کودکشان تصمیمات آنها را مورد سؤال قرار دهد .

آنچه این پدران و مادران برای آموختن کاری به فرزندشان انجام می دهند :

مایل هستند به کارها بیش از حد نظم بدهند – مایل به کنترل کار هستند – مایل به ایجاد راه حل های خاصی برای هر کار هستند – از کودک انتقاد کرده عقاید و پیشنهادهای او را رد میکنند – به نظر میرسد از کارهای کودک خجالت می کشند و به او افتخار نمی کنند – در یک مبارزه قدرت با کودک وارد میشوند و در واقع بین کودک و پدر و مادر رقابت وجود دارد – در مقابل مشکلات تسلیم می شوند و عقب نشینی می کنند و از کنار آمدن با مشکلات سرباز میزنند – به کودک فشار میآورند برای انجام کارها اقدام نماید – با کودک ناشکیبا هستند. ( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان– صفحه33 )

موانع خلاقیت : 

1-قضاوت و ارزیابی 2-عادات 3-خودپنداره منفی 4-ترس از شکست 5-رویگردانی از ابهامات 6-مطابقت

( برگرفته از کتاب پرورش خلاقیت در کودکان– رشتۀ کودکیاری– سال سوم دبیرستان – صفحه34 )

خلاقیت و استعداد :

خلاقیت عبارت است از توانایی آفریدن اثری که اصیل ولی مناسب باشد – چیزی که دیگران تصور نمیکنند به طریقی میتواند سودمند باشد ( لوبارت ، 2003؛ استنبرگ، 2003).کودکیکه استعداد زیادی برای خلاقیت داردمیتواند سرآمد نامیده شود . آزمون های توانایی خلاقیت ، تفکر واگرا را بررسی می کنند – تولید راه حل های غیر عادی هنگام روبه رو شدن با یک تکلیف یا مسئله . تفکر واگرا با تفکر همگرا تفاوت دارد . تفکر همگرا رسیدن به فقط یک جواب درست است که درآزمونهای هوش روی آن تأکید میشود.چون کودکان بسیار خلاق (مانند کودکانی که هوشبهر بالایی دارند)اغلب در برخی تکالیف بهتر از دیگران هستند ، انواع آزمون های هوش تفکر واگرا وجود دارد . مقیاس کلامی ممکن است از کودکان بخواهد مصارف چیزهای رایج را نام ببرند(مثل روزنامه ) . مقیاس تصویری ممکن است از آنها بخواهد براساس یک نقش دایره ای ، شکل هایی را ترسیم کنند . مقیاس ( مسئله دنیای عملی ) از دانش آموزان می خواهد راه حل هایی را برای مسایل روزمره توصیه کنند . پاسخ ها را می توان براساس تعدا افکار تولید شده و خلاقیت آنها نمره گذاری کرد . با این حال منتقدان خاطر نشان می سازند که این مقیاس ها دستاوردهای خلاق را در زندگی روزمره به طور نامناسب پیش بینی می کنند زیرا فقط یکی از مشارکت های شناختی پیچیده در خلاقیت را بررسی می کنند . تعریف کردن مسئله های جدید و مهم ، ارزیابی افکار واگرا ، انتخاب کردن نوید بخش ترین آنها ، و اتکا کردن بر دانش مربوط برای درک و حل کردن مسایل نیز در خلاقیت دخالت دارند( استرنبرگ،2003؛استرنبرگ و لوبارت، 1996).

وقتی که این اجزای تشکیل دهنده را در نظر بگیریم ، متوجه می شویم که چرا افراد معمولا فقط در یک یا چند زمینه مربوط ، خلاقیت نشان می دهند . حتی افرادی که به خاطر هوشبهر بالا سرآمد شناخته شده اند ، در موضوعات تحصیلی توانایی نا مناسبی را نشان می دهند . تا اندازه ای به همین دلیل ، تعریف سرآمدی گسترش یافته است تا استعداد را دربرگیرد– عملکرد برجسته در رشته ای خاص . مورد پژوهی ها نشان می دهند که عملکرد های برجسته در نگارش ، ریاضیات ، علوم ، موسیقی ، هنرهای تجسمی ، ورزش ها ، یا رهبری ، در علاقۀ تخصصی ریشه دارند که ابتدا در کودکی نمایان شده اند ( وینر ، 2003 ) . کودکان بسیار با استعداد از لحاظ زیستی برای تسلط یافتن بر زمینۀ مورد علاقۀ خود آمادگی دارند و برای انجام دادن آن علاقه نشان می دهند . اما استعداد باید پرورش یابد . بررسی پیشینۀ کودکان با استعداد و بزرگسالان بسیار موفق نشان می دهد که والدینی که صمیمی و دلسوز هستند،زندگی خانوادگی تحریک کننده ای را تأمین میکنند ، خود را نسبت به پرورش دادن توانایی های فرزند خویش متعهد میدانند ، و الگویی از سخت کوشی برای فرزندخود هستند.( برگرفته ازکتاب روانشناسی رشد – از لقاح تاکودکی (جلداول)– تألیف: لورابرک– ترجمه:یحیی سیدمحمدی– صفحه 548 )   

شناخت خلاقیت کودکان :

رفتار کودک ، خلاق است ، اگر نو و مناسب باشد .

هر انسان طبیعی قادر است در زمینه ها و زمان های مختلف کارهای خلاقانه ای انجام دهد. اکثر ما فکر می کنیم خلاقیت چیزی است که در یک شخص وجود دارد و مثلا میگوییم این کودک خیلی خلاق است.اغلب اوقات به اشتباه مردم کلمه خلاق را مترادف کلمه پراستعداد به کارمیبرند. کودکی که در نواختن یک وسیله موسیقی مهارت کافی داردو به همین ترتیب کودکی که در یک آزمایش ضریب هوشی نمره فوق العاده بالایی به دست می آورد ، در حقیقت پراستعداد است ، اما خلاقیت همان استعداد یا هوش نیست.محققان خلاقیت ،متوجه شدند که هم خلاقیت سطح بالا و هم خلاقیت سطح پایین درکودکانی که ضریب هوشی بالا ومتوسط دارند،دیده میشود .

***پس خلاقیت همان هوش و یا پراستعدادی نیست ، صرفا تقلید و یا از حفظ کردن مطالب هم نیست .***

هرکاری را که کودک انجام می دهد و یا می گوید می تواند خلاقیت به حساب آید البته اگر این دو فاکتور را داشته باشد .

1-باید با کارهایی که کودک قبلا انجام داده و تمام چیزهایی را قبلا دیده و یا شنیده است ، متفاوت باشد .

2-فقط نباید متفاوت باشد بلکه باید صحیح و جذاب بوده و در جهت رسیدن به یک هدف باشد .بعضی از عناصر خلاقیت فطری است. بعضی به یادگیری و تجربه بستگی دارد . وبعضی به محیط اجتماعی مربوط می شود .

قلمرو مهارت ها : قلمرو مهارت ها به منزله مواد اولیه استعداد ، آموزش و تجربه در یک موضوع خاص است . قلمرو مهارت ها تا حدودی ذاتی است . کودکان مطمئنا با درجات متفاوتی از استعداد به دنیا می آیند اما آموزش و تجربه می تواند حتی در سطوح نسبتا کمی از استعداد راه بلندی را به سوی پیشرفت طی کند . هم چنین در مواردی که سطح استعداد بالا است نیاز به پیشرفت و رشد وجود دارد . پس کاملا واضح است که انسان قبل از آنکه بتواند در یک زمینه خلاق شود باید دارای مهارت باشد که اکثر ما آن را نادیده می گیریم . هیچ کودکی قادر به انجام کارهای خلاق در زمینه نقاشی نخواهد بود مگر آنکه به دست گرفتن قلم مو ، ترکیب رنگ ها و کشیدن خطوطی را بیاموزد .

انگیزه درونی : انگیزه درونی ممکن است تا اندازه ای فطری باشد ؛ اما تا حد بسیار زیادی به محیط اجتماعی بستگی دارد . این انگیزه برای خلاق بودن آن قدر نادیده گرفته شده که می توان آن را حلقه مفقود خلاقیت نامید.

 ( ثریا بهاری – منبع: شکوفایی خلاقیت کودکان . دکتر ترزاآمابلی/دکتر حسن قاسم زاده،پروین عظیمی– برگرفته از مجله موفقیت شماره 168 – صفحه 35 )

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 10:29  توسط رقیه شیری  |